در پاسخ به اين پرسش آموزههاي اسلامي ميگويد فقير واقعي كسي است كه از ياد معبودش غافل بوده و در لذاتي غرق است كه لذت نيست. آنقدر دلمشغولي براي خود ايجاد كرده كه نميتواند همجهت و همسو با معبودي كه سراسر توجه و عشق خود را به او ارزاني داشته ببيند؛ درحالي كه معبودش، هر لحظه منتظر توجه اوست؛ آنجا كه ميفرمايد: «بخوانيد مرا تا اجابت كنم شما را.»
فردي كه در خانواده مرفه رشد مييابد يقيناً تفريحات او با فردي كه در خانواده كمدرآمد است متفاوت خواهد بود، اما بايد ديد هركدام باكدام يك از اين تفريحات لذت واقعي را ميبرند. جاي شكي نيست كه لذت يك حس دروني است كه فرد در اعماق وجودش احساس ميكند. لحظهاي كه ماندگار و شايد تا پايان عمر مدتها از آن ياد كند. هزينه، در وجود اين شادي عميق و ماندگار نميتواند دخيل باشد، ولي ميتوان موارد آن را يافت، مثلاً فرد با تماس تلفني به يكي از دوستان قديمي لحظه شادي را ميتواند براي خود به ارمغان بياورد يا غذاي خوشمزهاي كه از خوردن آن لذت ببرد يا فيلم جذابي كه هر بار براي او تازگي دارد. آري هر كسي، با هر چيزي و هر موردي، ميتواند لذتي آني يا ماندگار براي خود به وجود آورد؛ اما نكته اينجاست آن حس غريب دوري از معبود و خلأ ماندگار كجا آرام ميگيرد؟ وقتي گوشهايت، گوشي شود براي رضايت او و دستانت دستي براي او، نگاهت نگاهي براي او و همه اعضايت سربازان خدمتگزار او، آيا باز دلتنگي هست؟ فرد فقيري كه بداند خدا او را فراموش نكرده و حتي به سبب فقر او ازآن فرد عذرخواهي ميكند، آيا فقرش را فقر خواهد ديد يا فخر؟ لذت نزديكي به دوستان معبود (پيامبران، ائمه، شهدا، صلحاء، مؤمنين، و...) يك ثروت ماندگار و دوري از اين دوستان آيا فقر نيست؟ واقعيت اين است كه بايد پرسيد هركس به چه ميزان از سرچشمه نور و حيات واقعي بهرهمند است تا بگوييم در لذت است يا تفريح يا فقير است يا غني. مهمترين اعتقاد ديني، ايمان به خدا و احساس حضور او در تمام لحظات زندگي است. به تعبير قرآن، انسان مؤمن، همواره خدا را همراه و شاهد بر اعمال خود ميداند و با اين بينش، تلاش ميكند همه رفتارها و زندگي فردي، خانوادگي و اجتماعي را به سوي كسب رضايت خداوند سوق دهد.