
به گزارش خبرنگار ما، ساعت 19 عصر روز جمعه 13 شهريور ماه پنج دزد خشن كه در بازداشتگاه پليس به سر ميبردند، نقشه فرار را به سبك فيلمهاي هاليوودي طراحي و اجرا كردند. آنها پس از اينكه چند روز روي اجراي نقشهشان تمركز كردند، ساعتي قبل از اجرا، يكي از همدستان خود را به بهانه بيماري راهي درمانگاه كردند. وقتي زنداني همراه مأمور بدرقه قدم به سلول گذاشت دومين مرحله از اجراي نقشه كليد خورد. يكي از مجرمان بستهاي قرص را در كف سلول رها كرد و مأمور بدرقه براي برداشتن آن خم شد، ناگهان پنج تبهكار به مأمور پليس حمله كردند و او را به شدت مورد ضرب و جرح قرار دادند. در حالي كه دو نفر از آنها گلو و دهان پليس را فشار ميدادند، سه تبهكار ديگر، تجهيزات مأمور مثل اسپري و كليدهاي سلولهاي ديگر را از او گرفتند و مأمور را در سلول حبس كردند.
پنج سارق سپس راهي سلولهاي ديگر شدند و شروع به باز كردن قفلهاي سلولها كردند تا ديگر متهمان را با خود همراه كنند. تبهكاران در حالي كه رؤياي آزادي در سر داشتند، غافل از آن بودند كه دوربينهاي مداربسته تمامي حركات آنها را در اتاق كنترل نمايش ميدهد. ثانيههايي بعد بود كه مأموران پليس برقآسا خود را به بازداشتگاه رساندند و رؤياي فرار آنها را بر باد دادند.
پنج متهم كه در اجراي نقشه فرارشان ناكام مانده بودند، صبح ديروز براي بازجويي در دادسراي ناحيه 34 حاضر شدند و از سوي قاضي نصرتي بازپرس شعبه اول دادسراي ويژه سرقت مورد تحقيق قرار گرفتند.
سردسته باند كه مرد 37 سالهاي به نام كيارش است، دو ماه قبل به همراه همدستش تيمور پس از زورگيري 70 هزار توماني گرفتار پليس شدند. وي در شرح ماجرا گفت: من و همدستم تيمور دو ماه قبل خودروي پرايدي را به صورت دربست كرايه كرديم. در ميانه راه راننده را تهديد كرديم اما او 70 هزار تومان بيشتر همراهش نبود كه آن را به زور گرفتيم. وقتي قصد داشتيم سوژه تازهاي براي سرقت پيدا كنيم، مأموران به ما مظنون شدند و گرفتار شديم. وي در شرح اجراي نقشهشان گفت: من و دوستانم در بازداشتگاه خسته شده بوديم تا اينكه يكي از متهمان سابقهدار در سلول كناريمان پيشنهاد فرار را مطرح كرد. از آنجايي كه من علاقه زيادي به فيلمهاي هاليوودي دارم اين نقشه به ذهنم رسيد و با مشورت متهم سابقهدار اين نقشه را طراحي كرديم. او خيلي ما را تشويق كرد و گفت وقتي نقشهمان اجرا شود، من به عنوان سپر شما حركت ميكنم تا چنانچه تيراندازي شود، تيرها به من اصابت كند. وي مدعي بود كه چندين بار به همين شيوه از بازداشتگاه پليس فرار كرده است به همين دليل ما خام شديم و قبول كرديم. متهم در شرح روز حادثه گفت: ابتدا يكي از همسلوليهايمان خودش را به بيماري زد و به همين بهانه او را به درمانگاه منتقل كردند. قبل از اينكه برگردد، بسته قرصي را كه با خودمان به بازداشتگاه برده بوديم، كف سلول انداختيم. وقتي مأمور بدرقه، متهم را به سلول برگرداند به بهانه بسته قرص، او را به داخل سلول كشانديم و به شدت كتك زديم. بعد هم كليدهايش را برداشتيم و به سراغ قفل سلولها رفتيم. ما همچنين كنترل آژير خطر را هم برداشتيم تا مأمور پليس نتواند آژير را به صدا در آورد، غافل از اينكه تمامي حركات ما از بيرون به وسيله دوربينهاي مداربسته در حال كنترل بود. قرار بود در سلول ديگر را كه حدود 40 متهم داشت، باز كنيم و همگي فرار كنيم تا مأموران موفق نشوند اما وقتي در را باز كرديم متهمان ما را همراهي نكردند و لحظاتي بعد مأموران بر سر ما خراب شدند و همگي دستگير شديم.
يكي از متهمان ديگر گفت: من مدتي است از شهرستان به تهران آمدم و هنگام سرقت خانهاي در شرق تهران دستگير شدم. من نامزد داشتم و قرار بود به زودي ازدواج كنم به همين دليل وقتي نقشه فرار را به من گفتند، قبول كردم و قصد داشتم بعد از فرار به شهرستان بروم و با نامزدم مراسم عروسيمان را برگزار كنيم. سه متهم ديگر هم در بازجوييها به جرم خود با اظهار پشيماني اعتراف كردند؛ يكي از متهمان گفت همدستم مدعي بود اين نقشه فرار براساس فيلمهاي هاليوودي بود اما به نظر من اين نقشه خيلي احمقانه بود. متهمان براي تحقيقات بيشتر به دستور قاضي نصرتي در اختيار كارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفتند.