به گزارش خبرنگار ما، يك سال قبل مردي به مأموران پليس ورامين خبر داد كه از سوي مرد جواني تهديد به مرگ شده است. او گفت من با رامين مشاجره لفظي كردم كه اسلحه كشيد و تهديدم كرد. با شكايت اين مرد بود كه مأموران پليس رامين را بازداشت كردند. او مدعي شد كه حرفهاي شاكي دروغ است، اما وقتي در بازرسي از خودروي وي يك اسلحه كشف شد، اظهاراتش را تغيير داد.
تحقيقات بيشتر نشان داد كه باجناق رامين كه فربد نام داشت، از مدتي قبل ناپديد شده و خانواده وي هم ماجرا را به پليس خبر داده بودند. از آنجا كه احتمال ميرفت بين اسلحه كشف شده از رامين و ناپديد شدن فربد رابطهاي وجود داشته باشد، اين مرد مورد تحقيق فني قرار گرفت. رامين در بازجوييها به قتل اقرار كرد و گفت احتمال داده كه فربد به همسرش نظر داشته، به خاطر همين وي را به قتل رسانده و جسدش را در بيابان دفن كرده است.
پس از اقرار رامين بود كه كارآگاهان از خانواده مقتول هم تحقيق كردند. همسر فربد گفت ما اصلاً تصور نميكرديم كه رامين در جريان قتل شوهرم نقش داشته باشد. هيچ رابطهاي هم بين فربد و خواهرم وجود نداشت. فربد به خواهرم مثل خواهر خودش نگاه ميكرد و اصلاً به او نظر نداشت. همسر رامين هم وقتي مورد تحقيق قرار گرفت حرفهاي خواهرش را تأييد كرد. او گفت ما از شهرستان به تهران آمده بوديم. شوهرم با رفتن من به خانه خواهرم مخالفتي نداشت و گاهي خودش من را به خانه فربد ميبرد و شبهم پس از برگشتن از سر كار به دنبالم ميآمد و با هم به خانه ميرفتيم. فربد هم مرد خوبي بود و هيچ رابطهاي هم بين ما وجود نداشت و ادعاي شوهرم دروغ است.
در شاخه ديگري از بررسيها رامين بار ديگر مورد بازجوييقرار گرفت.
او گفت گاهي كه با فربد بيرون ميرفتيم، سراغ همسرم را ميگرفت و حالش را ميپرسيد. من هم احتمال ميدادم كه سؤال او به خاطر علاقهاي است كه بين آنها ايجاد شده است.
بعد به خانه ميرفتم و ماجرا را از همسرم سؤال ميكردم، اما او ميگفت كه بدگماني من بيهوده است و به حرفهايم توجه نميكرد. همسرم ميگفت اگر رضايت نداشته باشم، حاضر است رفتن به خانه خواهرش را ترك كند، اما خودم قبول نكردم.
روز حادثه به بهانهاي فربد را به محل خلوتي اطراف شهر بردم. آنجا بود كه اسلحه كشيدم. به فربد گفتم كه تو به من خيانت كردهاي و مستحق مرگ هستي. او گفت كه گناهي ندارد و من سخت در اشتباهم. من به حرفش توجه نكردم و چند بار ماشه را فشار دادم و او را به قتل رساندم. بعد جسدش را در بيابان دفن كردم و به خانه برگشتم.
طوري رفتار ميكردم كه كسي به ماجرا مظنون نشود. البته همه ميدانستند كه بين من و فربد در ظاهر رابطه خوبي وجود داشت با اين حال جانب احتياط را رعايت ميكردم تا اينكه يك روز با يكي از دوستانم مشاجره كردم. كنترل خودم را از دست دادم و او را به مرگ تهديد كردم. او هم از من شكايت كرد و مأموران پليس پس از كشف اسلحه در ماشينم به ماجرا مظنون شدند و من را بازداشت كردند. او درباره تهيه اسلحه گفت: دسترسي به اسلحه گرم كار دشواري نيست. راهي زادگاهم در غرب كشور شدم و پس از خريد به خانه برگشتم.
سرانجام تحقيقات درباره پرونده كامل شد و رامين از سوي بازپرس به اتهام قتل عمد مجرم شناخته و كيفرخواست عليه وي صادر شد. اين مرد به زودي در شعبه هشتم دادگاه كيفري شماره يك پاي ميز محاكمه ميرود.