
قسم، نذر و عهد سه نوع پيمان است كه شباهتهايي هم با يكديگر دارند. اگر انسان به نام خدا قسم بخورد يا با نام او نذر يا عهد كند كه كار غير حرامي را انجام دهد يا كار غير واجب و مستحبي را ترك كند، بايد به آن عمل كند. چراكه خداوند در سوره مباركه مائده فرمودهاند: «يا أَيهَا الَّذينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ: اي كساني كه ايمان آوردهايد! به پيمانها وفا كنيد.»
مردم بنا بر باورهاي قلبي كه از گذشته با آنها بوده و از آبا و اجدادشان به ارث بردهاند در روزهاي محرم كه از فضا و صفاي وصفناپذيري برخوردار است اقدام به كارهاي خير و مستحب بسياري از جمله نذر كردن ميكنند. اما بسياري از آنها از آداب و شرايط نذر كردن و نذردادن اطلاع ندارند. نوشته حاضر مروري بر اين موضوع است.
آيا تا به حال به اين انديشيدهايد كه در قرآن به مسئله نذر و سابقه آن اشاره شده يا نه؟ آيا قبل از اسلام يا در صدر اسلام كسي نذر كرده است؟ همانگونه كه از آيات و روايات مشخص است مادر حضرت مريم، مريم را نذر خدا كرد؛ إِذْ قَالَتِ امْرَأَةُ عِمْرَانَ رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ مَا فِي بَطْنِي مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنِّي إِنَّكَ أَنتَ السَّمِيعُ الْعَلِيم:به ياد آر هنگامى كه زن عمران گفت: پروردگارا، من براى تو نذر كردم كه آنچه در شكم خود دارم آزاد باشد (آزاد از هر شغل و مخصوص خدمت بيتالمقدس باشد) پس، از من قبول كن، زيرا تويى كه شنوا و دانايى.
هنگامي كه حضرت مريم، عيسي (ع) را حامله بود به امر خدا سه روز روزه سكوت نذر كرد. در آيه ديگري از سوره مريم آمده است: فَكُلِي وَاشْرَبِي وَقَرِّي عَيْنًافَإِمَّاترين مِنَ الْبَشَرِ أَحَدًا فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمانِ صَوْمًا فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنسِيًّا: از اين غذاي لذيذ بخور، و از آن آب گوارا بنوش و چشمت را به اين مولود جديد روشن دار و هرگاه كسي از انسانها را ديدي، با اشاره بگو: من براي خداوند رحمان روزههايي نذر كردهام، بنابراين امروز با هيچ انساني هيچ سخن نميگويم! و بدان كه اين نوزاد، خودش از تو دفاع خواهد كرد. بنا بر روايات اهل بيت(ع) نيز براي شفاي حسن و حسين (ع) سه روز روزه گرفتهاند.
فلسفه نذرهيچ حكمي از احكام الهي بيحكمت نيست يعني خداوند حكيم از تشريع آن، هدف و قصدي در جهت تعالي و سعادت انسان داشته است. اما حكمت برخي احكام براي ما از طريق قرآن و روايات معلوم است و حكمت برخي ديگر غيرمعلوم. مثلاً از قرآن ميتوان به دست آورد كه حكمت روزه تقوا است. حال حكمت نذر چيست؟ حكمتش معلوم نيست (يعني در آيات و روايات مشخصاً بيان نشده است) اما ميتوان گمان كرد كه حكمتش اين است كه انسان بدين طريق ميتواند با خداي خود ارتباط برقرار كند و حاجت خود را مطالبه كند و در قبال حاجتي كه قرار است خداوند متعال به او بدهد شكرگزاري كند.
البته ممكن است خدا مصلحت بداند و حاجت بندهاي كه نذر كرده را بدهد و ممكن است طبق مصلحت ندهد ولي در هر صورت بنده با نذر و نيت خالصانهاي كه ميكند به خدا نزديك ميشود و توشهاي براي آخرت خود ذخيره ميكند. مثلاً كسي كه براي حاجت مهمي روزه ميگيرد به خاطر نذر و نيتي كه كرده و روزهاي كه گرفته به خدا نزديك ميشود چه حاجتش برآورده شود و چه برآورده نشود مهم اين است كه بنده توجه داشته باشد كه خداوند متعال جز خير براي او نميخواهد.
شرايط نذرعمل به تحقق نذري واجب است و براي نذر و نذركننده در دين مبين اسلام شروط و شرايطي قرار داده شده است.
حجتالاسلام والمسلمين جمال سروش، استاد حوزه و دانشگاه در رابطه با نذر و شرايط نذركننده ميگويد: ابتداييترين شرط نذر خواندن صيغه است. خواندن صيغه به صرف نيت نذر محقق نميشود بنابراين اولين شرط تحقق نذر اين است كه صيغه آن به زبان عربي يا غيرعربي به زبان آورده شود. پس اگر نذركننده بگويد: چنانچه مريض من خوب شود، براى خدا بر عهده من است كه فلان مبلغ به فقير بدهم، نذر او صحيح است.
وي در پاسخ به اين سؤال كه اولويت نذر بر چه اساسي تعیین ميشود ادامه ميدهد: اولويت نذر بر اساس كار فرهنگي و نياز جامعه تعيين شده و شرط ديگري كه براي نذر دادن وجود دارد مقدور بودن اين كار براي انسان است. اينكه انسان زماني مىتواند كارى را نذر كند كه انجام آن در توانش باشد بنابراين كسى كه نمىتواند مثلاً با پاي پياده به كربلای معلي، بارگاه امام حسين (ع) برود، اگر در ابتدا نيت و سپس نذر كند كه ميخواهد با پاي پياده برود نذر او صحيح نيست.
به گفته وي مورد نذر بايد يا طاعت خدا باشد مثل نماز و روزه و حج و ديگر عباداتي كه بايد قربتاً الي الله انجام شود يا كاري باشد كه به واسطه آن بشود به خدا نزديك شد مثل زيارت مؤمنين و تشييع جنازه و عيادت مريض. پس فعل هر كار واجب و مستحب و ترك هر كار حرام و مكروهي را ميشود نذر كرد. اما كار مباح را در صورتي ميشود نذر كرد كه يك جهت مثبتي مد نظر باشد مثلاً كسي نذر ميكند غذاي خوبي بخورد تا بتواند با نشاط بيشتري عبادت كند يا در خدمت بندگان خدا باشد يا نذر ميكند كه براي مبارزه با هواي نفسش غذاي لذيذي را ترك كند.
خصوصيات نذركنندهحجتالاسلام دكتر جمال سروش تصريح ميكند: براي صحت نذر، نذركننده بايد داراي خصوصياتي باشد كه از جمله آن ويژگيها بلوغ است. بلوغ شرط اول نذر است. نذركننده بايد بالغ باشد بنابراين بر بچه عمل و وفاي به نذر واجب نيست. شرط دوم نذر عقل است. نذركننده بايد عاقل باشد، بنابراين نذر ديوانه واجبالعمل نيست. شرط و ويژگي سوم نذركننده اختيار است. او بايد از روي اختيار نذر كند، بنابراين نذر كردن مكره (نذري كه از روي اجبار باشد)، صحيح نيست. شرط ديگر قصد است بنابراين كسي كه هوشيار نيست يا در حال خشم شديد است نذر كند نذرش اعتبار ندارد.
محجور نبودن نسبت به مورد نذر، اجازه شوهر در نذر زن و همچنين قصد نيز از شروط ديگر براي شخص ناذر (نذركننده) است. بنابراين كسي كه اموالش بايد به بدهكارانش داده شود و نسبت به اموالش محجور است نميتواند نسبت به آن اموال نذر كند و اگر نذركننده زن است تا همسرش اجازه ندهد نذرش منعقد نميشود. اكثر خانمها به راحتي آب خوردن دارايي همسرشان را صرف و وقف نذر و صدقه ميكنند، اما از دستورات دين اسلام كه كاملترين دين الهي است غافل هستند. در دين ما اين مسئله به طور كاملاً آشكار واكاوي شده و زن در خانه شوهر اختياري براي پرداخت مبلغي خاص تحت عنوان صدقه يا نذر ندارد و بايد حتماً قبل از اين كار از همسر خود اجازه گرفته باشد. وقتي كه با همسر هماهنگ كرد و اجازه گرفت ديگر نذر كردن از اموال شوهر ممانعتي ندارد.