کد خبر: 749012
تاریخ انتشار: ۰۳ آبان ۱۳۹۴ - ۱۱:۴۳
گفت‌و‌گوي «جوان» با دوست و همرزم شهيد علي اكبر باقري
‌در حاشيه سفر به استان مقاومت و مجاهدت كرمانشاه، راهي خانه يكي از شهداي جهادگر شديم كه نام و مرامشان يادآور روزهاي مجاهدت و ايثار و ايستادگي است.
مبينا شانلو
يادآور رزم و سازندگي مرداني از جنس جهاد و ايمان. روايت امروز ما روايت سنگرسازان بي‌سنگر است، رزمندگان جهادي كه در هشت سال دفاع مقدس خط مقدم را مي‌شكافتند و نخستين گروهي بودند كه خود را به خطوط جبهه مي‌رساندند تا براي رزمندگان سنگر و استحكامات ايجاد كنند. لقب سنگرسازان بي‌سنگر بالاترين و گرانبهاترين مدال افتخار از طرف امام راحل (ره) براي رزمندگان جهادسازندگي بود. آنچه در پي مي‌آيد روايتي است از زندگي تا شهادت يكي از سنگرسازان بي‌سنگر شهيد علي اكبر باقري از زبان دوست و همشهري‌اش احمد ناصري.
 

آقاي ناصري برايمان از اولين‌هاي زندگي شهيد باقري بگوييد.

علي اكبر در سال 1338در نفت شهر به دنيا آمد. تحصيلات ابتدايي خود را در همان شهر سپري كرد و سپس به اتفاق خانواده‌اش به باختران نقل مكان نمود. شهيد در دامان مادري باتقوا و پدري پارسا و آگاه پرورش يافت. از سن هفت سالگي در مراسم مذهبي با علاقه‌اي خاص شركت مي‌كرد و در مكتب خونبار حسيني راه مستقيم به خدا رسيدن را پيدا كرد و در انتخاب مسيري كه او را به شهادت رساند، ترديدي نداشت.

گويا شهيد باقري آموزه‌هاي قرآني را به مبارزه با رژيم طاغوت پيوند زده بود؟

بله، ‌ايشان يكي از فعالان در حوزه قرآن بود. به همراه برادرش جليل در كلاس‌هاي قرآن مساجد شركت مي‌كرد و علاوه بر آن، كتاب خواندن جزو برنامه روزانه‌اش بود. در جريان انقلاب اسلامي در تمامي مقاطع حساس مبارزاتي با رژيم شركت مي‌كرد تا اينكه سال 1356به عنوان مشمول به خدمت سربازي مي‌بايست به خدمت سربازي برود ولي به خدمت نرفت، چون مي‌گفت من براي ارتش شاه خدمت نمي‌كنم. بعد از پيروزي شكوهمند اسلامي بلافاصله خود را براي انجام خدمت به حوزه معرفي كرد و به كردستان اعزام شد. در اوايل خدمت به اسارت گروهك دموكرات در آمد و آنها بعد از مدتي او را بدون غذا و لباس كافي در كوه‌هاي پر برف مقر رها كردند. پس از پايان خدمت سربازي به هيئت واگذاري زمين استان كرمانشاه رفته و در آنجا مسئوليت منطقه ماهيدشت را بر عهده گرفت علاوه بر آن مسئوليت پايگاه مقاومت بسيج يكي از مناطق شهر را نيز برعهده داشت.

خصوصيات اخلاقي شهيد باقري چطور بود؟

علي اكبر با اخلاص خاصي فقط براي رضاي خدا كار مي‌كرد، رضايت خداوند و انجام تكليف براي او همواره در اولويت قرار داشت. هيچ وقت زيارت عاشوراهايش بعد از نماز صبح ترك نمي‌شد. نمازش را با حالتي پرخشوع مي‌خواند. در برخورد و سلام دادن به ديگران پيشدستي مي‌كرد. وقتي در ميان جمعي بود و درباره فردي كه حضور نداشت سخن به ميان مي‌آمد فوراً تذكر مي‌داد كه نبايد غيبت كرد. قرآن زياد مي‌خواند، با علاقه زيادي كار مي‌كرد و هيچگاه خود را مطرح نمي‌كرد. روحيه و اراده‌اي قوي داشت و براي همه مايه پشتگرمي و اميد بود. هيچوقت احساس خستگي نمي‌كرد و اخلاص و تقوا سر لوحه عمل او بود.

چطور شد كه به جمع رزمندگان دفاع مقدس پيوست؟

ايشان در روند اجراي عمليات مسلم بن عقيل به عنوان امدادگر و راننده آمبولانس به ياري رزمندگان شتافت. مدتي بعد با آغاز عمليات والفجر مقدماتي به منطقه فكه رفت و در آنجا به همراه‌سنگرسازان بي‌سنگر به كمك رزمندگان پرداخت. پس از مدت‌ها انتظار توفيق شركت در عمليات والفجر يك نصيبش شد و به سقايي لب تشنگان خطوط عمليات پرداخت. او در مدت حضورش در جهاد و جبهه هر كاري كه از دستش بر مي‌آمد انجام مي‌داد و دريغ نمي‌كرد. شهيد باقري پس از مراجعت از منطقه به مسئوليت يكي از دواير مهم استانداري گمارده شد و پس از مدتي به جهاد سازندگي رفت و مسئوليت واحد حفاظت به او محول شد.

در اوايل سال 1363، علي پيكر خونين برادرش جليل را كه روزي همكلاس او در كلاس قرآن بود در آغوش گرفت و اين هجرت مجاهدانه برادرش، تأثير بسزايي در روحيه او داشت. علي اكبر در تاريخ 28 مرداد ماه 1363 به جزيره مجنون اعزام و به عنوان قائم پايگاه شهيد اشرفي اصفهاني پشتيباني باختران شد. سپس مسئوليت مهندسي جبهه به او محول و سرانجام در تاريخ 14 آبان ماه 1363 در جبهه طلاييه در حين سركشي از خطوط مقدم به شهادت رسيد.

 
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار