چند ماهي ميشود كه شخصيتها و رسانههاي وابسته به جريان مدعي اصلاحطلبي تلاش ميكنند حضور زنان به عنوان نامزد انتخابات مجلس خبرگان را يك ضرورت عنوان كنند، به همين دليل هفته قبل پيرامون چنين موضوعي نكاتي مورد اشاره قرار گرفت و در اين نوشتار با توجه به اهميت مسئله نكات ديگري مورد تأكيد قرار ميگيرد. در مطلب گذشته بيان شد كه يكي از شروط قانونگذار براي حضور نامزدهاي انتخابات مجلس خبرگان، شرط اجتهادي است و در ادامه اين سؤال مطرح شد كه آيا در قانون منعي براي حضور بانوان در خبرگان رهبري وجود دارد يا خير؟
1 - نكته اول در خصوص بانوان مجتهده است كه آيا در حال حاضر در بين بانوان حوزوي اشخاصي هستند كه به درجه اجتهاد رسيده و مورد تأييد علماي بزرگ و مراجع عظام باشند؟ در يك نگاه، سطح بندي مراحل درسي حوزه به اين شكل ميباشد كه بعد از اينكه طلاب علوم ديني سطح 1و2و3 را به اتمام رساندند وارد سطح 4 كه خارج فقه است ميشوند، در اين سطح بايد چندين سال به پاي درس علماي اعلام برسند و هر شخصي به فراخور استعداد و هوش و معلوماتي كه دارد بتواند به مرحله اجتهاد برسد، بانوان نيز همين روند را در حوزههاي علميه ميگذرانند، لذا بايد ديد كه چه تعدادي از خواهران طلبه توانستهاند اين سطوح را با موفقيت به اتمام رسانده و به درجه اجتهاد رسيده باشند. اجتهاد، مرحله علمياي است كه هر شخصي بخواهد ميتواند به آن دست پيدا كند، البته با ممارست و تلاش فراوان، چراكه مسير طولاني و طاقت فرسايي ميباشد، لذا در رسيدن به درجه اجتهاد فرقي بين خانمها و آقايان نميباشد و هر دو قوه رسيدن به اين درجه را دارا ميباشند. آنچه مسلم است اینکه در حال حاضر بانوان مجتهدهاي وجود دارند كه بتوانند در خبرگان رهبري كانديدا شوند و كسي نميتواند منكر اين مسئله بشود و بگويد كه اين بانوان را نميشناسيم و اطلاع از وضعيت علمي آنها نداريم، چراكه نشناختن و آشنا نبودن با بانواني كه مجتهده هستند، دليل بر عدم وجود آنها در جامعه نميباشد. بحثي كه مطرح ميباشد اين است كه اين بانوان به واسطه حفظ حريمها و سفارشاتي كه در اسلام درباره خانمها وجود دارد، به صورت گسترده و خيلي پررنگ در جامعه شناخته شده نيستند و حضور ندارند. مركز مديريت حوزههاي علميه خواهران اطلاع جامعي از وجود چنين بانواني دارد، لذا بايد مرحله اجتهاد اين افراد حداقل به تأييد اين مركز برسد يا از سوي يكي از علماي شناخته شده مورد قبول قرار گيرد. آزموني كه توسط شوراي نگهبان براي افراد كانديدا در خبرگان رهبري گرفته ميشود، راهي است براي شناخت سطح علمي افراد كه آيا قدرت اجتهاد را دارند يا خير. پس بانوان ميتوانند در اين آزمون شركت كنند و خود را محك بزنند و تأييد شوند.
2 - سؤالي كه مطرح ميباشد اين است كه در زمان فعلي كه خانمهايي مجتهده ومورد تأييد وجود دارند، آيا ورود اين بانوان و كانديدا شدن آنها در خبرگان رهبري ضرورتي دارد و آيا اصولاً احتياجي به حضور اين بانوان ميباشد يا خير؟
در پاسخ بايد چند مورد را مسلم گرفت تا اين سؤال موضوعيت پيدا كند: ابتدا سطح علمي بانوان مجتهده بايد تأييد شود ومورد بررسي قرار بگيرد. ثانياً بايد ديد كه از لحاظ قانوني و فقهي مشكل و مانعي براي حضور اين بانوان در مجلس خبرگان وجود نداشته باشد. با قبول اين دو مورد ميتوانيم سؤال اشاره شده را پاسخ دهيم، حال با فرض قبول و تأييد اين دو مورد در جواب به اين سؤال بايد گفت كه: روايات بسياري از اهل بيت (عليهم السلام) وجود دارد كه مطالبي را درباره حضور بانوان در عرصههاي مختلف بيان كرده است. اسلام براي زنان و مردان حقوق مساوي را قائل ميباشد و هيچ گونه تبعيضي را مطرح نكرده است، اما در بعضي از موضوعات فقط حضور زنان را لازم ميداند و در بعضي از مواقع حضور مردان را داراي ضرورت ميداند و در پارهاي از موارد ديگرتا زماني كه مردان حضور دارند و شرايط لازم در انجام آن موضوع در آنها وجود دارد، اسلام ضرورتي را براي حضور زنان نميداند و تا جايي كه ممكن است از حضوربي مورد آنها در كنار آقايان نهي كرده است. در حال حاضر علما و مجتهدان بسياري در ميان آقايان وجود دارند كه از لحاظ سطح علمي از بانوان مجتهده بسيار بالاتر ميباشند، در اين صورت با وجود اين افراد ضرورتي براي حضور بانوان مجتهده وجود نخواهد داشت. بله اگر زماني برسد كه در ميان آقايان افرادي كه به درجه اجتهاد رسيدند، اندك باشند يا شرايط لازم را براي حضور در خبرگان را نداشته باشند، در اين صورت لازم است كه بانوان مجتهده و متعهد پا به عرصه انتخابات گذاشته و شركت كنند، اما اکنون چنين فرضي وجود ندارد و حضور بانوان محترمه ضرورتي ندارد.
آخرين مسئلهاي كه قابل اهميت ميباشد اين است كه چرا بعضي از افراد و گروهها به عنوان دفاع از حقوق بانوان، اصرار بر حضور آنان در مجلس خبرگان دارند؟
بعضي از جريانها و گروههاي مختلف از هر راهي براي رسيدن به اهداف و خواستههاي خود استفاده ميكنند، گاهي به نام آزادي، گاهي به اسم عدالت و بسياري از شعارهاي ديگر شروع به تبليغات و جلب افكار عمومي ميكنند. در سال جاري كه انتخابات مجلس خبرگان رهبري و مجلس شوراي اسلامي انجام ميشود، گروههاي مختلف به تكاپو افتادهاند تا بتوانند افراد مورد قبول و همفكر خود را در اين دو مجلس وارد كنند. مجلس خبرگان رهبري كه از اهميت بسيار زيادي برخوردار است، كانون توجه اين افراد ميباشد، لذا افراد مختلف با بيان قانوني بودن حضور بانوان در خبرگان رهبري و اينكه چرا بانوان نبايد در مناصب تصميم ساز كشور حضور داشته باشند، شروع به زمينهسازي براي حضور و نفوذ عناصر خود در خبرگان رهبري كردهاند. براي بسياري از اين افراد، حضور بانوان در مناصب حكومتي و مسائل مربوط به آنها، ارزش خاصي ندارد و چه بسا از اين سخنان براي بهره برداري سياسي ونفوذ در مجلس خبرگان رهبري استفاده ميكنند، لذا ادلهاي كه براي اثبات گفته خود به كار ميبرند، از اعتبار و اتقان خاصي برخوردار نميباشد و نميتوانند ادعاهاي خود را به اثبات برسانند. در مقابل اين گروه ها، افراد ديگري نيز وجود دارند كه مسئله حضور بانوان در خبرگان را به صورت يك موضوع فقهي و قانوني مورد بررسي قرار ميدهندتا بتوانند به يك نتيجه مطلوب و مفيد برسند، نه اينكه درصدد بهرهبرداري شخصي و حزبي باشند. بصيرت در اينجا جايگاه خود را نشان ميدهد كه چگونه بايد با احتياط و ديد باز به بررسي و تحلیل سخنان و حركات افراد پرداخت تا بتوانيم بهترين نتيجه و تصميم را بگيريم.
الحمدلله در حوزههاي علميه بانواني حضور دارند كه مدارج علمي و اجتهادي را طي كردهاند و از بعد اخلاقي و تقواي الهي مورد قبول ميباشند، لذا خود را در اينگونه مسائل جناحي و سوءاستفادههاي شخصي وارد نميكنند و در صورتي كه احساس كنند به آنها احتياج است و حضورشان ضرورت پيدا كرده است، پا به عرصه گذاشته و وارد ميدان ميشوند.