زمان به سرعت براي اميدهاي ايران در المپيك سپري ميشود اما مسئولان ورزش عملاً دست روي دست گذاشتهاند و تضعيف روزافزون المپينهاي كشورمان را نظاره ميكنند.
اخبار روزانه ورزش را كه پيگيري كنيد، تصور ميكنيد همه رشتهها در آرامش كامل به فعاليت خود ادامه ميدهند و ورزشكارانشان نيز كوچكترين مشكلي ندارند. رؤسا و مديران چنان با آب و تاب از وضعيت مطلوب موجود حرف ميزنند كه گويا چشمشان را روي همه ضعفهاي مديريتي خود بستهاند و اصلاً هم قصد ندارند فكري به حال مليپوشان خود كنند. اين در حالي است كه كمتر از يك سال ديگر المپيك 2016 آغاز ميشود و اميدهاي ما در اين رقابتها در شرايط خوبي به سر نميبرند. در چندماه گذشته بارها بر اين موضوع تأكيد شده كه ورزشكاران المپيكي نيازمند حمايت ويژه هستند. با اين حال بهرغم همه مصاحبههاي پرطمطراق رسانهاي هنوز هستند كساني كه آرزوي برگزاري اردوهاي تمريني و داشتن مربي به دلشان مانده است. علاوه بر اينكه نيازهاي ابتدايي يك ورزشكار حرفهاي را برطرف نميكنيم بلكه از نظر روحي و رواني نيز در جهت تخريب آنها گام برداشته ميشود.
احسان روزبهاني و حاشيهاي كه براي او اتفاق افتاد، جديدترين نمونهاي است كه ميتوان به آن اشاره كرد. بوكسور موفق ايراني در اين چند وقت اخير بارها نسبت به شرايطش گلايه كرد و در نهايت پس از شكست در ليگ حرفهاي جهان معلوم شد كه فدراسيون بوكس از اين ورزشكار شكايت كرده است! اين اتفاق تاريخي در حالي رخ داده كه روزبهاني اولين سهميه ايران در المپيك ريو را به دست آورد. با اين وجود فدراسيون با شكايت از او پاداشش را داد. نكته جالبتر اينكه خيليها فكر ميكردند رئيس موسپيد كرده و باتجربه فدراسيون با سعهصدر با انتقادهاي روزبهاني برخورد كند. اما ناطقنوري نيز همچون مديري جوان شمشير را از رو بست. برخورد تقابلي فدراسيون نهتنها اوضاع را بهتر نكرده بلكه شرايط روحي بوكسور ايراني هر روز بدتر از ديروز ميشود.
در دووميداني هم بلاتكليفي بيداد ميكند. ليلا رجبي، بانوي دووميداني كار كشورمان با وجود آنكه سهميه المپيك را گرفته است اما كماكان در بلاتكليفي به سر ميرود. از او انتظار داريم كه در پرتاب وزنه در ريو پابهپاي بهترينهاي جهان رقابت و عنواني در خور شأن ورزش ايران كسب كند. اما تا به امروز پيشپا افتادهترين امكانات هم در اختيارش قرار نگرفته است. رجبي چند ماه است كه تمرين نكرده و در شرايط فعلي نه خبري از مربي خارجي شده و نه اردوي برونمرزي. احسان حدادي نفر دوم المپيك لندن وضعيت به مراتب وخيمتري دارد. او پس از ناكامي اخيرش همچنان براي عقد قرارداد با مربي خارجياش با فدراسيون چك و چانه ميزند، كاري كه در هيچ كجاي دنيا و هيچ ورزشكار حرفهاي مسئول انجام آن نيست. اما در كشورمان به دليل سوءمديريت المپينها هم بايد نگران مسابقه و رقابت با حريفان جهاني باشند و هم نگران تأمين بودجه، خريد لباس، پيدا كردن مربي، هماهنگي براي اعزام به خارج و هزار و يك دغدغه ديگر؛ دغدغههايي كه جزئي از وظايف مديران است اما به علت بيخيالي آنها، ورزشكاران مليپوش شخصاً پيگير اين مسائل ميشوند. در روزهايي كه كسي به فكر مليپوشان المپيكي نيست، رقبا با جديت هرچه تمام براي درو كردن مدالها شبانهروز تمرين ميكنند، آن وقت اوج آرزوهاي ما پيدا كردن مربي و شروع تمرينات است. مديران ما فقط وقت مسابقه كه ميرسد به فكر خودنمايي ميافتند و پس از مدالآوري ورزشكاران دنبال عكس يادگاري هستند. مطمئن باشيد با اين شيوه ورزش ايران در المپيك حرفي براي گفتن نخواهد داشت.