
روز 16 آذر 94 براي حسن روحاني، رئيسجمهور فرصتي شد تا در جمعي از افراد حاضر در دانشگاه شريف كه كمتر از يك سوم آنان از دانشجويان انتخاب شده بودند، شركت و سخنراني كند. سخنراني رئيسجمهور در روز امريكاستيزي در جايگاه بنفش تريبون كه نشانهاي از مديريت دولتي يك مراسم دانشجويي داشت، فاقد كليدواژه «استكبار» بود و به جز يك بار در آغاز سخنراني كه 16 آذر را «روز دانشجو، روز دانشگاه، روز استقلالطلبي، روز آزاديخواهي و روز ايستادگي نخبگان ملت و دانشجويان در برابر استعمار و استبداد» ناميد، امكان ديگري در سخنراني خود به وجود نياورد تا ماهيت اصلي روز 16 آذر را كه «استكبارستيزي و امريكاستيزي» بود، با مخاطبانش كه بيشتر افراد غير دانشجو بودند، در ميان بگذارد. رئيسجمهور براساس گزارش خبرنگار جوان و جستوجو در سايت رياستجمهوري و خبرگزاريهاي دولتي ايرنا و ايسنا همچنان كه از استكبار، حرفي نزد، حتي براي يك بار هم از «امريكا» نام نبرد تا دانشجويان نسل چهارم انقلاب، فرصت نيابند حافظهاي را كه از قرباني شدن سه دانشجو در پيش پاي نيكسون، رئيسجمهور امريكا در ذهن داشتند، در مراسم گراميداشت اين روز مرور كنند. تنها اشاره رئيسجمهور به «امريكا» وقتي بود كه جمعي از دانشجويان شعار «مرگ بر امريكا» دادند و رئيسجمهور گفت كه اين مال آن زمان (16 آذر 1332) بوده است (!) و البته روي خود را از شعاردهندگان برگرداند. در مجموع بيشتر محتواي سخنراني رئيسجمهور، ارائه آمار مثبت اقتصادي، توصيههاي انتخاباتي و تمجيد از رأيآوري خود در انتخابات 92 بود.
اما رئيس دولت يازدهم كه در نزد منتقدان و حتي گروهي از حاميانش به برخورد بد با منتقدان مشهور شده است، پس از سخنان معمول، به مسئله نقد از مسئولان پرداخت و تأكيد كرد كه فعلاً نقد رئيسجمهور سادهتر از نقد ديگران است پس با نقد رئيسجمهور آغاز كنيد(!) «همه مسئولان براساس مسئوليت بايد مورد سؤال قرار بگيرند. هيچ كسي نبايد خود را مستثني از سؤال ملت بداند و همه بايد به سؤال مردم و پاسخگويي در برابر سؤال مردم افتخار كنند كه البته افتخار ميكنند. البته حالا نقد برخي از قوا و برخي از نهادها يك مقدار مشكل است، فعلاً از دولت و رئيسجمهوري شروع كنيد.»
رئيسجمهور اما بلافاصله نقد را در چارچوب مورد نظر خود برد و توصيه كرد تا منتقدان در نقد هم ميانهروي كنند تا مخاطب بفهمد «شروع نقد از دولت» تعارفي بيش نبوده و شاخص همين نقد را هم رئيسجمهور تعريف ميكند. در حقيقت روحاني يك بار ديگر به منتقدان خود تفهيم كرد نقدي را صحيح و منطقي ميداند كه خود آن را در حدود مورد نظر خويش بپذيرد و در غير اين صورت آن نقد ديگر نقد افراطي و غيرقابلقبول است. روحاني البته به مثالي از اميرالمومنين نيز اشاره كرد كه تناسبي با موضوع و مفهوم سخن نداشت: «من همه انتقادات را دلسوزانه ميدانم، البته برخي از لحنها اگر كمي نرمتر شود، قشنگتر است (!) اساساً اين اعتدال كه ميگوييم در نقد هم بايد مراعات شود. اميرالمومنين فرمود راجع به من دو گروه خود را به هلاكت و نابودي انداختند، چه آنهايي كه علي را افراطي دوست دارند و او را تا مرز خدايي ميبرند و چه آنهايي كه با افراط با علي كينهورزي ميكنند. انتقاد هم نبايد در آن افراط باشد، تعريف هم در آن افراط نباشد، همه امور از جمله انتقاد بايد معتدلانه و ميانهروانه باشد اما در عين حال انتقاد مفيد است.»
مقايسه هستهاي با يك دولت عاجل!
رئيسجمهور در بخش ديگري از سخنراني روز امريكاستيزي، تفسيري هستهاي از رأي آوري خود در انتخابات 92 ارائه كرد، بدون اين ملاحظه كه انتساب رأي 50/7 درصدي يك رئيسجمهور به يك رفراندوم حتي اگر صحيح هم باشد، چيز قابل ذكر و افتخاري نيست و بايد در اين باره ملاحظات مسائل كلان و پايدار ملي همچون حقوق ملت در فناوري هستهاي را داشت و آن را امري فراتر از دوره چهار ساله يك دولت عاجل برشمرد اما رئيسجمهور همچون گذشته اصرار داشت كه از رأي حداقلي خود، برداشتهاي حداكثري كند: «در بحث هستهاي آن وقتي موفق شديم كه مردم به صحنه آمدند(!) مردم در انتخابات 92 مسئله هستهاي را به بحث گذاشتند(!) اين آغاز پيروزي ملت بود. اگر هستهاي در انتخابات 92 به بحث گذاشته نميشد، نقد نميشد و آثار تحريم مورد بررسي قرار نميگرفت، راهحل مسئله مورد بحث قرار نميگرفت.مردم در رأي 92 به هستهاي هم رأي دادند(!) چون مورد بحث قرار گرفت.» روحاني اما همين موضوع نادرست و پرشبهه يعني «تلقي رفراندوم داشتن از رأي به يك دولت چهارساله» را به مسائل كلان ديگري همچون سياست خارجه و موضوع ماهيتي انقلاب اسلامي يعني استعمار و استكبارستيزي تعميم داد و براي تفهيم بيشتر از كشور مهد آزادي يعني فرانسه (!) مثال زد: «ما بايد در مفاهيم و موضوعات به اجماع نظر برسيم. حتي در موضوعات و مفاهيمي كه به نظر ما ساده ميآيد. راجع به عدالت بايد به وحدت نظر برسيم كه يعني چه. راجع به مبارزه با استعمار و ايستادگي در برابر استعمار بايد به وحدت نظر برسيم، راجع به منافع ملي بايد به وحدت نظر برسيم، مسئله حاكميت ملي به وحدت نظر برسيم. حتي بايد راجع به خود دانشگاه به وحدت نظر برسيم. فلسفه وجودي دانشگاه براي چيست و براي چه تأسيس شده، همانطور كه از اسم آن پيداست آيا محل دانش است و آيا دانشجو بايد طالب علم و دانش باشد يا در كنار علم و دانش، امور ديگري هم مورد ضرورت است؟ مسائل اجتماعي و سياسي بايد مورد بررسي قرار گيرد.
آيا اين مفاهيم در كشورهاي ديگر هم هنوز محل اختلاف است؟ يعني مثلاً در فرانسه (؟!) آيا با شروع به كار يك دولت درباره مفهوم دانشگاه، علم و وظايف دانشجو اختلاف نظر به وجود ميآيد؟ به يك اجماع نظري رسيدند و اين اجماع به ما كمك ميكند و اين اجماع را اساتيد عزيز ما و دانشجويان عزيز بايد به وجود بياورند.»
فقط لبخند نيستيمرئيسجمهور آنگاه گفت كه دولت يازدهم دولت لبخند نيست و چنين استدلال كرد كه در دو سالي كه از عمر دولت يازدهم ميگذرد، كشور در بنيه دفاعي كار زيادي كرده است، پس فقط لبخند نيست: «برخي فكر ميكنند كه دولت يازدهم، دولت لبخند، منطق، مذاكره و گفت و گو در دنيا است اما در ساخت سلاح و بنيه دفاعي كمتر است. بنده يك بار اين امر را اعلام كردهام كه اين دولت در طول دو سال در بنيه دفاعي، در سلاحهاي راهبردي، كاري كه انجام داده به اندازه 10 سال گذشته بوده است. بنابراين معنايش اين نيست كه ما مذاكره ميكنيم تا بنيه دفاعي كشور را قوي نكنيم يا هيچوقت نبايد به فكر جنگ باشيم. ما هميشه بايد آماده باشيم.
جنگ زماني روي نميدهد كه ما آمادگي كامل و صددرصد داشته باشيم ولي اگر آماده نباشيم جنگ به ما تحميل ميشود.»
آرامش اقتصادي داريمروحاني در توضيحات اقتصادي سخنراني روز استكبارستيزي 16 آذر، در حالي كه حتي مشاوران اقتصادي رئيسجمهور از ركود و نداشتن برنامه منسجم اقتصادي سخن ميگويند، پس از نقد يكي از دانشجويان از وضع اقتصادي دولت، اوضاع اقتصاد را با آرامش و ضد تورم توصيف كرد: «معتقدم وضع اقتصادي كشور نياز به نقد دارد اما يكي از مؤلفههايي كه توانستيم در مذاكرات هستهاي توفيق پيدا كنيم. آرامش و ثبات اقتصادي در داخل كشور بود. تورم نقطه به نقطه در آغاز اين دولت 45 درصد بوده است اما امروز اين تورم به سمت تك رقمي رفته و حتي در روستاهاي كشور اين وضعيت قطعي شده است. يعني در ظرف دو سال 36 واحد درصد كاهش تورم دادهايم. شاخصها معيار ما است؛ تمامي اين بحثها و رقابتهاي جناحهاي سياسي براي چيست، براي چه بايد در انتخابات فعال باشيم؟ نتيجه نهايي اينها بايد سبب تغيير شاخصها شود چراكه اگر شاخصها تغيير نيابد، اين جناح روي كار بيايد تورم 45 باشد و بعدي 47 و بعدي 49 درصد شود؛ مفهومي ندارد. اگر اعتماد مردم به دولت در حال افزايش نباشد، اعتماد مردم نسبت به همديگر در حال افزايش نباشد و سرمايه اجتماعي افزايش نيابد، چه فايدهاي دارد كه كدام جناح حاكم شود. البته بعضي از دوستان ميگويند كه دولت از لحاظ ركود حركتي به پيش نداشته است. آيا آمار واقعاً اين را ميگويد. سال 91 رشد اقتصادي 6/8- يعني وضع ركود اين چنين بوده است يعني ما در عمق ركود بوديم و در سال 92 آن را رسانديم به 1/9- و در سال 93 رشد اقتصادي 3+ شد. امسال، سال بسيار سختي است. ممكن است وضع ما از نظر آمار رشد اقتصادي از سال گذشته پايينتر باشد اما باز هم رشد اقتصادي ما مثبت خواهد بود.»
تلخ و لبخند ماجرا اما بخش تلخ و البته لبخنددار ماجراي سخنراني آنجا بود كه وقتي شماري از دانشجويان انتخاب شده همزمان براي يكي از سران فتنه و رئيسجمهور شعار «زنده باد» سردادند، رئيسجمهور آن را اوج آزادي در دانشگاه توصيف كرد. آيا ستايش رئيسجمهور آزادي ميخواهد يا ستايش يكي از سران فتنه از نظر رئيسجمهور قابل تقدير است؟! «اگر دانشگاه تغيير نكند، اين دولت باشد يا آن دولت فرقي ندارد؛ نظر من اين است، شايد اشتباه كنم ولي همه آنچه كه به من گفته ميشود و خودم هم اين را حس ميكنم كه فضاي دانشگاه سال 94 نسبت به 92 زمين تا آسمان فرق كرده است. ممكن است هنوز هم فضا امنيتي باشد، من نميپسندم، ما فضاي امن ميخواهيم نه فضاي امنيتي. آيا سال 90، 91 و 92 هم شما براي 16 آذر به اين راحتي ميتوانستيد اجتماع داشته باشيد؟ حالا سال 93 و 94 است و همه دنبال 16 آذر هستند. يك زماني بود كه كسي جرئت نميكرد بگويد جنبش دانشجويي، از اين كلمه ميترسيدند.»
16 آذر انتخاباتي طبيعي بود كه در سخنراني رئيسجمهور، توصيههاي انتخاباتي روحاني فراموش نشود: «در شرايطي كه به سمت انتخابات ميرويم دانشگاهها بايد حضور فعال در انتخابات پيدا كنند كه اين خيلي مهم است كه مجلس آينده ما چگونه باشد. از نظر دولت اين جناح آن جناح، هر كدام اينها باشند، مهم اين است افرادي باشند كه به منافع ملي فكر كنند، منافع جناحي و شخصيشان را بر ملي ترجيح ندهند و دلسوز مردم باشند. همه ما تلاش كنيم حماسه سال 92 را در 94 تكرار كنيم و بتوانيم مجلسي توانمندتر و قدرتمندتر داشته باشيم، همه بايد تلاش كنند؛ وزارت كشور و شوراي نگهبان همه ما بايد كاري كنيم، همه اميدوار باشند و به اين انتخاباتمان افتخار كنيم. كسي گفت من نسبت به شوراي نگهبان نظر خاصي دارم، من نظرم نسبت به شوراي نگهبان نظر قانون اساسي است، قانون اساسي شوراي نگهبان را ناظر ميداند ما هم ناظر ميدانيم.»