بدبختي اينجاست كه اين روزها تا به كسي توصيه ميكني كمي هم به فكر سلامت جسم يا روحش باشد اولين گزينهاي كه به ذهنش ميرسد رفتن پيش يك مشاور تغذيه يا يك روانشناس سرشناس است. بياييد يكبار هم شده به اين فكر كنيم كه چطور ميتوانيم با يك نسخه هم سلامت روحمان را حفظ كنيم هم سلامت جسممان را، بدون آنكه پولي بپردازيم، وقت پزشك بگيريم يا هزينه زيادي بابت درمان و دارو بدهيم. به اين فكر كنيم كه يك روش درمان و داروي مشترك و ساده هم ميشود پيدا كرد. پيشنهاد من صبر و خويشتنداري است.
نسخهاي درمانگر اما فراموش شده
مگر نه اين است كه هميشه شعار ميدهيم سلامت جسم در گرو سلامت روح است، پس چرا براي درمان اول به سلامت روحمان فكر نميكنيم؟ چرا وقتي صحبت از درمان و دارو به ميان ميآيد اولين گزينهاي كه به ذهنمان خطور ميكند يك داروي روحي نيست؟
باربارا دي آنجليس ميگويد:«روح آرام فكر آرام ميآفريند و آرامش دروني به آرامش رفتار و گفتار منتهي ميشود؛ كسي را سراغ ندارم كه از آرامش در گفتار و رفتارش متضرر شده باشد پس بهتر است ما هم براي خودمان صبر و آرامش تجويز كنيم.» فارغ از توصيه يك روانشناس مطرح غربي نكته مهم اينجاست كه در دين ما به صبر، آرامش و خويشتنداري بسيار توصيه شده است، اما در روزمرگي زندگي شهري و صنعتي اين روزها صبر يكي از چند صد نكته فراموش شده زندگي ماست.
دور و برمان پر شده است از آدمهايي كه براي رفتن، ديدن و انجام دادن هر كاري عجله دارند. نه تنها صبر و آرامش ندارند بلكه عجول بودن حتي رفتارهاي اجتماعيشان را هم تحت تأثير قرار داده است و ما هم با بودن در كنار آنها عجول ميشويم، صبرمان را از دست ميدهيم و در نهايت به جمعي شهرنشين عصبي تبديل ميشويم. ميدويم، سريع راه ميرويم، با عجله رانندگي ميكنيم، به محض كوچكترين اتفاقي هر عكسالعمل عاقلانهاي تعطيل ميشود و به سرعت پرخاش ميكنيم، توهين ميكنيم و با بقيه دست به گريبان ميشويم. همه اينها تنها بخشي از رفتارهاي ماست كه در نتيجه صبور نبودن انجام ميدهيم. اگر اين روزها ميبينيد يك راننده به خاطر يك بوق زدن با راننده ديگر سريع دست به يقه ميشود تعجب نكنيد، ديگران آينه رفتار ما هستند و جوامع زمينهاي براي تبادل رفتار مردم، چون ما هم ممكن است روزي اين رفتار را بروز دهيم.
خود را ارزيابي كنيد
اگر شما هم مثل من جزو كساني هستيد كه وقتي سوار آسانسور ميشويد چندين بار روي دكمه بسته شدن در يا طبقات فشار ميدهيد، اگر شما هم تا روشن شدن رايانهتان مدام در سرجايتان وول ميخوريد، اگر به سرعت خودرویتان را به حركت در ميآوريد، در ترافيكهاي شهري كلاچ و پدال را مكرر فشار ميدهيد، اگر به رفتارهاي هيستيريك عصبي مانند ناخن جويدن، تكان دادن پاها يا حتي بازي كردن مداوم با دستها عادت داريد هشدار ميدهم كه شما هم مثل من جزو گروه بيماران مبتلا به ويروس «زودباش» هستيد. يكي از مهمترين نمونههايي كه در هر جامعهاي ميتواند بيانگر ميزان مبتلا بودن افراد به بيصبري و ناشكيبايي باشد سبك رانندگي مردم است.
مردم هر جامعهاي هرچقدر ميانگين سرعتشان زمان رانندگي بيشتر باشد عصبيتر هستند. البته طبق تحقيقاتي كه در كاليفرنيا انجام شد مشخص شد رانندگاني كه به ويژه در مناطق مسكوني با سرعت بيشتر از حد مجاز رانندگي ميكنند بيصبرتر هستند. يك بار منطقي اگر بخواهيم به بيماري بيصبري نگاه كنيد متوجه ميشويد چست و چابكي با بيصبري متفاوت است چون كسي كه صبور نيست بيقرار است اما بسياري افراد در عين سرعتشان صبور هستند.
ويژگي متفاوت صبر در انسانها داشتن تمركز و هدف است در حالي كه انسانهاي عجول نه تنها تمركز ندارند بلكه براي رفتار بعديشان هم هدف ندارند و اين نكته متمايز اين گروه از افراد است. افراد هرچقدر عجولتر باشند با سرعت بيشتري رانندگي ميكنند و رانندگي با سرعت خطر بيشتري همراه دارد. در نتيجه در جوامعي كه رانندهها بيشتر انسانهاي عجول هستند ميزان تصادف، جراحت و مرگ در اثر تصادفات و حتي ترافيك بيشتر از ساير جوامع است. نكته اوليه بحث را فراموش نكنيم؛ هر بيماري دروني و روحي به يك يا چند بيماري جسمي منتهي ميشود. دقيقاً به همين دليل در ظاهر ممكن است اينطور تصور شود كه ما فقط صبور نيستيم و عجله داريم اما حقيقت اين است كه ما به واسطه همين خصلت ناپسندمان هزار و يك مشكل براي خودمان ايجاد خواهيم كرد.
ما به واسطه صبور نبودنمان چالشهاي بيشتري در زندگيمان مانند بيماريها، ناتوانيها، تضاد در روابط، بحرانهاي كاري و اختلافهاي فاميلي و زناشويي پيدا ميكنيم و همه اينها آفات ويرانگر بيصبري و بيقراري است.
قدرت صبر را به دست بياوريم
كتاب معروفي با عنوان «قدرت صبر» در زمينه روانشناسي و تغيير رفتارهاي فردي نوشته شده است. نويسنده در فصل كتاب به موضوع «چطور اين فضيلت از مد افتاده ميتواند زندگي شما را بهتر كند؟» ميپردازد. فضيلت از مد افتاده در اين كتاب همان صبر است كه در زندگي اين روزهاي ما فراموش شده است. در فصل اول اين كتاب كه خواندن آن براي عجولها بسيار توصيه شده عنوان ميشود «دنيا سريعتر به پيش ميرود و همه ما سعي ميكنيم با سرعت آن همگام شويم. هرگز پيش از اين، صبر تا اين حد مورد نياز نبوده است و هرگز پيش از اين تا اينحد در مضيقه صبر نبودهايم. ولي ما ميتوانيم شرايط را تغيير دهيم. با نگرشي صحيح و با كمي صبر، ميتوانيم مهار قدرت صبر را در زندگي به دست گيريم. اگر من، زن ميانسالي با مشغلههايي بيش از حد و اندازه توانستهام، پس شما هم ميتوانيد. شرط موفقيت، تركيبي از انگيزه (خواستن)، آگاهي (توجه به چشماندازهاي درونيمان) و پرورش (تمرين كردن) است. ما ميتوانيم، زيرا صبر كيفيتي انساني و قابل تقويت است. ما آنچه را لازم است در اختيار داريم. ما همين حالا هم صبور هستيم، وگرنه نميتوانستيم به مدرسه برويم، دوست داشتيم ياد بگيريم و كار پيدا كنيم.»
در فصلهاي مختلف اين كتاب نه تنها به دلايل از دست رفته صبر دروني ما اشاره ميشود بلكه تأكيد ميكند «فراموش نكنيد شما در گذشتهتان انسان صبوري بودهايد چون مدرسه رفتهايد، آموزش ديدهايد، سواد آموختهايد و...» اين جمله به شما يادآوري ميكند كه فكر نكنيد چون اين روزها زندگي پرتنش و عصبي داريد پس صبور نبودهايد و نميتوانيد باشيد بالعكس در اين كتاب به شما گفته ميشود چون شما در عقبه خود رفتارهاي صبورانهاي داشتهايد پس ميتوانيد با وجود همه مشكلات در كمترين زمان به صبر خود بازگرديد و به همه مشكلات پيرامونتان كه به خاطر عصبي بودنتان ايجاد شده است مثل خراب شدن روابطتان با همكارانتان پايان بدهيد.
*عضو ارشد انجمن بينالمللي تحليل رفتار
جهت کاهش تصادفات رانندگی باید جمله معروف:عجله کار شیطان است در همه جا نصب شود.وظیفه رسانه هاست تفاوت عجله نکردن را با تنبلی تبیین نمایند تا مردم دچار اشتباه نگردنند.