بيش از سه ماه است كه مقام معظم
رهبري نسبت به نفوذ امريكا در ايران به بهانه برجام هشدار دادهاند و گوشزد
كردهاند كه آنچه امريكا از «تقابل» با ايران به دست نياورد، را ميخواهد
از طريق «تعامل» به دست آورد. رسانههاي اصلاحطلب و ايضاً رسانههاي منتسب
به دولت در تبيين اين موضوع و اين كلمه هيچ گونه اقدامي نكردند و سكوت
مطلق اختيار كردند اما به محض اينكه رئيسجمهور از بازي با كلمه نفوذ سخن
راند، همه آن را به تيتر يك و دو خود تبديل كردند. گويي باد صبا از راه
رسيد و آنان را از زير فشار نفوذ خارج كرد و بيعلاقگي نسبت به پرداختن به
پروژه نفوذ را با «بازي با نفوذ» جا خالي دادند. آن سكوت و اين شكستن سكوت
حامل پيامهاي مهمي است؛ اول اينكه بعضاً خود را ضمير ميدانستند و نقض غرض
در پرداختن به آن بوده است. دوم اينكه به چنين مسئلهاي باور ندارند و
امريكا را مثل بقيه كشورها اهل بده و بستان ميدانند و سوم اينكه با نفوذ
موافقند، همانطور كه اوباما نيز تصريح كرد: «بعد از توافق هستهاي طرفداران
ما در ايران حاكميت را تحت فشار قرار ميدهند.» ميتوان بازي با كلمه
«بازي نفوذ» را نوعي به سخرهگرفتن نفوذ دانست. از رئيسجمهور محترم نيز
توقع است ابتدا راهبرد دولت جهت مبارزه با نفوذ را طراحي و اعلام نمايند،
سپس با «بازيكنندگان با نفوذ» مبارزه و آنان را به الگويي كه دولت جهت
مبارزه ارائه ميدهد، دعوت نمايند.