جوانآنلاين: مهدویت بهعنوان یک سرمایه و فرجامی که شیعه میتواند آن را دستآویز حرکتهای جهانی خود کند، همواره مورد توجه بوده است، اما طرح جهانیاندیشی و هستههای مقاومت که میتواند زمینه اتصال مسلمانان جهان و همه موحدان را فراهم آورد، طی سالهای اخیر مورد غفلت قرار گرفته است.
مهدویت تنها مختص یک فرقه از مسلمانان نیست بلکه این عقیده،می تواند همه مسلمانان را با هر ایدئولوژی و تفکری در زیر یک پرچم واحد برای مقابله با استکبار جهانی نوین جهانی قرار دهد. واقعیت مهدویت، رسیدن به جامعه واحد، همبستگی همگانی و جهانی است.
هر چند بیداری اسلامی که در سالهای گذشته میان کشورهای خاورمیانه به شکل بارزی محقق شد، ادامه تفکر جهانیاندیشی است که معمار کبیر انقلاب اسلامی و رهبری بارها در سخنان خود به آن اشاره کردهاند. اما مهدویت بهترین فرصتی است که شیعه میتواند با اتصال در حوزههای مختلف فناوری، صنعت و مدلسازی برای آیندهپژوهی به ترسیم نقشه راه جهان بپردازد و از این دکترین بهعنوان یک ظرف فکری برای ریسمان نامرئی اتصال تشیع در خارج از مرزهای ایران اسلامی استفاده کند.
موعود در سایر ادیان
استفاده از مفهوم موعود که در بسیاری از ادیان ومکاتب فکری آمده است، می تواند ظرفیت اشاعه جهانی اندیشی را در خارج از مرزهای ایران فراهم کند.
در زبور داوود که مزامیر و لابهلای عتیق قرار گرفته است در 35 آیه به منجی اشاره شده است. چنانکه آمده است "منتظران، وارثان زمین خواهند شد بعد از اندکزمانی شریر نخواهد آمد و اما حلیمان وارث زمین خواهند شد - صالحان را خداوند تأیید میکند." (مزبور 45 - 96 و 97)
همچنین در تورات در کتاب دانیال نبی آمده است: در زمان سرور میکائیلی، امیر عظیمی که برای پسران و قوم تو ایستاده است (قائم است) خواهد برخواست و چنان زمان تنگی خواهد بود که از هر حیثی، امتی بهوجود خواهد آمد که تا آن روز نبوده است. (3 کتاب حیقوق نبی)
در انجیل متی در بخش 24 در گفتگویی که از حضرت مسیح با شاگردانش ثبت شده، به منجی اشاره مستقیم شده است آنچه که آمده است: "اما از آن روز و ساعت هیچکس خبر نداد، حتی ملائک آسمان، جز پدر من... و پس از آن نیز حاضر باشید، زیرا در ساعتی که گمان نمیبرید پسر انسان میآید." همچنین در انجیل مرقس و انجیل لوقا نیز شواهدی بر ظهور موعود آمده است.
در منابع زرتشتی که معتقد است اهورا مزدا یا یزدان بهعنوان منبع روشنایی همواره با اهریمن، منشاء جهل و فساد در کشمکش دائمی هستند، تا زمانی که سوشیانس یعنی نجاتدهنده ظهور کند.
در کتاب هندوها، شاکمونی که به عقیده هندیان، صاحب کتاب آسمانی است، آمده است: پادشاهی و دولت دنیا به فرزند سید خلایق در جهان، کشن (نام پیامبر اسلام به هندی است) پسر بزرگوار تمام میشود و او کسی باشد که بر کوههای شرق و غرب حکم بورزد... تا دین خدا یک دین شود و دین خدا زنده گردد و نام او ایستاده باشد و خداشناس باشد.
مهدویت ظرفیتی برای جهانی اندیشی
در حالی که موعود ریشه محکمی در بسیاری از ادیان الهی و مکاتب فکری دارد و پتانسیل کافی برای طرح شدن بهعنوان یک ایدئولوژی جهانی را دارا است، تاکنون از ظرفیتهای مهدویت برای هسته جهانی و جهانیاندیشی استفاده لازم بهعمل نیامده است. در حالی که از سالهای گذشته صهیونیسم با تمسک به صهیونیسم جهانی توانسته است از ظرفیتهای اقتصادی، سیاسی و هنری در بخشهای مختلف به نفع تفکر خود استفاده کرده و برای ایجاد حکومت جهانی برنامهریزی کند.
صهیونیسم جهانی را چه با فراماسونری به یک معنا گرفته و چه سابقه آن را به 120 سال گذشته که در سال 1897 در بال سوئیس توسط 240 نفر از سران یهود از کشورهای مختلف تأسیس شد یکی بدانیم، تشکیل حکومت جهانی از یک ایدئولوژی مذهبی را میتوان بهعنوان یک نمونه نام برد که توانسته است از پتانسیلهای اقتصادی و ظرفیتهای سیاسی، اجتماعی و نظامی برای تعریف ماهیت خود استفاده کرده و افکار و دکترین خود را به همه دنیا ابلاغ کند. ظرفیتی که جامعه اسلامی می تواند برای اشاعه تفکرات دین اسلام ومعرفی صحیح دین بکار گیرد، ظرفیتی که اسلام را مساوی عرب های فناتیک یا جوامع عقب مانده و تروریست نظیر آنچه هالیودد از اسلام به نمایش میگذارد، مطرح نکند.
تقابل صهیونیسم و مهدویت
موعود بهعنوان یک دکترین اسلامی که بیش از ششهزار و 280 حدیث و روایت در منابع شیعه و سنی برای آن وجود دارد، یکی از مهمترین ظرفیتهای دین اسلام است که برای طرح حکومت جهانی میتوان از آن استفاده کرد.
مهدویت و مفهوم جامعه منتظر علاوه بر مرزهای ایران در بسیاری از کشورهای اسلامی، اروپایی و آمریکایی میتواند افراد زیادی را جذب کرده و زمینه معرفی اسلام و تشیع را فراهم کند.
اما سؤال اساسی آنجاست که چقدر مسئولین در جوامع اسلامی بهویژه ایران توانستهاند دکترین مهدویت را در مجامع جهانی بهعنوان یک دکترین قدرتمند تعریف کنند.
حواشی که طی سالهای گذشته بهعلت حساسیت منطقه خاورمیانه و مشکلاتی که با فعالیت صهیونیسمها و تشکیلات سازمانیافته آنها نظیر فراماسون بارها دامنگیر مردم خاورمیانه بوده است، باعث شده دکترین مهدویت نتواند بهعنوان یک پیام جوامع اسلامی در کشورهای غربی معرفی شود و آنجا که بعد از انقلاب این تفکر توسط جامعه ایرانی مطرح میشود، برای در هم کوبیدن آن بخشهای مختلف صهیونیسم در آمریکا، آلمان، فرانسه و مراکز قدرتمند حضور آنها دست به کار میشوند.
عضو هیئت علمی مرکز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم معتقد است: صهیونیسمها به این نتیجه رسیدهاند که باید با مهدویت مبارزه کنند و آن را چالشی برای استعمار و استکبار جهانی میدانند. بهعنوان نمونه علمی باید بدانیم که غرب و صهیونیسم به این نتیجه رسیدهاند که باید با آموزه مهدویت مبارزه کنند. چنانکه جیزم دارمستتر یکی از دانشمندان صهیونیسم فرانسوی که پایاننامه خود را در ارتباط با حضرت مهدی نوشت و در دانشگاه سوربون در مقطع دکتری از آن بهعنوان مهدی از صدر اسلام تا قرن 13 دفاع کرده است، میگوید: قومی را که هر لحظه منتظر ظهور است، میتوان کشت، اما هرگز مطیع غربیها نخواهد بود.
جواد نصراللهپور میگوید: صهیونیسمها برای مبارزه با مهدویت روشهایی را بهکار میبرند که مهمترین آنها انکار وجود مقدس حضرت مهدی است، همان کاری که درباره پیامبر اسلام نیز صورت دادهاند. روش دوم تخریب آموزه مهدویت با استفاده از سینما و ظرفیتهای هالیوود است، چنانکه "مردی که فردا را دید" در سال 1981 بر اساس پیشگوییهای نوستر آداموس تولید شد و دو دجال شرآفرین را معرفی میکند. روش دیگر آنها تحریف مهدویت با وارد کردن خرافه و ساختن فرقههای متفاوتی مثل بابیت، بهائیت، نوربخشی و حمایت از دراویش است.
بهنظر میرسد صهیونیسم برای مبارزه با مهدویت از ابزارهای متفاوتی بهره میگیرد که مهمترین آنها سینما است. پیوند سینما با سیاست به عنوان یکی از اختراع سیاستمداران و صهیونیسمها بوده است که توانستهاند با ساختن سینمای هالیوود در نهادینهسازی افکار خود، گامهای بلندی بردارند.
ساختن شبکههایی همچون رویترز، آسوشیتدپرس، شبکههایی همچون BBC و نشریههای پرتیتراژی نظیر واشنگتنپست و نیویورکتایمز و همچنین کمپانیهای فیلمسازی بلندآوازهای نظیر گلدنمایر، بردران وارنر و قرن بیستم، لابیهای صهیونیسمها برای اشاعه افکار خود هستند که تمامقد در برابر مهدویت ایستادهاند.
فعالیت جامعه صهیونیسم درباره مسئله مهدویت زمانی پررنگ میشود که بدانیم اتاق فکر و گردانندگان هالیوودی با تأکید بر سوژههای آخرالزمانی نخست به کنجکاوی بشر در آخرآلزمان و کسب ثروت بیشتر روی آوردهاند و سپس اشاعه مفاهیمی نظیر منجی و دجال را بر اساس آموزههای صهیونیسم اشاعه میدهند. کافی است بدانیم تفکر جهانی صهیونیسم تا چه حد در زندگی روزمره همه جوامع بشری رسوخ کرده است، در حالی که جامعه اسلامی نتوانسته از ظرفیتهای مهدویت آنگونه که لازم است، استفاده کند.
صهیونیسم و قدرتهای جهانی
وجود شخصیتهای معروف سیاسی طی سالهای اخیر در جریان صهیونیسم یا فراماسون نشان میدهد که این گروه چگونه توانستهاند قدرت سیاسی دنیا را از آن خود کنند. پاریس، لندن و آمریکا امروز بهعنوان سه مرکز اصلی فراماسونری و لژهای تابعه آن نشان دهنده رسوخ تفکر صهیونیسمی در همه دنیاست.
قرار داشتن جرج واشنگتن اولین رئیس جمهور آمریکا و بسیاری از رؤسای جمهوری دیگر آن کشور تا امروزدر لیست فراماسونها، ادوارد هفتم پادشاه انگلیس و بسیاری از گردانندگان انقلاب کبیر فرانسه از قبیل مونتاسکیو و روبسپیر و مارا و دانتون وامسال فروغی، میرزا آقا خان نوری، تقی زاده تا شریف امامی که به استناد مدارک برای تحقیق در این لیست قرار دارند، ذی نفوذان وسیاست مدارانی هستند که توانستهاند حتی در همه حوادث بزرگ دنیا از جنگ های جهانی تا انقلاب مشروطیت در ایران نقش بازی کنند.
مهدویت ریسمان وحدت
ظرفیتی که برای ایجاد تفکری جهانی از سخنان معمار کبیر انقلاب اسلامی آغاز شد و در موضعگیریهای اخیر رهبر فرزانه خطاب به دانشجویان خارج از کشور به آن اشاره شد، نشان میدهد مهدویت بهعنوان یک مکتب فکری مقتدر میتواند عامل ایجاد اتحاد و تعهد بین مسلمانان و همه موحدان در جوامع بشری معرفی شود، به شرط آنکه از ظرفیتهای فعلی استفاده حداکثری بهعملآورده شود.
ابزارهای لازم چیست؟
تسلط بر زبانهای رایج در سایر کشورها بهویژه زبان انگلیسی و پاسخ به شبهههایی که صهیونیسم و سایر مخالفان اسلام و تشیع در خارج از مرزهای ایران فراهم کردهاند، بهعنوان ضرورتی انکارناپذیر برای طرح جهانیاندیشی ضروری به نظر میرسد. با این وجود، ظرفیتهای فرهنگی جوامع اسلامی برای جامعه نوین جهانی کم نیست. فعالیت در قالب کتاب، نشریات، شبکههای اجتماعی یا شبکههای ماهواره ای و تلویزیونی، رهبری مناظرههای مختلفی که در دانشگاههای برجسته دنیا امکان طرح دارد و همچنین تاسیس موسسه های بین المللی بنام مهدویت و اجرای سیاستهای حمایتی از مظلومان و ستم دیدگان بر مبنای چنین تفکراتی همواره وجود داشته و کمابیش استفاده شده است. با این وجود مهدویت و عاشورای حسینی دوبال پرواز جامعه جهانی هستند که هنوز پر باز نکرده اند.