اين روزها جهان همچنان شوك حادثه تروريستي پاريس با صدهها كشته و زخمي است چنانكه تحولات مهم جهاني نظير كشتار مردم فلسطين به دست صهيونيستها و جنايات سعودي در يمن و دستاوردهاي سوريه و عراق در مبارزه با تروريسم در حاشيه قرار گرفتهاند.
در باب تحولات پاريس و نيز رفتار غربيها كه محور آن را سوريه شكيل خواهد داد چند نكته قابل توجه است.
نخست آنكه اين روزها غربيها به شدت به دنبال توجيه افكار عمومي براي اقدام نظامي در سوريه هستند در حالي كه اقدام نظامي در سوريه به بهانه مقابله با تروريسم تكرار اشتباهات گذشته غرب ميباشد. كشورهاي غربي در گذشته نيز به صورت خودسرانه اقدام كردند كه نتيجه آن گسترش تروريسم در سوريه و جهان گرديده است. غرب اگر واقعا و صادقانه به دنبال راه درست مبارزه با تروريسم است بايد در كنار نظام سوريه قرار گيرد نه آنكه خودسرانه اقدام نمايد. تجربه نظام سوريه در مبارزه با تروريسم مهمترين مولفه است كه غرب بايد به آن توجه داشته باشد چنانكه روسيه براي مبارزه با تروريسم اين راه در پيش گرفته و با همراهي با جبهه مقاومت و در راس آن سوريه توانسته دستاوردهاي مهمي در عرصه مذكور رقم زند.
لازم به ذكر است یک مقام آمریکایی که نخواست نامش فاش شود، تاکید کرد که آمریکا محموله جدید سلاح و مهمات را برای عناصر تروریستی سوریه که واشنگتن آنها را «مخالفان میانهرو» مینامد، ارسال کرده است.
اين اقدام آمريكا ادامه بحران سازي و مغاير با امنيت جهاني و زمينه ساز تكرار حوادث پاريس خواهد بود كه نشانگر نگاه كاسبكارانه آمريكا به تروريسم است بگونهاي كه حتي به متحدان خود نيز رحم نميكند.
كشورهاي غربي تلاش دارند تا با برجسته سازي اصل 5 اسا
حمايت ناتو از اعزام در زمان تهديد امنيتي پاي ناتو را به سوريه و غرب آسيا باز نمايند حال آنكه حمله تروريستي پاريس از سوي كشوري صورت نگرفته بلكه از سوي اتباع اروپا كه به گفته خود اطلاعات فرانسه از بروكسل بودهاند اين اقدام صورت گرفته است لذا اصل 5 اساسنامه ناتو شامل آن نميشود و اگر هم مي شود محور آن نبايد سوريه و غرب آسيا باشد بلكه بايد خود اروپا هدف قرار گيرد كه بلژيك محور آن است. در سال 2001 اگر مسئله برجهاي دو قلو شامل ناتو گرديد براي اين بوده كه القاعده و طالبان بر افغانستان حاكم بودند حال آنكه عاملان حادثه پاريس بر هيچ كشوري مسلط نيستند بلكه گروههاي دست ساخته آمريكا و متحدانش هستند لذا اقدام ناتو هم بايد عليه آمريكا و متحدانش باشد.
دوم آنكه محافل رسانهاي تلاش دارند تا چنان القا سازند كه تمام مشكلات سوريه حل گرديده و توافق جهاني در قبال آن ايجاد شده است و تنها مشكل اسد است. اين فضاي رسانهاي براي مقصر جلوه دادن اسد در راستاي تحريك افكار عمومي سوريه و جهان عليه اسد ميباشد تا غرب در نهايت به هدف خود يعني سرنگوني اسد دست يابد. حال آنكه جهانيان اذعان دارند مسئله اصلي در سوريه بي صداقتي غرب در مبارزه با تروريسم است كه زمينه ساز جهاني شدن تروريسم گرديده است.
سوم آنكه سران غرب در سخنان خود مي گويند كه به خاطر حادثه پاريس نبايد مسلمانان را تروريست و عامل بحرانهاي جهاني خواند. آنها با اين موضعگيريها در حالي ادعاي رويكرد مثبت به مسلمانان را سر ميدهند كه در عمل انتشار نام عاملان اين حادثه با اسامي اسلامي تحريك مردم به اقدامات عليه مسلمانان است چنانكه در روزهاي اخير در اسپانيا و كانادا مساجد به آتش كشيده شدهاند و بر ديوارهاي فرانسه نيز شعارهاي ضد اسلامي نوشته مي شود كه البته با محكوميت سران غرب نيز همراه نشده است. در همين حال حمله به پناهجويان در كشورهاي اروپايي شدت گرفته است. لازم به ذكر است غربيها فردي به نام صلاح عبدالسلام را به عنوان عامل حادثه پاريس معرفي كردهاند كه تركيب نام وي تحريك مردم به اسلام ستيزي است. سياست غرب همچنان همان جمله بوش است كه مي گويد هر مسلماني تروريست نيست اما هر تروريستي مسلمان است. آنچه در رفتار غرب مشاهده مي شود آن است كه آنان همچنان به دنبال بهره گيري از اين حادثه براي رسيدن به مقاصد سلطه گرايانه هستند چنانكه از حادثه 11 سپتامبر براي تحقق اين امر بهره گرفتند و افغانستان و عراق را به ويرانهاي مبدل ساختند كه همچنان درگير آتش تروريسم و ناامني هستند.