
مهاجرت پديده ناشناختهاي در كشورما نيست، اما حضور ناگهاني يك بازيگر شناخته شده يا كم نام و نشان سينماي ايران در آن سوي مرزها به اميد اقامت و فعاليت، معمولاً خبرساز ميشود. با گستردهتر شدن خبر مهاجرت بازيگران ايراني از سينماي ايران، ماني كسراييان نيز ايران را به مقصد تركيه ترك كرد. چند روز پيش خبر مسافرت اين بازيگر از ايران منتشر شد و در شبكههاي اجتماعي بازتاب پيدا كرد. گفته ميشود وي قرار است با حضور در تركيه در يك سريال بازي كند.
باشگاه خبرنگاران جوان با انتشار گزارشي در اين باره نوشت: گفته ميشود ماني كسراييان بازيگر فيلمهاي سينمايي «بانوي ارديبهشت» و «ساكن طبقه وسط» مدتها پيش مذاكرات خود را با اين شبكه آغاز كرده بود و اكنون در يك سريال تركيهاي بازي ميكند. كسراييان فعاليت هنري را با بازيگري تئاتر آغاز كرد و در نمايشهايي چون «كبودان» و «اسفنديار و سياوش به روايت من» ايفاي نقش نمود و بازيگري سينما را با فيلم «روزي كه هوا ايستاد» آغاز كرد و با بازي در «بانوي ارديبهشت» به كارگرداني رخشان بنياعتماد به سينما معرفي شد.
كسراييان بعد از صدف طاهريان و چكامه چمن ماه سومين بازيگري است كه طي مدت كوتاهي مهاجرت وي خبرساز شده است. البته اين بار به دليل مذكر بودن بازيگر خبر مهاجرت وي تحت تأثير كشف حجاب و مسائل حاشيهاي نشد. اما چرا ميزان مهاجرت بازيگران امسال بيشتر به چشم آمده است؟!
مهاجرت بازيگران سينماي ايران به خارج از كشور و ادامه فعاليت هنري در آن سوي مرزها سابقهاي بسيار طولاني در سينماي ايران دارد.
ايلوش خوشابه، بازيگر عاشوري سينماي ايران ابتدا ورزشكار پرورش اندام بود و موفق به كسب عنوان قهرماني كشور نيز شده بود. اين قهرمان پرورش اندام به سرعت مورد توجه تهيهكنندگان سينما قرار گرفت و اولين حضور سينمايي خود را در سال 33 تجربه كرد. خوشابه حدود هفت سال در سينماي ايران فعاليت كرد و سپس به ايتاليا مهاجرت كرد. ايلوش در اروپا نام مستعار «ريچارد لويد» را براي خود برگزيد و با استفاده از اندام ورزيدهاي كه داشت توانست در فيلمهاي تاريخي و افسانهاي مانند «هركول» و «سامسون و الويس» حضور پيدا كند. ايلوش خوشابه دو دهه در سينماي ايتاليا فعاليت حرفهاي كرد و بعد از آن بازيگري را كنار گذاشت و به ايران بازگشت. وي در اوايل سال 91 به دليل بيماري در تهران درگذشت تا اولين بازيگر پركار سينماي ايران در اروپا براي هميشه در تاريخ سينما جاي بگيرد.
با پيروزي انقلاب و مهاجرت برخي از چهرههاي سينماي فيلمفارسي از ايران ابتدا اين تصور به وجود آمد كه توليد فيلمهاي فارسي زبان در اروپا يا امريكا با همان قوتي كه در ايران رواج داشت ادامه پيدا خواهد كرد اما نه تهيهكنندگان ايراني توانستند در امريكا فعاليت چشمگيري داشته باشند و نه كارگردانان ايراني توانستند در مدت حضور خود در امريكا يا اروپا موفقيتهاي ايران خود را دنبال كنند. اما با اين وجود وضعيت كارگردانها بسيار بهتر از بازيگران ايراني بود كه ايران را ترك كرده بودند. بسياري از آنها حتي تا مدتها توانايي صحبت به يك زبان خارجي را نداشتند و چهره شرقي آنها چنگي به دل كمپانيهاي هاليوودي نميزد. در اين بين تنها چند بازيگر معدود مانند شهره آغداشلو توانستند نقشهاي فرعي در سينماي امريكا پيدا كنند يا اينكه در فيلمهايي بازي كنند كه به چهرهاي شرقي يا ايراني نياز داشت. اما نسل دوم ايرانيان مقيم امريكا يعني امريكاييهاي ايراني تبار توانستند موقعيت بهتري در هاليوود پيدا كنند. هم اكنون بازيگران متعددي با اصالت ايراني در هاليوود فعاليت دارند كه اكثراً در سريالها و سينماي تجاري نقشهاي غير اصلي را برعهده ميگيرند. در اين بين مهاجرت گلشيفته فراهاني در اواسط دهه 80، خبرساز شد در صورتي كه پيش از آن ميترا حجار نيز مدتي به امريكا رفته بود و در يك سريال امريكايي نيز ايفاي نقش داشت اما فراهاني زمان مهاجرت از ايران شهرت بالايي در سينماي ايران داشت و توانست در اولين حضور خود در يك فيلم خارجي نيز با بازيگران مشهوري مانند « لئوناردو ديكاپريو» و «راسل كرو» همبازي شود. اما برخلاف انتظار اين بازيگر نيز به جاي پيشرفت در خارج از كشور در مسيري پاي نهاد كه به نقش آفريني در فيلمهاي كارگردانهاي كمتر شناخته شده يا نقشهاي كوتاه در فيلمهاي بزرگ اكتفا كند. تنها بازيگر ايراني كه توانسته است در كنار شهرت داخلي خود اعتبار بينالمللي نيز داشته باشد « همايون ارشادي» است كه بعد از حضور در فيلم «طعم گيلاس» عباس كيارستمي به چهرهاي بينالمللي تبديل شد و هر از چندگاهي علاوه بر ايفاي نقش در سينماي ايران در فيلمهاي خارجي نيز بازي ميكند.
در كل اين وضعيت نشان ميدهد حضور بازيگران ايراني در آن سوي مرزها كمك چنداني به پيشرفت سينماي ايران يا ايجاد درآمدهاي ملي مناسب براي هنرمندان ايراني نميكند. بازيگران ايراني كه در سينماي ايران فعاليت ميكنند از نظر كسب اعتبار بينالمللي و دريافت جوايز سينمايي بسيار موفقتر از هم صنفان خود هستند كه از ايران مهاجرت كردهاند. همانطور كه اكثر موفقيت كارگردانان ايراني نيز زماني ميسر شده كه در داخل مرزهاي ايران فعاليت كردند.
هم اكنون گفته ميشود كه قرار است اين سه بازيگر تازه مهاجرت كرده از ايران در سريالهاي شبكه فارسي زبان «جم» و شبكههاي تركيهاي بازي كنند. «جم» كه مدتها با دوبله فارسي سريالهاي تركي تلاش كرده تا بينندگاني از داخل ايران را جذب كند در تدارك ساخت سريالي با همكاري يك كارگردان ايراني و حضور بازيگراني از ايران است. اين اقدام گرچه در ابتداي كار خود است اما خبر جذب بازيگران تازه مهاجرت كرده آن را پر رنگتر از حد معمول نشان ميدهد. تجربه بازيگران شاخصي كه از ايران مهاجرت كرده و از حضور در فيلمهاي اصلي سينماي تجاري جهان بازماندهاند نشان ميدهد كه اين بازيگران كم ناشناخته خيلي زودتر از آنچه تصور ميشود در سينماي حرفهاي دنيا گم ميشوند و احتمالاً بعد از مدتي هيچ فعاليتي از آنها در سينما گزارش نميشود. قاعده بيرحم سينماي تجاري همانطور كه در سينماي ايران بسياري از بازيگران را محو و از گردونه خارج ميكند در سينماي جهان نيز باعث ميشود نام بازيگراني كه نتوانند خود را همراه با سينماي تجاري پيش ببرند، از فهرست هنرمندان فعال حذف شود.