
حضرت آيتالله خامنهاي رهبر معظم انقلاب اسلامي صبح پنجشنبه در ديدار رئيس و نمايندگان مجلس خبرگان، اين مجلس را مظهر كامل مردم سالاري اسلامي و مايه سكينه و آرامش در جامعه خواندند و با توصيه مؤكد به همه مسئولان براي حركت و تلاش در چارچوب منظومه فكري اسلامي و مراقبت براي همرنگ نشدن با ادبيات و كليشههاي نظام سلطه، تأكيد كردند: امروز مهمترين وظيفه علماي ديني، روشنفكران دانشگاهي و مسئولان حساسيت نسبت به طراحي دشمن و شناخت آن و تشريح آينده اميدبخش و رو به پيشرفت كشور در چارچوب شاخصهاي منظومه فكري اسلام و با استفاده از قابليتها و تواناييهاي جوانان و ظرفيتهاي گسترده كشور است.
به گزارش پايگاه اطلاعرساني دفتر مقام معظم رهبري، متن كامل سخنان معظم له به اين شرح است: بسماللهالرحمنالرحيم؛ خوشامد عرض ميكنم به برادران عزيز، آقايان محترم؛ و تشكر ميكنم از اينكه لطف كرديد و محل كار ما را با حضور خودتان منور و معطر كرديد. اهميت مجلس و اعضاي مجلس بهنحوي است كه انسان واقعاً احساس ميكند كه حضور شما در هرجايي انشاءالله مايه بركت خواهد بود. مجلس خبرگان ميتواند مظهر تام و تمام اين انزال سكينه الهي باشد؛ چون اين انزال سكينه الهي از نشانههاي ايمان است: هُوَ الذي اَنزَلَ السكينَةَ في قُلوب المُؤمنينَ ليزدادوا ايمانًا مَعَ ايمانهم؛ اين سكينه الهي، مايه ازدياد ايمان و مايه تقويت ايمان است. معناي سكينه هم آرامش در مقابل تلاطم است؛ حوادث گوناگون، خبرهاي گوناگون، دشمنيها، وضعيتهاي مختلف، در روح انسانها بهطور طبيعي تلاطم ايجاد ميكند. اين آرامش خيلي از اوقات مايه استقرار فكر و ذهن و استقامت در طريق ميشود. خداي متعال اين سكينه را، آرامش را به مؤمنين ميدهد به بركت ايمانشان و به آنها خاطر جمعي ميدهد كه «وَ للهجُنودُ السماوات وَ الاَرض». از چه انسان واهمه كند؟ همه نيروهاي زمين و آسمان، همه سنن طبيعت، جنود الهي هستند و متعلق به خدايند؛ اگر ما مؤمن باشيم، اگر ما بنده خدا باشيم، اين نيروها در خدمت مؤمنين قرار ميگيرند. اين همان آرامشي است كه انسان پيدا ميكند. باز در يكي دو آيه بعد [ميفرمايد]: وَ للهجُنودُ السماوات وَ الاَرض وَ كانَ اللهُ عَزيزًا حَكيمًا؛اين عزت الهي و قدرت الهي، نشانه همين «للهجُنودُ السماوات وَ الاَرض» است. مؤمنين در يك چنين عالمي، در يك چنين فضايي حركت ميكنند، زندگي ميكنند و تنفس ميكنند. مجلس خبرگان يكي از جاهايي است كه ميتواند منبع و منشأ يك چنين آرامشي باشد.
مجلس خبرگان مظهر آراي مردم و مردم سالاري ديني دو انتخابات مهم در اين مجلس انجام ميگيرد: يكي انتخاب بهوسيله مردم كه معتمدين خودشان را معين ميكنند و انتخاب ميكنند كه اين معتمدين عمده كارشان هم انتخابي است كه بعداً آنها خواهند كرد؛ انتخاب دوم، [يعني] انتخاب رهبري. دو انتخاب در اينجا وجود دارد؛ يعني مجلس خبرگان مظهر حضور مردم و مظهر مردمي بودن و دخالت آراي مردم و سلايق مردم است؛ هيچ نهاد ديگري را ما به اين شكل نداريم كه دو انتخاب در دل آن وجود داشته باشد كه نشاندهنده ارادهها و نيتهاي مستقل باشد. انتخاب دوم هم انتخاب رهبري است؛ در اينجا تفاوتش با ساير انتخابهاي جمعي اين است كه اينجا ملاك و معيار عبارت است از فقه؛ يعني ارزشهاي اسلامي. بنابراين انتخاب آنها انتخابي است براي حاكميت ارزشهاي اسلامي، براي اجراي احكام اسلامي، براي تحقق اسلام در واقعيت زندگي. اديان الهي نيامدهاند كه فقط در اذهان باقي بمانند؛ بايد در واقعيت زندگي تحقق پيدا كنند. خب، اين ابزار و وسايلي لازم دارد؛ اينجا اين ابزار، مجلس خبرگان است كه از اين طريق تضمين ميكند حاكميت ارزشهاي الهي را و اجراي احكام الهي را و حاكميت دين خدا را و حاكميت اسلام را. بنابراين، اين مجلس همچنين مظهر آراي مردم و مردمسالاري ديني يا مردمسالاري اسلامي هم هست؛ يعني مظهر مردمسالاري اسلامي بهطور كامل و تام و تمام در واقع اين مجلس است؛ اهميت مجلس اينجا است. وقتي اين مجلس تشكيل ميشود و آمادگي خود و استقلال فكري خود و آگاهي خود را نشان ميدهد، اين موجب سكينه و آرامش در دلهاي مؤمنين ميشود؛ در واقع اين سكينه الهي، سَرريز ميشود از اين مجلس به داخل جامعه. بنابراين مهم اين است كه در مراحل هردو انتخاب بايد دقت لازم انجام بگيرد؛ هم انتخاب مردم خبرگان را، هم انتخاب خبرگان رهبر را؛ دقتهاي لازم و استقلال فكري بايد بهطور كامل مراعات بشود. حالا در باب انتخابات ما عرايضي داريم كه بعدها عرض خواهيم كرد؛ اينجا نميخواهيم وارد آن موضوع بشويم.
مجلس خبرگان بايد استقلال فكري داشته باشد مجلس خبرگان بايد استقلال فكري داشته باشد كه حالا عرض ميكنم اين استقلال فكري بر چه مبنا است. عمده اين است كه اسير كليشههاي تحميلي نظام سلطه نبايد بشود. يك تفكراتي، يك مفاهيمي از سوي تبليغات پُرحجم نظام سلطه، بهطور شبانهروزي در سرتاسر عالم دارد پراكنده ميشود؛يكي از مهمترين مسائل اين است كه ما بايد اسير نشويم. اين سفارش فقط به مجلس خبرگان نيست، اين سفارش به همه مسئولان كشور است، به همه اركان نظام است بلكه سفارش به همه صاحبنظران است - صاحبنظران سياسي، صاحبنظران اجتماعي، صاحبنظران ديني- كه مراقب باشند: وَ ان تُطع اَكثَرَ مَن في الاَرض يضلوك عَن سَبيل الله؛اين را بدانند. اينجور نيست كه چون حالا با يك حجم عظيمي از تبليغات روي يك موضوعي تمركز ميكنند، تكيه ميكنند، تكرار ميكنند، با زبانهاي مختلف آن را بيان ميكنند، ناچار ما هم بايستي همرنگ جماعت بشويم و همان را مطرح كنيم، همان را تكرار كنيم؛ نه، ما خودمان مباني داريم، ما فكر داريم.
استكبار ميخواهد كليشههاي خود را به دنيا تحميل كند استكبار درصدد آن است كه كليشههاي مورد نظر خودش را به همه مردم دنيا تحميل كند؛ هم به آحاد ملتها، هم بالخصوص به مسئولان و مؤثران كشورها؛ يعني دولتها، نمايندگان مجالس، تصميمگيران، تصميمسازان، به قول خودشان اتاقهاي فكر، به همه اينها ميخواهند آن كليشههاي خودشان را تحميل كنند و آن را وارد ذهن آنها و فضاي ذهني آنها بكنند. مايلند همه، جهان را از منظر آنها ببينند؛ مفاهيمي را كه آنها بر روي آن تكيه ميكنند، با همان رويكرد آنها، با همان نگاه آنها تشخيص بدهند و بشناسند. اين رويكرد رويكرد سلطهطلبانه است؛ با اين رويكرد سلطهطلبانه مفاهيمي را يا جعل ميكنند يا دستكاري ميكنند و معنا ميكنند و مايلند همه، طبق معناي آنها اين مفاهيم را بفهمند و بهكار بگيرند و در ادبياتشان از آنها استفاده كنند. فرض بفرماييد تروريسم يك مفهومي است كه استكبار آن را در يك معناي خاصي بهكار ميبرد؛يا حقوق بشر يا دموكراسي. فرض بفرماييد كه شش ماه بمباران يمن و كوبيدن خانهها و مدارس و بيمارستانها و مانند اينها تروريسم نيست؛ مكرر در مكرر حمله كردن به مناطق فلسطينيها در غزه و غير غزه و كشتن صدها بلكه هزارها كودك و زن و مرد بيگناه و انسان بيدفاع تروريسم نيست؛ اينكه مردم بحرين ميگويند كه ما هر نفر در داخل اين كشور يك رأي داشته باشيم، اين ربطي به حقوق بشر ندارد، اين مطالبه حقوق بشر نيست؛ اما دفاع نيروهاي مقاومت در فلسطين و لبنان تروريسم است؛ گروههايي كه در لبنان يا در فلسطين مقاومت ميكنند، با اشغالگر ميجنگند، از سرزمين خودشان و از خانه خودشان دفاع ميكنند، اسمش تروريسم است! آنچه در كشورهاي مستبد دنيا - كه جزو اطرافيان و حلقه نزديك سلطه و امريكا در اين منطقه محسوب ميشوند- ميگذرد، ضد حقوق بشر نيست؛ اما فرض كنيد مجازات مجرمي كه اعتراف به جرم كرده و ميكند يا مجازات يك اخلالگري كه دهها يا صدها يا هزارها نفر را در يك كشور معتاد ميكند به مواد مخدر، ميشود ضد حقوق بشر! اينها اينجوري هستند؛ يعني مفاهيم را خودشان معنا ميكنند؛ ميخواهند آنجور كه خودشان معنا ميكنند، ديگران [هم] آنجور بفهمند و با ادبيات آنها حرف بزنند. ترور دانشمندان هستهاي تروريسم نيست - درحاليكه صهيونيستها تقريباً بهصراحت اعتراف كردند كه كار آنها بود؛ بعضي از كشورهاي اروپايي تقريباً اعتراف كردند به اينكه آنها پشتيبان اين كار بودند- و اصلاً جزو تروريسم محسوب نميشود و محكوم كردن لازم ندارد؛ [اما] يك حادثه خيلي كوچكتر از اينكه فرض كنيد در لبنان يا در يكجاي ديگري اتفاق ميافتد، برايش جلسه شوراي امنيت تشكيل ميدهند! يعني نگاه آنها به مسائل جهاني اين است؛ مفاهيمي را دستكاري ميكنند، مفاهيمي را وضع ميكنند، يك فهمي را بهطور مستبدانه نسبت به يك مفهومي ابراز ميكنند و توقع دارند همه دنيا از جمله ما در جمهوري اسلامي بر طبق فهم آنها بفهميم، از منظر آنها ببينيم، بر طبق ادبيات آنها حرف بزنيم؛ اين را از ما انتظار دارند؛ اين يكي از نشانهها و مظاهر واضح سلطه و استكبار است؛ درحاليكه خود انقلاب اسلامي يك منظومه فكري دارد.
انقلاب اسلامي منظومه فكري نو به دنيا عرضه كرد اهميت اين انقلاب و علت اينكه اين انقلاب زلزله در دنيا ايجاد كرد، اين نبود كه يك حكومتي را سرنگون كرد؛ نه، علت اين بود كه يك منظومه فكري نو را به دنيا عرضه كرد و امروز هم همچنان در اكناف عالم، اين منظومه فكري در حال پيشرفت است. با وجود سعياي كه در اخفاء آن و كتمان آن ميكنند، اين منظومه فكري دستبهدست ميگردد و بسياري از دلها در دنيا - چه در دنياي اسلام، چه در حد كمتري در خارج از دنياي اسلام- [به آن] جذب ميشوند؛ دلها هنوز متوجه اين منظومه است و اين منظومه فكري همچنان طراوت و تازگي خودش را حفظ كرده.
يكي از اجزاي مهم اين منظومه فكري كه خيلي هم جاذبه دارد، عبارت است از نفي ظلم، نفي استكبار، نفي استبداد - استبداد هم اعم است از استبدادي كه حكامي و حكومتهايي در كشورهاي خودشان نسبت به مردم خودشان انجام ميدهند، و آن استبداد و ديكتاتورياي كه نظام سلطه در سطح جهان بهوجود ميآورد- اين يك بخشي از اين منظومه فكري است. عزت ملتها، عزت ملي و در كشورهاي اسلامي عزت اسلامي؛ استغناي ملتها از تكيه كردن به ديگران و آويزان قدرتها بودن؛ اينها جزو مجموعه فكري اسلام است. استقلال همهجانبه - استقلال بسيار امر مهمي است- استقلال فكري، استقلال سياسي، استقلال اقتصادي، كه از همه مهمتر هم استقلال فكري است كه ميتواند بقيه اين استقلالها را بهدنبال خودش بياورد؛ اينها جزو چيزهايي است كه در نظام فكري اسلامي و آن منظومه فكري اسلامي وجود دارد و همينها است كه جاذبه ميدهد؛ و اينها طراوت دارد، اينها كهنهشدني نيست، اينها تمامشدني نيست.
اين شعار معروف «استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي»، تقريباً نوعي حركت از خاص به عام است، يعني ذكر عام بعد از خاص است؛ اول ميگوييم «استقلال»، بعد ميگوييم «آزادي». استقلال بخشي از آزادي است يعني اگرچنانچه آزادي فردي را ملاحظه كنيم، اين يك روي سكه است، اما آزادي از سلطه قدرتها و ابرقدرتها روي ديگر سكه است؛ اين هم آزادي است؛ پس بنابراين استقلال جزو آزادي است و كساني كه آزادي ميخواهند اگر چنانچه استقلال را نفي كنند - كه متأسفانه آدم گاهي ميبيند بعضي از روشنفكرنماها مفهوم استقلال و مصاديق استقلال را با يك سفسطههاي بهظاهر منطقي و در واقع ضد منطق نفي ميكنند- در واقع با آزادي مخالفند. استقلال، بخش غيرقابل انفكاك از آزادي است يعني جزئي از آزادي است. جزئي از مفهوم آزادي، استقلال يك كشور است؛ آزادي در مقياس يك ملت است؛ معناي اين استقلال است. آن وقت همه اينها جزو جمهوري اسلامي است؛ يعني جمهوري اسلامي هم نه فقط آزادي است، نه فقط استقلال است، بلكه شامل اينها هم است و شامل معارف فراوان ديگر. اينها را وقتي ما تشريح ميكنيم براي افراد مخاطب خودمان، ميبينيم اين جاذبه دارد؛ اينها دلها را جذب ميكند.
نتيجه اين نگاههاي فكري، اين است كه ملت خودباوري پيدا ميكند كه امروز ملت ما اين خودباوري را پيدا كرده. اين خودباوري در كشور ما بحمدالله روزبهروز هم زياد شده است. با اينكه دائماً مانع ايجاد كردهاند، مدام بر سرش زدهاند، مدام جلويش گرفته شده به انحاي مختلف، اما خوشبختانه خودباوري در كشور ما روزبهروز رو به رشد است. خودباوري هست، آزادي فكري هست، آزادي عملي هست - يعني آزادي فردي نه با منطق آزادي فردي غربي و امريكايي، آنها ضد آزادي است؛ آزادي به معناي حقيقي كلمه- سبك زندگي اسلامي هست، نوآوري هست، همافزايي هست، اتحاد ملي هست. اينها چيزهايي است كه با داشتن آن تفكرات، اينها در ذهنيت جامعه، در عمل جامعه، در واقعيت جامعه تحقق پيدا ميكند و همه اينها در جهت ارزشهاي اسلامي [است]. خب اينها يك ملت را رشد ميدهد. وقتي در يك ملتي، نگاه فكري مستقلي بود، اعتمادبهنفس ملي وجود داشت، ابتكار وجود داشت، نوآوري وجود داشت، تلاش و كار وجود داشت، وحدت كلمه بين همه نيروها وجود داشت، حركت مستمري وجود داشت، اين خصوصيات موجب ميشود كه يك ملت رشد پيدا كند و ملت ما رشد پيدا كرده خوشبختانه و البته موانع زياد بوده كه عرض ميكنم.
تبيين چرايي دشمني استكبار با انقلاب اسلامي شما تصور كنيد آن روزي را كه ايران در پيشرفتهاي مادي در سطح كشورهاي پيشرفته امروز باشد؛ از لحاظ علم، از لحاظ فناوري و از لحاظ ثروتآفريني. يك كشوري با اين خصوصيات با علم پيشرفته، با صنعت پيشرفته، با يك جمعيت ۱۵۰ ميليوني يا ۲۰۰ ميليوني و با برخورداري از معنويت، يعني دنبال سلطه نيست، دنبال زورگويي نيست، دنبال تحميل حرف خودش به ديگران نيست، به مظلومين كمك ميكند و در مقابل گُندهگوييهاي زورگوهاي دنيا ميايستد. يك كشور اينجوري را تصور كنيد ببينيد اين چقدر براي استكبار جهاني سنگين است! همه تلاشي كه امروز ميشود در مواجهه با جمهوري اسلامي براي اين است كه چنين روزي پيش نيايد. براي اين است كه اين آينده براي جمهوري اسلامي تحقق پيدا نكند؛ يك كشور پيشرفته و داراي همه شاخصهاي پيشرفتگي مادي و درعينحال برخوردار از معنويت، برخوردار از صفاي معنوي، برخوردار از سبك زندگي اسلامي، برخوردار از برادري، وحدت ملي، همافزايي ملي و بدون تعدي و تجاوز به ديگران. ميخواهند چنين روزي براي ايران اسلامي پيش نيايد و همه فعاليتها، همه تلاشها، همه توطئهها براي چنين چيزي است؛ دعوا اين است. دعوا بر سر اين است كه اگر يك كشور اسلامي با اين خصوصيات بهوجود بيايد، بساط استكبار برچيده است، بساط كفر برچيده است. كشوري كه بتواند اينجور پيشرفت بكند، اينجور ظواهر مادي را براي خودش تأمين بكند، درعينحال متكي به خداي متعال، ذاكر لله، شاكر لله، عابد لله، ساجد لله و در مقابل احكام الهي تسليم و خاضع، ميدانيد چه جاذبهاي، چه مغناطيسي در دنيا درست ميكند و چگونه دلهاي ملتها را جذب ميكند! ميخواهند اين پيش نيايد؛ دعواها سر اين است. اگر با پيشرفت علمي ما مقابله ميكنند، اگر با حضور سياسي ما در كشورها مقابله ميكنند - كه صريحاً ميگويند كه ايران در منطقه نفوذ دارد، در كشورها نفوذ دارد، روي ملتها نفوذ دارد- اگر اين فشارهاي اقتصادي را وارد ميكنند، براي اين است كه چنين وضعي پيش نيايد، چنين روزي پيش نيايد. نقطه مقابلش ما هستيم؛ ما ملت ايران، ما جوانها، ما اهل ابتكار، ما علماي دين، ما روشنفكران دانشگاهي. ما هستيم كه بايد در مقابل اين حركت، آن حركت اساسي خودمان را حول محور همان منظومه فكري پيش ببريم. بايد همه تلاش كنند، همه كوشش كنند، همه كار كنند و همه بدانند دشمن ميخواهد چهكار كند؛ حواسشان همه جمع باشد. اين آن حساسيتي است كه من ميخواهم در همه مسئولان كشور بهوجود بيايد، بدانند كه دشمن در چه كار است؛ بدانند كه هدف دشمن چيست؛ با لبخند دشمن، با احياناً يك مساعدت كوتاهمدت دشمن در يك امري، در يك مسئلهاي، يا فرض كنيد مساعدتي كه در يكجا كرد، يك همراهياي كرد، يك كلمه حرفي احياناً - كه خيلي هم بعيد است- به نفع جمهوري اسلامي بر زبان آورد، به اين حرفها ما فريب نخوريم؛ بدانيم دشمن چهكار ميخواهد بكند.
امريكا بزرگترين مصداق استكبار جهاني امروز البته دشمن، استكبار جهاني است. استكبار جهاني هم يك امر موهوم نيست؛يك امر واقعي است و داراي مصاديق روشني است؛ امريكا بزرگترين مصداقش است و پشت سر هيئت حاكمه امريكا، كمپانيها، تراستها، كارتلها و سرمايهداران جهانخوار غالباً صهيونيست هستند كه در همهجا هم گستردهاند؛ مخصوص امريكا هم نيست؛ در اروپا هم اينها به شدت نفوذ دارند، در بعضي جاهاي ديگر هم همينجور؛ اين معناي استكبار است. شيشه عمر اين استكبار با يك چنان حركت اسلامي شكسته خواهد شد كه پيدايش اين حركت با انقلاب اسلامي انجام گرفته، ادامه آن با جمهوري اسلامي و تداوم حركت جمهوري اسلامي در خط انقلاب تأمين شده و آينده هم همينطور دارد پيش ميرود. چيزهايي را انسان مشاهده ميكند كه واقعاً انسان [اميدوار ميشود]. گاهي اين نمايشگاههاي پيشرفتهاي گوناگون را در بخشهاي مختلف، ميآورند پيش ما - بعضيهايش اعلامشدني است كه اعلام ميشود، بعضيها هم اعلامشدني نيست كه اعلام نميشود ولي ما از نزديك ميبينيم- واقعاً دستان اين جوانهاي ما دستان معجزهگر است. جوانهاي كمسال، با انگيزه، با ايمان، با توانايي، با قابليت، با روحيه خوب و آنوقت با توكل به خدا، با صلوات، با نماز، با توجه، با خواندن آيه قرآن، كارهاي بزرگي را دارند انجام ميدهند، كارهاي خوبي را دارند انجام ميدهند و انشاءالله اين پيشرفتها در انتظار جمهوري اسلامي است.
عرض كردم، ما يك كشوري [هستيم] با اينهمه امكانات و ثروتها. آن روز در جمع برادران محترم هيئت دولت، بنده گفتم كه يك گزارشي به من دادهاند كه ما از معادن كشور - كه يكي از مهمترين منابع ثروت كشور ما، معادن زيرزميني ماست- 14 درصد استفاده ميكنيم؛ وزير محترم صنعتومعدن از آنطرف گفت كه درست است، گزارش همين است. خب، ما اينجور كشوري هستيم؛ ما تاكنون از 14 درصد منابع زيرزميني كشورمان استفاده كردهايم. موقعيت جغرافيايي، امكانات گوناگون فرهنگي، عمق و نفوذ فرهنگ اسلام و معارف اهل بيت در دنيا اينها چيزهاي كوچكي نيست؛ اينها ثروتهاي خيلي عظيمي است و اينها همه در اختيار ماست. خب، بنابراين عرض ما اين است كه ما مجلس خبرگان، مسئولان كشور، شخصيتهاي مؤثر و داراي منبر در فضاي عمومي - چه در مطبوعات، چه در مراكز نطق و بيان- آن كساني كه ميتوانند حرف بزنند، ميتوانند اثر بگذارند، بايد اين آينده را هرچه بيشتر تشريح بكنند، [دلها را] بهسمت اين آينده سوق بدهند، دلها را اميدوار كنند، آرامش و سكينه لازم را در دلهاي مؤمنين بهوجود بياورند تا پيش برويم؛ ما بحمدالله در حال پيشرفتيم.
مجلس از بررسي برجام كنار گذاشته نشودو اما يكي دو مسئله روز و قابل توجه و مهم هم هست كه اجمالاً عرض ميكنم: يكي مسئله برجام است، يكي مسئله بعد از برجام است كه به نظر من مسئله بعد از برجام، از مسئله برجام مهمتر است. خب، در مسئله برجام ما آنچه نظرمان بود و بايد عرض بكنيم، در خلال اين ايام - چه پيش از اينكه اين توافق انجام بگيرد، چه بعد از آنكه اين توافق انجام گرفته است- عرض كردهايم. يك بحثي كه امروز وجود دارد بحث مجلس است؛ وضع حقوقي و قانوني و مانند اينها را كساني كه اهل اين مسائل هستند بايد بررسي كنند و ببينند كه اقتضائات حقوقي و آنچه الزامات حقوقي اين مسئله است چيست و طبق همان بايد عمل بشود؛ ما وارد آن نميشويم. لكن آنچه از نگاه كلي من عرض ميكنم - كه به آقاي رئيسجمهور هم اين را عرض كردهام- [اين است كه] به نظر ما مصلحت نيست كه ما مجلس را از اين قضيه بركنار بداريم؛ چون قضيهاي است كه بالاخره دو سال است كه كشور بهطور كلي متوجه به آن است و حالا هم به يك نتايجي رسيده؛ [پس] بايد مجلس وارد بشود. حالا مجلس چه بكند؟ بنده هيچ توصيهاي ندارم به مجلس شوراي اسلامي كه با اين چهجوري عمل بكند. اولاً نوع تصميمگيري چهجوري باشد؟ بهنحو تصويب يا رد باشد، يا بهنحو ديگري تصميمگيري كنند؟ آيا رد كنند، آيا تصويب كنند؟ بنده هيچ توصيهاي ندارم. نظر متبَع، نظر نمايندگان ملت است در مجلس و اينكه [مجلس] چه بكند، چه نكند را ما عرض نميكنيم. ما معتقديم كه بالاخره خوب است مجلس را بركنار نكنيم و نمايندگان ملت بايد تصميم بگيرند.
مسئولان به اظهارات بسيار بد مقامات امريكا رسماً پاسخ دهندو اما مسائل بعد از برجام. به نظر ما برخي از مسائل هست كه اينها را مسئولان كشور - كه البته ما با برادران عزيز و صميمي خودمان در دولت هم اينها را در ميان ميگذاريم و گذاشتهايم، براي اطلاع آقايان هم عرض ميكنيم- [بايد مورد توجه قرار بدهند]. اولاً اگرچه به ظاهر در مقابل ما شش دولتند اما در واقع آن كه فعال است يك دولت است و آن دولت امريكاست كه بهطور كامل در اين مسئله وارد ميدان است و مشغول عرق ريختن و فعاليت كردن و تلاش كردن هستند. مسئولان امريكايي خيلي بد حرف ميزنند؛ بايد تكليف اين حرفها روشن بشود؛ بالاخره [يك] طرف قضيه ما هستيم، يك طرف هم امريكاييها هستند. يك بار ميگويند كه چارچوب تحريمها حفظ خواهد شد؛ پس ما نشستهايم اين چند وقت، براي چه صحبت كردهايم؟ صحبت كرديم كه چارچوب تحريمها برداشته بشود، تحريمها برداشته بشود. قرار است كه چارچوب تحريمها حفظ بشود! حالا من نميدانم معناي «چارچوب تحريمها حفظ بشود» چيست؟ ممكن است باز اين را هم يك جور معنا كنند اما آنچه از اين حرف برميآيد، درست مخالف آن علتي است كه ما رفتيم براي مذاكره؛ والا ما چرا مذاكره كنيم! ما داشتيم كار خودمان را ميكرديم؛ 19 هزار سانتريفيوژ ما درست كرده بوديم، ميتوانستيم در مدت نهچندان بلندي آن را برسانيم به 50 هزار سانتريفيوژ يا 60 هزار سانتريفيوژ؛ هيچ مشكلي براي ما وجود نداشت كه اين كار را بكنيم؛ [سوخت] 20 درصد را توليد ميكرديم، ميتوانستيم ادامه بدهيم؛ تحقيق و توسعه را انجام ميداديم، همچنان به همان شكل و با همان سرعت ميتوانستيم انجام بدهيم؛ و همچنين بقيه چيزها را. اينكه نشستيم مذاكره كرديم، در بعضي از موارد كوتاه آمديم، يك امتيازاتي داديم، عمدتاً براي اين بود كه تحريمها برداشته بشود؛ اگر بنا است تحريمها برداشته نشود، پس معاملهاي وجود ندارد، ديگر اصلاً اين معنا ندارد. مسئولان اين را بايد مشخص كنند و نگويند كه مثلاً او براي قانع كردن رقباي داخلي خودش اين حرف را ميزند. بله، دعوايي كه در امريكا هست، دعواي واقعي است؛ بنده عقيده ندارم كه دعواي صوري و ظاهري است، واقعاً اختلاف دارند، علت اختلافشان هم براي ما روشن است؛ لكن بههرحال آنچه رسماً گفته ميشود، پاسخ لازم دارد؛ اگر پاسخ داده نشود همان تثبيت خواهد شد. اين يك مطلب است.
تحريمهاي اقتصادي بايد برداشته شود نكته دوم اين است كه اينها راجع به همان بخشي از تحريمها هم كه اظهار ميكنند كه برداشته خواهد شد، ميگويند تعليق يا متوقف ميشود؛ مسئله ما اين نبوده. مشخص است كه تحريمهاي اقتصادي بايد برداشته شود؛ گفتيم هم فوراً! حالا «فوراً» را معنا كردند، ما هم حرفي نزديم، اشكال ندارد؛ دوستان ما در اينجا آن «فوراً» را به يك شكلي معنا كردند، يك ترتيبي برايش انتخاب كردند، ما هم مخالفتي نكرديم. لكن بالاخره [تحريمها] بايد برداشته بشود، توقف تحريم نداريم، تعليق تحريم نداريم؛ اگر آنها تعليق ميكنند، خب پس ما هم اينجا تعليق ميكنيم، اگر اينجور است ما اقدام اساسي روي زمين چرا انجام بدهيم؛ بنابراين [منظور] لغو تحريمها است. البته در بعضي از موارد گفتند كه لغو دست دولت امريكا كه طرف مذاكره ما است، نيست؛ آنها را گفتند كه متوقف ميكنيم و از حقوق قانوني خودمان استفاده ميكنيم و كارهايي از اين قبيل؛ اما آن چيزهايي كه دست خود دولت امريكا است يا آنچه دست دولتهاي اروپايي است، آنها بهطور كامل [بايد برداشته شود.]
مطلب ديگر اين است كه آنها در اظهاراتشان حرفهايي ميزنند كه بهكلي خارج از مقوله توافق هستهاي و مانند اين حرفها است؛ يك چيزهايي كه به كلي دور از اين حرفها است. آقايان و خانمها در مجموعه هيئت حاكمه امريكا مثل انگليسيهاي قرن نوزدهم حرف ميزنند؛يعني از دنيا و از تاريخ، واقعاً دو قرن عقبند! يكجوري حرف ميزنند كه فرض كنيد لُردكرزُن در يك زماني در خليج فارس نسبت به ايرانيها نسبت به منطقه حرف ميزد؛ حرف زدنشان اينجوري است؛ دنيا فرق كرده. امروز ابرقدرتها چنين قدرتي ندارند، چنين توانايياي ندارند، عُرضه يك چنين كاري را ندارند؛ بعد هم طرف، جمهوري اسلامي است؛ طرف، فلان كشور عقبافتاده فلان قاره نيست كه شما هم هرچه كه دلتان بخواهد بگوييد؛ نخير، جمهوري اسلامي است، با تواناييهايي كه خود شما بعضي از اين تواناييها را ميشناسيد، بعضي را هم كه نميشناسيد ممكن است در هنگام عمل بشناسيد؛ اينجوري نيست كه بنشينند مرتب تهديد بكنند؛ اينجوري حرف ميزنند.
از جمله حرفهايي كه ميزنند اين است كه ما انتظار داريم كه مسئولان جمهوري اسلامي يا دولت جمهوري اسلامي، كاري متفاوت انجام بدهد! متفاوت يعني چه؟ متفاوت از چه؟ متفاوت از گذشته جمهوري اسلامي؟ نخير، چنين چيزي اتفاق نميافتد؛ متفاوت، يعني از ارزشهاي اسلامي عبور كردن، يعني پايبندي به احكام اسلامي را از دست دادن؛ معناي متفاوت از نظر آنها اين است؛ چنين اتفاقي نميافتد. نه دولت، نه مجلس، نه مسئولان مطلقاً چنين كاري را نميكنند و [اگر] كسي هم بخواهد چنين كاري را بكند، مردم از او قبول نميكنند، نظام جمهوري اسلامي قبول نميكند و چنين چيزي معني ندارد. منظورشان از متفاوت اين است كه [ايران] وارد چارچوب سياستهاي امريكا در اين منطقه بشود؛ امريكا در اين منطقه سياستهايي دارد، نظراتي دارد. يكي از اين نظرات اين است كه بايد نيروهاي مقاومت اين منطقه به كلي محو بشوند، نابود بشوند؛يكي از نظراتشان اين است كه بايد دولت امريكا بر كشورهاي عراق و سوريه و بقيه اينها تسلط كامل داشته باشند؛ نظرات آنها اينها است، كارهايي كه ميخواهند انجام بدهند همين كارهايي است كه به اين چيزها منتهي ميشود. [آنها] توقع دارند كه مسئولان ما، دولت ما و سياستمداران ما در جهت اين سياستها عمل كنند؛ چنين چيزي اتفاق نخواهد افتاد.
از جمله حرفهايي كه ميزنند و ما را حساس ميكند، اين است كه ميگويند برجام فرصتهايي را - هم در داخل ايران و هم در بيرون از ايران و در منطقه- در اختيار امريكا قرار داده؛ اين را امريكاييها ميگويند و جزو حرفهاي آنها است. عرض من به دوستانمان در دولت و در مسئوليتهاي گوناگون اين است كه اجازه اين فرصتطلبي را در داخل مطلقاً به امريكا ندهيد؛ در خارج هم تلاش كنيد كه اين فرصتها در اختيار امريكا قرار نگيرد. هرچه آنها به اين فرصتهاي خودشان نزديك بشوند، يقيناً ذلت ملتها و عقبماندگي و محنت كشورها از آنجا شروع خواهد شد، مطلقاً نبايد اجازه داده بشود كه اينها در داخل كشور از فرصتهايي استفاده كنند. ما اين را گفتهايم و اعلان كردهايم كه در هيچ مسئلهاي جز مسئله هستهاي با امريكاييها طرف صحبت نميشويم؛ هم به مسئولان سياست خارجيمان گفتهايم، هم به بقيه مسئولان گفتهايم كه داخل نميشويم. علت هم همين است كه جهتگيري آنها درست نقطه مقابل جهتگيري ما است، ۱۸۰ درجه ما با هم تفاوت داريم. يك بخش اين قضيه است.
يك بخش هم بخش اقتصادي است كه حالا مسائل سياسي ما يك بخش از قضيه است، مسائل اقتصادي مسئله مهمي است. ما از برادرانمان در دولت خواهش كرديم كه يك برنامه جامع عملياتي و كاربردي براي تحقق سياستهاي مقاومت اقتصادي تهيه كنند؛ اين را ما، هم در جلسه با هيئت دولت گفتيم، هم به آقاي رئيسجمهور محترم گفتيم و انتظار داريم كه انشاءالله اين تهيه بشود. اقتصاد مقاومتي قابل تجزيه نيست كه ما بگوييم اين بخش از آن را عمل ميكنيم؛ نه، يك كل است، يك مجموعه كامل است كه اجزاي آن مكمل يكديگر هستند؛ يك برنامه عملياتي واحد لازم دارد كه به همه اجزاي آن برسد. البته برادرانمان در دولت اين همت و نيت را دارند، تلاش هم انشاءالله خواهند كرد و اين كار تحقق پيدا ميكند. اگر چنانچه اين اتفاق بيفتد، براي ما هيچ اهميتي ندارد كه آن مقدار پولي كه به ايران برميگردد مثلاً صد ميليارد دلار است يا پنج ميليارد دلار؛ يعني واقعاً اهميت اين در درجه بعد قرار ميگيرد. البته آنچه ما از دنيا طلبكاريم، آنچه در دست ديگران داريم - كه تاكنون به نحو ظالمانهاي جلوي آن گرفته ميشده- بايد مورد استفاده ما قرار بگيرد، در اين بحثي نيست اما اهميت تحقق اقتصاد مقاومتي كه اصلاً هم متوقف به اين پولهاي خارجي به اين شكل و با اين شدت نيست، بيشتر از همه اينها است. به نظر ما اگر بتوانيم اين اقتصاد مقاومتي را با يك برنامه عملياتي -نه فقط در زبان- تحقق ببخشيم و در خارج پياده بكنيم، كارمان بهخوبي پيش خواهد رفت و مردم هم به ما كمك خواهند كرد. عرض كرديم كه يك ستاد عملياتي فعالي هم در دولت انشاءالله تشكيل بشود كه دنبال كنند، تكليف هر دستگاهي را معين كنند كه كدام بخش از كار، بهعهده كدام يك از دستگاههاي اقتصادي و غيرخدماتي است؛ و زمانبندي كنند، معين كنند كه در چه مدت و در چه زماني اين وظيفه را آن دستگاه انجام خواهد داد و پيگيري كنند تا اينكه انشاءالله اين كار انجام بگيرد و اين تحرك عظيم و همهجانبه ملي تحقق پيدا كند.
نيروهاي مؤمن آماده حضور در همه ميدانها باشندآنچه من در پايان عرايضم عرض ميكنم اين است كه نيروهاي مؤمن ما در سرتاسر كشور بدانند كه حركت، بهسمت اهداف و آرمانهاي اسلامي است؛ در اين هيچ ترديدي نيست. و همه خودشان را آماده نگه بدارند، همه آماده باشند؛ نيروهاي مؤمن، نيروهاي اصيل و معتقد در سرتاسر كشور - كه بحمدالله اكثريت قاطع اين كشور را هم تشكيل ميدهند- آمادهبهكار باشند. آمادهبهكار به معناي آماده جنگ نيست؛يعني هم آماده كار اقتصادي باشند، هم آماده كار فرهنگي باشند، هم آماده كار سياسي باشند، هم آماده حضور در ميدانها و عرصههاي مختلف باشند؛ آماده باشند، ما همه بايد آماده باشيم. در مقابل اين جهتگيريهاي دشمنان - كه دشمنان ما شبوروز نميشناسند- ما هم بايد شب و روز نشناسيم و همه آماده باشيم و وعده الهي هم راست است؛ خداي متعال وعدهاش راست است، ما سوءظن به وعده الهي [نبايد داشته باشيم]. يكبار من اينجا عرض كردم كه بايد به خدا پناه ببريم و سوءظن به وعده الهي [نداشته باشيم]. خداي متعال لعنت كرده؛ الظآنينَ بالله ظَن السوء عَلَيهم دآئرَةُ السوء وَ غَضبَ اللهُ عَلَيهم وَ لَعَنَهُم وَ اَعَد لَهُم جَهَنمَ وَ سآءَت مَصيرًا يعني خدا لعنت كرده كساني را كه به خدا سوءظن داشته باشند. حُسن ظن به خدا اين است كه وقتي ميگويد كه «ان تَنصُرُوا اللهَ ينصُركم»، اين را باور كن؛ اين حسن ظن به خدا است؛ وقتي ميفرمايد: لَينصُرَن اللهُ مَن ينصُرُه، اين را باور كنيم. اگر حقيقتاً نيت ما نصرت دين الهي است - معناي نصرت خدا همين است- بدانيم كه خداي متعال نصرت خواهد كرد و ترديدي در اين زمينه نداشته باشيم؛ وقتي انسان با اين روحيه حركت كرد، آنوقت آن سكينهاي كه عرض كرديم بر دلهاي ما انشاءالله نازل خواهد شد. پروردگارا! به محمد و آل محمد آنچه را گفتيم و آنچه شنيديم و آنچه ميكنيم، براي خودت و در راه خودت قرار بده و به كرَمت از ما قبول كن و قلب مقدس وليعصر را از ما راضي و خشنود بگردان.
گزارش رئيس و نايب رئيس خبرگانپيش از سخنان رهبر انقلاب، آيتالله يزدي رئيس مجلس خبرگان رهبري در سخناني عامل پيروزي انقلاب اسلامي را رهبري حضرت امام خميني (ره) و شجاعت مردم ايران دانست و نكاتي در خصوص اجلاس اخير خبرگان بيان كرد. همچنين آيتالله هاشمي شاهرودي نايب رئيس مجلس خبرگان با ارائه گزارشي از هجدهمين اجلاس مجلس خبرگان رهبري، دستورالعمل اجلاس اخير را اصلاح آييننامه تعداد اعضاي اين مجلس اعلام كرد. نايب رئيس مجلس خبرگان با اشاره به بررسي اوضاع منطقه و فتنه تكفيريها در جهان اسلام و تبيين مذاكرات هستهاي با دعوت از مهمانان در اجلاس مجلس خبرگان گفت: ارائه پيشنهادها و راهحلهايي براي مسائل كشور، دغدغه اعضاي مجلس خبرگان نسبت به مسائل فرهنگي، تجليل از مقام شامخ شهيدان و حركت فرهنگي ارزشمند ملت در تشييع پيكرهاي شهدا، توجه به اهميت انتخابات آتي خبرگان و وظيفه سنگين شوراي نگهبان براي صيانت از جايگاه اين مجلس و لزوم احراز صلاحيتها طبق قانون و ارائه گزارش از پيشرفتهاي صورت گرفته پس از انقلاب در استانهاي محروم به ويژه مناطق اهل سنت از جمله مهمترين محورهاي مباحث، نطقها و مذاكرات اعضاي مجلس خبرگان در اجلاس اخير بود. آيتالله هاشميشاهرودي افزود: اعضاي مجلس خبرگان تأكيد كردند كه توافق هستهاي به معناي عادي شدن رابطه با امريكا نيست.