حفره اسم يك فيلم نيست. شايد آخرين باري كه نام حفره را شنيده بودم يك پسوند فضايي داشت. چيزي مثل سياهچالهها و اين حرفها. اصولاً اولاد آدم به ستارهشناسي علاقهمند است. ما از روي نگاه كردن به ستارهها سر به هوا ميشويم و چيزهايي را نميبينيم. همين نديدنها تبديل به حفره ميشود. يعني يكهو سكندري ميخوريم و آنوقت چهارپا بياور و باقالي بار كن!... چه ميگويم؟ اي اولاد آدم تو كي ميخواهي از ايما و اشاره دست برداري و به كانون گرم خانواده بازگردي؟ تو چه زماني ميخواهي چاله چولههاي زندگيات را پر كني؟ تو حالا ديگر مرد بزرگي شدهاي ! كوتاه بيا! حرف دلت را بريز روي دايره! (حالا دايره نه! مثلاً مجمع! اصلاً سيني!). طفره نرو. يك راست برو توي حفره...
بله! از حفره ميگفتم. به اين حفرههاي جديد هم كاري ندارم. مثلاً اين حفره كه در سفر به امريكاي رئيسجمهوري وجود دارد! ميپرسيد كدام حفره؟ همين حفره بخش خصوصي كه عسگراولادي ميگويد رئيسجمهوري 200 نفر را با خود برده و آنها را نبرده. نه تنها آنها را نبرده كه هيچكس را نبرده. پس چه كسي را برده؟... چرا 200 تا؟ پس چند تا؟.... . اولاد آدم از آنجايي كه با حفرههاي جديد سر و كار ندارد، يعني مصلحت نيست كه سر و كار داشته باشد! به سراغ تشخيص همان حفرههاي قديمي ميرود كه با اندكي ديرينهشناسي ميتوان رهيافتهاي مناسب اقتصادي براي پر كردن آنها انديشيد. اصولاً حفره پر كني و انديشيدن يكي از كارهايي است كه ما انجام ميدهيم. البته عسگراولادي اسمش را گذاشته گفتمان درماني! ولي گفتم كه ما بايد قدري بكشيم عقبتر! اصولاً اين ستون را براي عقبگرد آفريديم! پس با واژههاي جديد كاري نداريم.
برويم سراغ بحث خودمان. دعواي لحاف بخش خصوصي و دولتي چه ربطي به حفرهشناسي اولاد آدم دارد؟.... بله! همانطور كه ميدانيد اسناد نشاندهنده ۲ ميليون تن اختلاف آماري در واردات كشور در يك سال تدبيري- شمسي گذشته دارد، پديدهاي كه از عوامل مختلفي آب ميخورد. از رانت ارز دونرخي تا جعل پروانههاي «كاغذي» براي قاچاق رسمي به كشور و اين يعني يكي از حفرههايي كه منشأ ۲۰ تا ۲۵ ميليارد دلار قاچاق سالانه به كشور است. نگوييد كه براي پر كردن اين حفره در اين مدت چه كردهايم؟ ما خيلي كارها كردهايم تا اين حفره عظيم را بپوشانيم. به قول كرباسيان 45 قانون در كنار 15 كنوانسيون و نيز 20 سازمان همجوار، 33 نوع عوارض و 65 نوع معافيت براي ورود يك كالا به كشور درست كردهايم تا خيرش را ببينيم و اين يعني حفرهپوشي. اصلاً اسمش را ميگذاريم فروپاشي حفرهاي! حتي ميتوانيم سرش، هزار تا سمينار راه بيندازيم و از طريق گفتاردرماني به انقراض پسماندهاي حفرهاي در هزاره سوم مدد رسانيم. (باز اولاد آدم رفت سر گفتار درماني! پوزش مرا بپذيريد! به مسير و شيب ملايم موجود با تورم رو به اضمحلال 15 درصدي بازميگردم!)
حالا اينكه در كشورهاي ديگر چهار رويه در ترخيص كالا وجود دارد و در ايران 12 رويه است، بماند. مهم اين است كه اكنون زمان واردات كالا 26 روز است و همچنين صادرات به يك روز كاهش يافته است. شما با همين حفرههاي موجود ميتوانيد يك روزه صادركننده نمونه شويد، آنوقت ميخواهيد بپوشانيدش. يعني فكر ميكنيد اينهمه ابر و باد و مه و خورشيد و فلك آمدهاند تا حفره را بپوشانند و هر چه آنها را ريختهايم در حفره، حفره آنها را بلعيده و بزرگتر و گشادتر نشده است؟تمام اسناد و پروانههاي دستياش هم موجود است. البته اسناد بعضي از جاهايش، جوهر پس داده، ولي بالاخره سند هستند. يعني در عصر رايانه و تجارت ديجيتال شما روي كاغذ در بانك و گمرك مينويسيد واردات «بهمان» چيز و به جايش «فلان» چيز را وارد ميكنيد و بعد «بهمان» چيز روي كاغذ را پاك ميكنيد و به «فلان» چيز تغيير نامش ميدهيد. يعني شما بازي برد- برد كردهايد و از روي حفره پريدهايد....
اولاد آدم يك چيزي را به شما دستي ميدهد تا برويد سر كوچه و نخود سياه بخريد و بياوريد و تا آن موقع اولاد آدم ببيند اين بحث را چگونه بايد جمع كند كه شر نشود! همان رئيسجمهور كه بخش خصوصي را با خود نبرد نيويورك، بهترين كار را كرد(بازي نبرد- نبرد بخش خصوصي). اولاد آدم هم الان بايد خودش را از دست اين حفره خلاص كند. يعني هر چه بيشتر اين آش كرباسيان را هم بزنم، چسبندهتر ميشود. شما خواننده گرامي، بياييد اين پول دستي را بگيريد و برويد دنبال نخود سياه!.... چي؟ دستي قبول نميكنيد؟ كارت به كارت كنم؟ مگر چقدر نخود سياه و براي چند سال ميخواهيد بخريد؟.... ميگوييد سيستم دستي منقرض شده؟ شنيدهايد كه حتي در گمرك هم... يعني طي تفاهمنامه گمرك با بانك مركزي قرار است از 30 مهرماه سال جاري پروانه دستي (كاغذي) جاي خود را به پروانه الكترونيكي داده و از طريق سيستم الكترونيكي تسويه حساب صورت بگيرد و اولاد آدم خبر ندارد و ميخواهد با دادن پول دستي شما را از سر خودش باز كند؟ .... بيچارهها خبر نداريد! اولاد آدم ميداند كه قبل از اين هم چند بار ديگر تفاهمنامه براي الكترونيكي شدن پروانههاي گمركي صورت گرفته كه بنا به دلايل حفرهاي اجرايي نشده است.... بياييد اين پول را بگيريد و برويد نخودتان را بخريد! اولاد آدم ميداند كه لنگي اين حفره گره به گفتمان درماني بانكها خورده و بانكها زير بارش نميروند كه نميروند.... . پس اين نخود سياه چي شد؟...مگر هميشه اين نبوده كه ارائه پروانههاي دستي براي تسويه ارز كالا توسط بانكها سبب ميشده كه كالايي كه هنوز مجوز ورود به كشور نگرفته و تعرفه و عوارض آن پرداخت نشده، ارز آن با بانك تسويه ميشده و هر كسي سهم خودش را برميداشته ! (با توجه به اختلاف ارز مبادلهاي با آزاد، بخشي از ارز كالاها درحالي تسويه ميشود كه معادل كالايي آن اصلاً به كشور وارد نميشود، فقط محل سوءاستفاده و سودجويي از محل مابهالتفاوت نرخ ارز است). آن وقت بانك بيايد و ديجيتالياش بكند تا حفره غيب شود. آن وقت اولاد آدم بيايد و پول دستي نخود سياه را كارت به كارت بكند تا شما بابت نخود سياه نخريده از او ماليات بگيريد. آنوقت....