کد خبر: 750555
تاریخ انتشار: ۰۹ آبان ۱۳۹۴ - ۱۲:۴۵
مروري بر يكي از پرونده‌هاي آخرين شماره مهرنامه
ماهنامه علوم انساني مهرنامه در شماره چهل و چهارم خود پرونده‌اي تحت عنوان «دو روي پوپوليسم در امريكا» در بخش «جهان» خود مورد بررسي قرار داده است...
حسين صداقت

ماهنامه علوم انساني مهرنامه در شماره چهل و چهارم خود پرونده‌اي تحت عنوان «دو روي پوپوليسم در امريكا» در بخش «جهان» خود مورد بررسي قرار داده است كه با توجه به ممارست اين نشريه در پيروي از انديشه راست‌گرايانه و ليبرال در قلم و بيان نويسندگان و لاجرم ابتلا به بيماري «امريكا‌زدگي» نمودهايي از وضعيت كنوني حاكم بر ساختار سياسي ايالات متحده امريكا را به عنوان حقايق انكار‌ناپذير مورد نقد قرار داده است كه بررسي بخشي از آن، به شناخت ماهيت سياسي حال حاضر اين كشور لااقل با عينك «ليبراليسم وطني» كمك مي‌كند.

در اين پرونده تلاش شده تا به بهانه رقابت انتخاباتي «سندرز» و «ترامپ» دو نامزد دموكرات و جمهوري خواه از عوام‌زدگي جامعه امريكا سخن بگويد.

در ديباچه اين پرونده كه با تيتر «احمدي‌نژادهاي امريكايي» توسط هادي خسروشاهين به نگارش در آمده است، به وضعيت نامناسب مشاركت اجتماعي در طول سه دهه اخير در امريكا اشاره مي‌كند و مي‌نويسد:‌«در طول سه دهه اخير در امريكا و اروپا مشاركت اجتماعي در انتخابات حدود 20 درصد افت كرده و ميزان فعاليت مردم در احزاب و گروه‌هاي سياسي به پايين‌تر از 40 درصد رسيده است. در چنين فضايي سربرآوردن پوپوليسم و عوام‌زدگي در امر سياست و اجتماع قطعي و حتمي است.» در مقاله‌اي ديگر در همين پرونده با عنوان «سالاد امريكايي» نيز احمد نقيب‌زاده، استاد اصلاح‌طلب علوم سياسي دانشگاه تهران ضمن تعرض به رفتار جمهوريخواهان نسبت به توافق هسته‌اي ايران مي‌نويسد:‌«ريشه چنين انديشه‌هاي خطرناكي در سطحي بودن دموكراسي امريكايي نهفته است. اگر يك ملت فهيم و آگاه وجود مي‌داشت كه در سرنوشت خود سهيم باشد هرگز اجازه چنين خزعبلاتي را به سناتورهاي بي‌مايه نمي‌داد. ارمغان سرمايه‌داري براي انسان‌هايي كه در امريكا زندگي مي‌كنند، يك جامعه اتميزه و افراد منزوي است كه اسير فضاهاي مطبوعاتي و مجازي هستند و همان حرف‌هايي را تكرار مي‌كنند كه شب پيش از تلويزيون شنيده‌اند. درحالي كه مطبوعات در جنگ قدرت‌هاي مافيايي و صاحبان سرمايه‌اي است كه بيشتر آنها يهودي و اسير آموزه‌هاي تلمود هستند.»

او با اشاره به نقش سرمايه در شكل‌دهي افكار عمومي اشاره مي‌كند:‌«در امريكا افكار عمومي را هم مؤسسات وابسته به پول و سرمايه مي‌سازند و بر آن سوار مي‌شوند. اگر روح انتقاد از جامعه‌اي گرفته شود چيزي نمي‌ماند مگر اشباحي كه در تاريكي شب روي ديوارها نقش مي‌بندند و روح انتقاد دير زماني است كه از امريكا رخت بربسته است.»

حسين سيف‌زاده، ديگر نويسنده اين پرونده، در يادداشت خود با عنوان «پوپوليسم خوب» در واكاوي فضاي زيستماني اجتماعي و اقتصادي در امريكا، آمارهاي مهمي حاكي از نهادينه شدن كاپيتاليسم و رسوخ آن حتي در سطح مشاركت اجتماعي ارائه مي‌دهد:‌«در حالي كه 78 درصد افراد با درآمد بيش از 150هزاردلار در سال در انتخابات شركت كرده‌اند، 41 درصد افراد با درآمد سالانه زير خط فقط 10هزاردلاري در انتخابات 2008 شركت كرده‌اند.»

سيف‌زاده مي‌كوشد در اين مقاله ريشه‌هاي عوام‌زدگي سياستمداران امريكا را در دهه‌هاي 1960 و 1970 و شكل‌گيري پوپوليسم خياباني بررسي كند و در برهه كنوني پوپوليسم توده‌اي را تنها مسيري عنوان كند كه به حفظ ليبراليسم ساختاري حاكم بر ايالات متحده امريكا كمك مي‌كند و سياستمداران امريكا با درك چنين شرايطي به مديريت پوپوليسم در جامعه امريكا مي‌پردازند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها