سوريه در طي هفتههاي اخير بارديگر كانون تحولات جهاني گرديده در حالي كه يك اصل در آن مشاهده ميشود و آن تقلاي كشورهاي غربي براي نسبت دادن اين تحولات به تقابل ميان روسيه و غرب ميباشد. نكته مهم آنكه آنان چنان القا ميسازند كه اقدام روسيه تهديد عليه امنيت جهاني و منافع غرب مي باشد و بر اين اساس نيز با ان مقابله ميكنند. واژهاي كه غرب بر آن اصرار دارد تهديدات مسكو براي اعضا ناتو است كه اقدام گسترده عليه آن را ضروري مينمايد. جالب توجه آنكه همزمان با اين ادعاها ناتو از افزايش نيروهاي ويژه به 4 هزار نيرو و استقرار آنها در اروپاي شرقي تاكيد ميكند. آمريكا نيز حضور نظامي دائم و گسترده در اروپا از جمله در آلمان و اسپانيا را در دستور كار دارد.
در همين چارچوب به نوشته دیلی استار، منابع ارشد دفاعی انگلیس گفتهاند خلبانان ناتو و انگلیس اجازه اقدام شدید علیه هر نوع آتش افروزی از سوی نیروی هوایی روسیه را دارند.جنگندههای انگلیسی به موشکهای هوا به هوا مجهز خواهند شد تا هر زمان که چراغ سبز برای شلیک موشک به سوی جنگندههای روسی را دریافت کردند، فورا اقدام کنند.این حرکت پس از آن انجام گرفت که وزرای انگلیس نسبت به حضور روسیه در خاورمیانه و احتمال خطرناک کردن شرایط خاورمیانه هشدار دادند. یک منبع دفاعی انگلیس گفت «باید از خلبانان خود محافظت کنیم اما به سوی جنگ هم نزدیک میشویم. در نبرد هوا به هوا، تنها یک هواپیما را نابود میکنیم اما تمام چشم انداز منطقه تغییر میکند.»
با توجه به مواضع مطرح شده يك ذهنيت ايجاد ميگردد و آن اينكه روسيه و غرب در آستانه جنگي گسترده قرار دارند در حالي كه البته در فضاسازي غرب، اين روسيه است كه با حمايت از سوريه زمينه ساز اين تنشها شده است. با اين تفاسير اين سوال مطرح است كه غرب در وراي اين جوسازيها چه اهدافي را پيگيري ميكند و آيا واقعا توان اقدام عليه روسيه را دارد؟
اين اقدام انگليس و ناتو نوعي فضاسازي رسانهاي براي نمايش قدرت آنان در برابر روسيه و اقدامي براي پنهان سازي ناتواني نظامي آنان در تحولات جهاني است. نكته مهم مورد توجه اين است كه اكنون مسئله اساسي مبارزه با تروريسم است در حالي كه كشورهاي غربي با برجسته سازي تقابل با روسيه و ايران به دنبال پنهان سازي نقش مخرب خود در ايجاد تروريسم و بحرانهاي منطقه و نيز اهميت زدايي از اقدامات ائتلاف 4 جانبه ايران، عراق، روسيه و سوريه در مبارزه با تروريسم است. غرب مي خواهد تحولات منطقه را نتيجه تهديدات روسيه در منطقه عنوان دارد تا هم افكار عمومي را به روسيه و ايران بدبين سازد و هم مسئله مبارزه ائتلاف 4 جانبه با تروريسم را كم رنگ سازد. آنها به دنبال پنهان سازي شكست ائتلاف آمريكايي به اصطلاح مقابله با تروريسم ميباشند. حلقه تكميلي اين فرآيند ادعاي آنان مبني بر ورود ايران و روسيه به تحولات سوريه براي حفظ نظام سوريه است در حالي كه حقيقت امر اين ورود گسترش حوزه مبارزه با تروريسم است. نقش انگليس در ايجاد و گسترش تروريسم در منطقه امري غير قابل انكار است
چنانكه جهانيان خواستار بازخواست اين كشور به جرم بحران سازي و ناامن سازي جهان است. لازم به ذكر است فالون وزير دفاع انگليس در نشست اخير ناتو خواستار مانور هستهاي شده بود كه ماهيت ضد بشري انگليس را بيش از پيش آشكار ميسازد. حمايت از تروريستها در لابهلاي انحراف افكار عمومي به تقابل غرب و روسيه و نيز با ادعاي مقابله با اشغالگري روسيه از اهداف غرب از هوچي گري در باب مقابله با تهديدات احتمالي مسكو براي اعضا ناتو است. نكته قابل توجه آنكه ناتو اگر واقعا به دنبال امنيت اعضا و صلح جهاني است در طول 14 سال حضور در افغانستان و سالها حضور در ليبي، با تروريسم مقابله ميكرد كه عدم تحقق اين امر واهي بودن ادعاي مبارزه آنان با روسيه براي امنيت جهاني را اشكار مي سازد بويژه اينكه اكنون روسيه در حال همراهي با جبهه مقاومت و مبارزان واقعي با تروريسم براي امنيت جهاني است. با توجه به اين شرايط هوچي گري غرب و ادعاي آمادگي نظامي براي مقابله با تهديدات روسيه را بايد بازي رسانهاي براي پنهان سازي ضعفها و البته نقش منفي غرب در ايجاد تروريسم دانست چرا كه شواهد امر نشان ميدهد كه آمريكا و نه ناتو توان اقدام نظامي عليه روسيه را ندارد چرا كه اگر چنين تواني داشت در اوكراين اين اقدام را صورت داده بود. اكنون نيز ادعاهاي آنان صرفا يك بلف است كه با اهداف سياسي و برخي توسعه طلبي نظامي از جمله افزايش سلطه نظامي بر تركيه و كشورهاي عربي صورت ميگيرد.