
شهيدان بهنام محمدي، مرحمت بالازاده، سبيل اخلاقي و حسين فهميده، چهار نفري هستند كه نگاهي بر مقطع رزمندگيشان شگفتيهاي بسياري را پيش رويمان خواهد گذارد.
رهبر13 ساله
آبان ماه 1359 بود كه راديو سراسري با قطع برنامههاي معمول خود خبر داد نوجواني 13 ساله با فداكاري زير تانك عراقي رفته و با منفجر كردن آن، خود نيز به شهادت رسيده است. اين نوجوان كه حسين فهميده نام داشت چندي بعد با سخنان امام خميني(ره) مكاني مرتفع در تاريخچه درخشان دفاع مقدس يافت و نامش را جاودانه ساخت:«رهبر ما آن طفل 13 سالهاي است كه با قلب كوچك خود كه ارزشش از صدها زبان و قلم بزرگتر است، با نارنجك، خود را زير تانك دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نيز شربت شهادت نوشيد.» حسين فهميده در شانزدهم ارديبهشت ۱۳۴۶ در روستاي سراجه قم زاده شد و وقتي كه كاروان عمر او را به سال 59 و شروع جنگ رساند، تنها 13 سال و شش ماه داشت. حسين كه همراه خانوادهاش در اوايل انقلاب به كرج مهاجرت كرده بود، فرصت نزديكي به پايتخت را غنيمتي براي تسهيل حضور در جبههها دانست و عاقبت نيز با پيوستن به جمع مدافعان خرمشهر، چهار روز پس از اشغال اين شهر در هشتم آبان ماه به شهادت رسيد.
قهرمان خرمشهر
اما تنها چند روز قبل از آنكه حسين فهميده شهادت تاريخي خود را رقم بزند، بهنام محمدي، نوجوان 12 ساله خرمشهري با آن قد و قامت كوچك و تركهاياش در خيابان آرش اين شهر به شهادت رسيده بود. بهنام قهرمان مردم خرمشهر است كه اگر به اين شهر سفر كرده باشيد، قطعاً با تصاوير بزرگ او روي ديوارهاي خونين شهر برخورد خواهيد كرد. بهنام محمدي سال 1347 در منزل پدربزرگش در خرمشهر به دنيا آمده و بزرگ شده بود. او بعد از حمله نيروهاي دشمن هرگز شهرش را ترك نكرد و از قد و قواره تركهاي و كوچكش براي شناسايي مواضع دشمن استفاده ميكرد. نهايتاً شهيد محمدي در حالي كه حلقه محاصره مدافعان خرمشهر تنگ و تنگتر ميشد، در درگيري شديد خيابان آرش اين شهر در تاريخ 28 مهر ماه 1359 به شهادت رسيد. چند روز بعد يعني در شامگاه چهارم آبان ماه نيز خرمشهر پس از يك مقاومت جانانه 34 روزه به اشغال دشمن درآمد.
قاسم آذربايجان
كمي بالاتر از محل تولد بهنام محمدي و البته دو سال بعد از او، مرحمت بالازاده در هفدهم خردادماه 1349در روستاي «چاي گرمي» استان آذربايجان شرقي به دنيا آمد. با شروع جنگ تحميلي در حالي كه مرحمت تنها 10 سال داشت اقدام به اعزام جبهه كرد كه موج مخالفتها با اين تصميم، او را به عضويت در بسيج و پشت سرگذاشتن موفق انواع آموزشها سوق داد. چنانكه در امتحان تيراندازي جزو نفرات منتخب شناخته شده بود. اما ادامه مخالفتها با حضورش در جبهه، مرحمت را وادار ميكند به تهران سفر كند و ديداري با رئيسجمهور وقت كه مقام معظم رهبري بود، انجام دهد. سال 1360 مرحمت 12 ساله با هر ترفندي شده بود خود را به درون ساختمان رياست جمهوري ميرساند و در يك فرصت به ديدار حضرت آقا ميشتابد. او كه از بصيرت بالايي برخوردار بود، در گفتوگو با معظم له ماجراي حضرت قاسم(ع) را يادآور ميشود و ميگويد: «اگر منه 12 ساله اجازه رفتن به جبهه نداشته باشم، پس دستور بدهيد ديگر روضه حضرت قاسم(ع) نخوانند.» حرفهاي مرحمت به قدري حضرت آقا را تحت تأثير قرار ميدهد كه دستخطي مبني بر بلامانع بودن حضور او در جبهه صادر ميكند. عاقبت قاسم خطه آذربايجان در 21 اسفند 1363 در عمليات بدر و در جزيره مجنون جنوبي در سن 14 سالگي آسماني ميشود.
جوانترين شهيد
ماجراي شهيد نوجوان و اهل سنت استان سيستان و بلوچستان شايد در اين ميان شنيدنيتر و عجيبتر باشد. سبيل اخلاقي كه متولد 1353 بود در سال 64 يعني زماني كه تنها 11 سال داشت عزم جبهه ميكند و در آذرماه همين سال نيز موفق به اعزام ميشود. او تنها 45 روز در جبهه حضور داشت و پس از اصابت گلولهاي به سينهاش به تهران منتقل ميشود و روز نهم بهمن 1364 در بيمارستان به شهادت ميرسد. سبيل اخلاقي از شهداي مظلوم و كمتر شناخته شده دفاع مقدس است كه به گفته خانوادهاش از هفت سالگي در بسيج عشايري عضويت داشت و عشق و علاقه عجيبي به حضرت امام داشت. نكته بارز در زندگي شهيد اخلاقي علاوه بر سن كم او، مذهب اهل سنت شهيد است كه باعث ميشود روي شهيد سبيل اخلاقي و مهري الهي كه به حضرت امام داشت توجه بيشتري كنيم. اما با اين وجود همه تلاشش را به جهت اعتلاي نظام اسلامي انجام داد و ريخته شدن خونش در 11 سالگي دليلي بر اين مدعاست.