اگر شخصيت امام تحريف شد، بد معرفي شد، غلط معرفي شد، همه اين خطرات بزرگ متوجه ملت ايران خواهد شد. اينجاست كه اين خطر، خطر تحريف امام، به عنوان يك هشدار بايد در گوش مسئولان كشور، صاحبنظران فكري انقلاب، شاگردان قديمي امام، كساني كه علاقه به اين راه دارند و عموم جوانان، فرزانگان، دانشگاهيان، حوزويان، اين خطر بايد به چشم همه اينها به عنوان يك هشدار تلقي شود. در زمان حيات امام هم براي تحريف شخصيت امام كار ميشد. از يك طرف دشمن بود، از اول انقلاب سعي كرد در تبليغات جهاني خود امام را به صورت يك انقلابي خشك و خشن از نوع آنچه كه در تاريخ انقلابهاي بزرگ و معروف عالم مانند انقلاب فرانسه و ماركسيستي شوروي و بعضي انقلابهاي ديگر ميشناسيم معرفي كند. يك انساني كه خشك است و خشن و گره ابروي او باز نميشود و صرفاً نگاه ميكند به مقابله با دشمن و هيچ عاطفهاي و هيچ انعطافي در او نيست معرفي ميكردند. كه خب اين غلط بود. امام قاطع بود غيرمتزلزل بود، در تصميم خود انساني بود راسخ، لكن مظهر عاطفه بود. مظهر لطافت و محبت و دلداري و دلدادگي بود. در مقابل خدا و خلق خدا و به خصوص نسبت به قشرهاي مظلوم و مستضعف جامعه. در داخل هم بعضي ندانسته و بعضي هم دانسته تحريف ميكردند. حتي در زمان حيات خود امام. حرفي كه به نظرشان پسنديده بود به امام نسبت ميدادند درحالي كه ارتباطي به امام نداشت. بعد از رحلت امام هم همين جريان ادامه داشت حتي تا آنجا كه بعضي حرفها و اظهارات امام را به صورت يك آدم ليبرال كه هيچ قيد و شرطي در رفتار او در زمينههاي سياسي حتي در زمينههاي فكري و فرهنگي وجود ندارد معرفي ميكنند. اين هم به شدت غلط و خلاف واقع است.