به گزارش خبرنگار ما، هشتم مردادماه امسال بود كه زن جواني به مأموران كلانتري 12 بومهن خبر داد كه شوهر 26سالهاش كه مصطفي نام دارد، گم شده است. بعد از آنكه پرونده به دستور بازپرس روي ميز كارآگاهان اداره يازدهم پليس آگاهي تهران قرار گرفت، اين زن در شرح ماجرا گفت: شوهرم از مدتي قبل با يكي از دوستانش كه پسر 27 سالهاي به نام علي است، اختلاف مالي پيدا كرد. البته من در جريان جزئيات اختلاف آنها نيستم. روز قبل علي به در خانه ما آمد و گفت كه مأموران شوهرم را به اتهام حمل مواد مخدر بازداشت كردهاند. علي از من خواست سند خودروي شوهرم را به او بدهم تا به دادسرا ببرد و بتواند شوهرم را آزاد كند. به علي گفتم كه شوهرم هنگام ترك خانه اسناد خودرو را با خودش برده است. ساعتي بعد از رفتن علي بود كه شوهرم به خانه آمد. وقتي ماجراي آمدن علي به در خانه را برايش تعريف كردم گفت كه همه حرفهاي او دروغ است. از كاري كه علي كرده بود، ناراحت شد و براي ديدن او خانه را ترك كرد. از آن به بعد هر چه با تلفن همراهش تماس ميگيرم، گوشي او خاموش است.
بعد از مطرح شدن شكايت كارآگاهان راهي خانه مجردي علي شدند و او را بازداشت كردند. مأموران در بازرسي خانه علي گوشي تلفن همراه مصطفي را هم كشف كردند. علي وقتي مورد بازجويي قرار گرفت، گفت روز حادثه مصطفي به خانه من آمد. ساعتي با هم بوديم و شيشه كشيديم. بعد هم خانه را ترك كرد و از او خبر ندارم. علي اما دو روز قبل قفل سكوت را شكست و راز قتل مصطفي را بر ملا كرد. او گفت مدتي قبل بود كه 20 ميليون تومان به مصطفي دادم. قرار بود پول را در كار عتيقه سرمايه گذاري كند و پول خوبي به جيب بزنيم. او هر روز درباره پرداخت سود وعده ميداد اما يك روز گفت كه پولم را بردهاند و حاضر است به جاي آن خودرواش را به من بدهد. من از اينكه سرمايهام را به او سپرده بودم، پشيمان شدم با اين وجود قبول كردم كه خودرو را به جاي پول نقد قبول كنم. مصطفي اما حاضر به دادن خودرو هم نشد و هر روز وعده دروغ ميداد.
روز حادثه در خانهاش رفتم تا شايد با فريب همسرش بتوانم اسناد خودرو را به دست بياورم كه ناكام ماندم. ساعتي بعد از ماجرا بود كه مصطفي به خانه من آمد و سر اين موضوع با هم مشاجره كرديم. هر طور كه بود او را آرام كردم و با هم شيشه كشيديم. او بعد از مصرف مواد خوابيد. من هم براي انتقام رشته طناب را به گردنش انداختم و او را خفه كردم. بعد دست و پاي جسد را بسته و به خودروي خودش منتقل كردم. بعد از آن هم پشت فرمان نشستم و طرف جاده ماملو رانندگي كردم. در جاي خلوتي جسد و خودرو را رها كردم و به خانه برگشتم.
با نشانيهايي كه متهم در اختيار پليس گذاشت، مأموران راهي محل شدند و جسد را كشف و به پزشكي قانوني منتقل كردند.
سرهنگ كارآگاه آريا حاجيزاده، معاون مبارزه با جرائم جنايي پليس آگاهي تهران بزرگ گفت در حالي كه تلاش براي كشف خودرو ادامه دارد، تحقيقات بيشتر از متهم در اداره دهم پليس آگاهي ادامه دارد.