روسيه در طول روزهاي اخير به جمع ائتلاف مبارزان واقعي با تروريسم پيوسته است. تهديدات تروريستي که مرزهاي روسيه را دربرگرفته، خطر حضور گسترده داعش و جان گرفتن دوباره طالبان و القاعده در افغانستان، تهديدات امنيتي عليه منافع روسيه در غرب آسيا زمينهساز رويکرد در روسيه به جبهه مقاومت براي مبارزه با تروريسم شده است. حقيقت آن است که نبرد ادعايي ائتلاف 60 کشوري آمريکا در مبارزه با تروريسم در يک سال گذشته نه تنها دستاوردهاي نداشته بلکه به گسترش تروريسم در سراسر جهان منجر شده در حالي که زمينه آواره شدن ميليونها نفر نيز گرديده است.
روسيه در حالي براساس محاسبات سياسي و امنيتي و با آگاهي از افول هژموني آمريکايي در حالي وارد عرصه مبارزه مستقيم با تروريسم در سوريه گرديده که روند تحولات درسهاي قابل توجهي را در باب نقش و جايگاه جهاني آمريکا با خود دارد.
نخستين مسئلهاي را که در باب واکنش آمريکا به اقدام نظامي روسيه ميتوان دريافت ضعف گسترده اطلاعاتي آمريکا ميباشد. آمريکاييها همواره بر اين ادعايند که قدرت اول در عمليات سايبري و اطلاعاتي بوده و ميتوانند به هر اطلاعاتي در کوتاهترين زمان ممکن دست يابند. سازمان سيا در کنار دستگاه اطلاعاتي انگليس و ساختار اطلاعاتي صهيونيستها (موساد) همواره در رديف اول دستگاههاي اطلاعاتي جهان بودهاند که بخش عمدهاي از سياستهاي جهاني نظام سلطه را برعهده داشتهاند. واکنش صهيونيستها و کشورهاي غربي نشان ميدهد که آنها نتوانستهاند پيشبيني درستي از رفتار روسيه در قبال سوريه داشته باشند و حتي بر اين تصور بودند که مسکو و ايران در حال سازش با غرب براي راهکار سياسي براساس طراحي غرب در سوريه هستند.
ديدگاهي که در عمل محقق نشد و جمهوري اسلامي و روسيه ضمن تاکيد بر حفظ نظام سوريه بر مخالفت با طراحي غرب و لزوم رويکرد به مبارزه گسترده با تروريسم تاکيد کردند.
نکته ديگر در حوزه نظامي قابل پردازش است. آمريکا و متحدانش در حالي عليه روسيه موضعگيري مينمايند که عملا حرفي براي گفتن نداشته و بيشتر رفتار آنان مانورهاي تبليغاتي است. آمريکايي هر چند از نظر نظامي همچنان قدرت برتر جهان ميباشند اما در عمل جرات به کارگيري آن را ندارند چنانکه در باب گسترش حضور روسيه در سوريه صرفا به جنگ رواني روي آورده است و به انتقاد از عملکرد روسيه و هشدار در باب آينده بسنده ميکنند نمود عيني اين رفتار را در واکنش کشورهاي مذکور در نشست ناتو ميتوان مشاهده کرد.
نشست ناتو در بروکسل پنجشنبه در حالي برگزار گرديد که حاضران از يک سو حمايت روسيه از نظام سوريه را محکوم کردند و از سوي ديگر حمايت از ترکيه در برابر حملات احتملاي روسيه را مطرح نمودند. افزايش نيروهاي ويژه به 40 هزار نفر و استقرار آنان در اروپاي شرقي بعد ديگر مواضع نشست ناتو بوده که با ادعاي مقابله با روسيه صورت گرفته است.
نکته مهم آن است که ناتو با محوريت آمريکا سخني از تقابل مستقيم با روسيه به ميان نياورده است که نشانگر ضعف نظامي آمريکا و ناتو ميباشد. نکته ديگري که در عملکرد آمريکا در قبال روسيه آشکار گرديده ناتواني آن در عرصه ديپلماسي و يارگيري است. اوباما رئيسجمهور آمريکا همواره براين ادعا بوده که قدرت آمريکا در اقتصاد و قدرت ديپلماسي آن براي ايجاد اجماع جهاني است. آمريکاييها چنان وانمود ميکنند که سياستهاي آنها همواره با اجماع جهاني همراه است و لذا تصميمات آنان داراي مشروعيت جهاني ميباشد. تحولات اخير سوريه نشان داد که اين ادعا صرفا در قالب سخن ميباشد چنانکه آمريکا عملا در ايجاد اجماع عليه روسيه ناتوان بوده است. در نشست ناتو بسياري از اعضا بر لزوم همگرايي با روسيه در مبارزه با تروريسم سخن گفتند مجامع جهاني تحت فشار آمريکا براي محکومسازي مبارزه روسيه با تروريسم قرار نگرفتند و در نهايت معدود متحد اروپايي و چند کشور عربي، ترکيه و رژيم صهيونيستي از مواضع آمريکا حمايت کردهاند.
جالب توجه آنکه آمريکا در حالي به دنبال اجماع عليه روسيه بوده که نشست امنيتي افغانستان در مسکو با حضور نمايندگان 50 کشور جهان برگزار گرديد که نشانگر رويکرد جهاني به دوري از آمريکا است. با توجه به آنچه ذکر شد ميتوان گفت که تحولات سوريه و ورود روسيه به جبهه مقاومت ضد تروريستي نشانگر افول قدرت اطلاعاتي، نظامي و اجماعسازي جهاني آمريکا بوده است که افول هژموني آمريکا را به نمايش ميگذارد.
اين تحولات نشان داد آمريکا ديگر آن تصميمگير نهايي نميباشد و ساختار بينالملل در حال تغيير است که محور آن را نيز دوري کشورها از آمريکا و انزواي جهاني آن تشکيل ميدهد.