
«نورالدين پسر ايران» يكي از كتابهاي نام آشناي حوزه دفاع مقدس است كه با قلم معصومه سپهري، خاطرات رزمنده جانباز سيدنورالدين عافي را به رشته تحرير درآورده است. 77 ماه سابقه حضور عافي در مناطق عملياتي باعث شده است كه اين كتاب طبق انتظار پرحجم باشد و با بيش از 600 صفحه، جنگ را از دريچه ديد يك رزمنده تبريزي به خواننده معرفي كند. اما يك معرفي شايسته كه به حق بايد گفت قلم تواناي سپهري با نثري ساده و در عين حال گيرا، نورالدين پسر ايران را تبديل به يكي از كتابهاي فاخر حوزه دفاع مقدس كرده است. چنانچه مقام معظم رهبري نيز در تقريظ خود بر اين كتاب، نويسنده را در كنار راوي مورد تقدير قرار دادهاند.
شخصيتپردازي خوب از راوي، يكي از ويژگيهاي مهم كتاب نورالدين پسر ايران است كه نويسنده توانسته به ظرافت آن را در لابهلاي سخنان راوي به خواننده القا كند. در اين مسير سپهري سعي كرده با رعايت امانت در اداي لحن و شيوه روايتگري عافي، سادگي و بيآلايشي او را به مخاطب باز شناسد و اين امر (شخصيتپردازي راوي) بر جذابيتهاي كتاب ميافزايد.
در همان فصول ابتدايي كتاب متوجه ميشويم «سيدنورالدين عافي» كه در آغاز جنگ تحميلي نوجوان 16 ساله و سادهدلي است، آهنگ رفتن به جبهه را ميكند و به دليل سن كمش با مشكلاتي مواجه ميشود. او از روستاي زادگاهش خلجان مرتب به تبريز ميرود و نهايتاً به جبهه اعزام ميشود. در اولين حضور، نورالدين به كردستانات و مشخصاً مهاباد ميرود. تعريف ريز ماجرا توسط راوي باعث ميشود تا خواننده خود را در كمركش وقايع و حوادث ببيند و همپاي روايت پيش برود. بعد از گذراندن سال اول جنگ، وقتي كه نورالدين خبر شكستن حصر آبادان در مهرماه 1360 را شنود، عزم رفتن به جبهههاي جنوب را ميكند و به اين ترتيب ماجراي رزمندگي او با پيچ و تابهاي بسياري روبهرو ميشود.
مجروحيتهاي متعدد نورالدين عافي نقطه عطفي در اين كتاب به شمار ميرود چراكه او بارها در طول حضور طولاني مدتش در جبهههاي جنگ، مجروح ميشود و خصوصاً با زخمي كه روي صورتش مييابد، از ميانههاي كتاب ما با نورالديني همراه ميشويم كه چهرهاش تا حد زيادي تغيير كرده است. كمي بعد از مجروحيت ناحيه صورت، ماجراي ازدواج راوي پيش ميآيد كه خود حكايتي شنيدني دارد: «بالاخره قرار شد شخصاً به ديدن دختر خانمي بروم كه مرا با شرايط سختم پذيرفته بود. در خانه يادم ميدادند چه كنم و چه بگويم اما همين كه آن جا رسيدم، همه چيز يادم رفت. ضمن اينكه در دلم او را كه رزمنده مجروحي مثل مرا به همسري ميپذيرفت تحسين ميكردم. اما حاضر نبودم وعده و وعيد بدهم. اتفاقاً مشكلاتم را كمي هم بزرگتر كردم... انصافاً هرچه گفتم پذيرفت. با اينكه فقط 16 سال داشت اما آماده بود او هم زندگي و آرزوهايش را وقف جبهه كند.» به دليل حضور عافي در اغلب عملياتهاي بزرگ و تأثيرگذار، كتاب نورالدين پسر ايران در واقع مروري بر تاريخچه جنگ نيز به شمار ميرود. راوي با تيزهوشي اغلب ماجراهاي رخ داده در عملياتها را راويت ميكند و اينچنين خواننده شانس حضور در متن وقايع عملياتها را از دريچه چشم او مييابد. در فصل زخم كربلاي چهار ميخوانيم: «شب عجيبي بود آن شب، بچهها كه در يك رديف از طناب گرفته و به هم وصل بودند به طرز فجيعي در آب زخمي و شهيد ميشدند. گاهي صداي ناله و فريادشان را ميشنيدم و دلم آتش ميگرفت، دست و پاي قطع شده بچهها روي آب شناور بود.»
روايتهاي اين كتاب تقريباً با اتمام جنگ تحميلي به پايان ميرسد. هرچند كه نورالدين عافي در فصل هجدهم كه آخرين فصل كتاب نيز است، شرحي از دلتنگيهاي پس از اتمام جنگ و ماجراي اعزامش به خارج از كشور براي مداواي مجروحيتهايش را تعريف ميكند. او همچنين فرازي از مشكلات زندگيشخصي خود را با خواننده در ميان ميگذارد و در انتها نيز از حضور در اردوهاي راهيان نور ميگويد كه انگيزه بازگويي خاطراتش را در همين اردوها كسب كرده بود.
تقريظ مقام معظم رهبري به نورالدين پسر ايران
بسم الله الرحمن الرحيم
اين نيز يكي از زيباترين نقاشيهاي صفحه پُركار و اعجاز گونه هشت سال دفاع مقدس است. هم راوي و هم نويسنده حقاً در هنرمندي، سنگ تمام گذاشتهاند. آميختگي اين خاطرات به طنز و شيرينزباني كه از قريحه ذاتي راوي برخاسته و با هنرمندي و نازكانديشي نويسنده، به خوبي و پختگي در متن جا گرفته است، و نيز صراحت و جرأت راوي در بيان گوشههايي كه عادتاً در بيان خاطرهها نگفته ميماند، از ويژگيهاي برجسته اين كتاب است. تنها نقصي كه به نظر رسيد نپرداختن به نقش فداكارانه همسري است كه تلخيها و دشواريهاي زندگي با رزمندهاي يكدنده و مجروح و شلوغ را به جان خريده و داوطلبانه همراهي دشوار و البته پر اَجر با او را پذيرفته است.
ساعات خوش و با صفايي را در مقاطع پيش از خواب با اين كتاب گذراندم.
والحمدلله - 20/10/90