يكي از نكات جالب توجه در خصوص مسئله مبارزه با فساد يا افشاي آن اين است كه به محض شنيدن كلمه فساد در يك مجموعه يا ارگان ناخودآگاه همه متوجه فساد مالي و امور مربوط به حسابهاي بانكي و گردشهاي مالي ميشوند. رسانهاي شدن مبلغ قراردادهاي بازيكنان و مبالغ هنگفتي كه در اين خصوص بين فوتباليها و آدمهاي مرتبط با آنها جابهجا ميشود، كار مفيدي بود كه از سوي سازمان ليگ انجام شد اما اي كاش بحث مبارزه با فساد تنها به همين پروسه كه البته بسيار مهم نيز است، خلاصه نشود.
امروز در فوتبال علاوه بر مباحث مالي و گردشهاي ميلياردي شاهد بروز بياخلاقيها و گستاخيهايي هستيم كه ميتوانند ضربه بسيار مهلكتري از فسادهاي مالي به فوتبال بزنند. امروز در فوتبال شاهد هستيم كه بازيكني با توهين به تمام نظام تشكيلاتي فوتبال، گستاخانه و افسارگسيخته به همه ميتازد و حتي مربي و كادر فني تيمش را نيز بينصيب نميگذارد اما در عين ناباوري همين شخص با تنبيهي مهربانانه گستاختر از قبل دوباره به فوتبال برميگردد.
امروز در فوتبال شاهد حضور بازيكناني هستيم كه بسياري از آنها تلاش در زمين فوتبال براي كسب موفقيت را رها كرده و به جاي آن حضوري پررنگ در صفحات مجازي دارند. اينان همانهايي هستند كه صدها ميليون يا ميلياردي قرارداد ميبندند اما چيزي از فوتبال در كولهبارشان ندارند و در عوض تا دلتان بخواهد صفحات مجازيشان «لايك» ميخورد. امروز در فوتبال شاهد بازيكنان شبزندهداراني هستيم كه تا پاسي از شب با اتومبيلهاي گرانقيمت در خيابانها پرسه ميزنند و در عوض استراحتشان را در زمين مسابقه يا ساعات تمرين تيم انجام ميدهند. امروز متأسفانه شاهد اين هستيم كه هيچ برخورد مناسبي با اين همه بياخلاقي و فساد پنهان صورت نميگيرد.
فوتبال با متخلفان خود مهربان است چه آن بازيكني كه ترك اردو ميكند، لگد ميپراند و با مربي درگيري پيدا ميكند و چه آنكه بيخيال است و خميازه ميكشد، هيچ برخوردي در كار نيست. سفرهاي پهن است و همه ميخورند، حالا هر طور كه ميخواهند باشند.
مبارزه با فسادي كه فوتباليها و مجلسيها دم از آن ميزنند و فعلاً تنها در انتشار مبلغ قرارداد فلان مربي يا فلان بازيكن خلاصه شده، بايد قاطعانهتر باشد. فراموش نكنيم كه اخلاقمداري در فوتبال ايران سالهاست كمرنگ شده و ميرود كه آرامآرام به دست فراموشي سپرده شود. نكند كه با شعاره مبارزه با فوتبال فقط دست روي امور مالي و گردش پول بگذاريم و بقيه را رها كنيم.
نكند فراموش كنيم كه اخلاق و روحيه پهلواني بسيار مهمتر از سقف قرارداد است كه اگر چنين طرز تفكري حاكم شد حتي اگر روزي تمام قراردادها درست و دريافتيها ميزان هم شود باز هم باختهايم چون اخلاق را باختهايم.
از ياد نبريم كه در مبارزه با فساد ابتدا بايد گوش آدمي پيچيده شود كه فكر ميكند هر كاري دلش خواست ميتواند انجام دهد چون كسي با او برخورد نميكند. فراموش نكنيم كه فوتبال دهههاي گذشته با اخلاق و منشهاي پهلوانياش زنده بود نه با پول و قراردادهاي آنچناني.