سازمان ملل متحد در سال 2010 در مجمع عمومي سال 2011 تا 2020 را دهه ايمني اعلام كرد. ايجاد نظم و انضباط در حوزه ترافيك، نماد انضباط اجتماعي است و اگر اين انضباط در تهران نهادينه شود، قطعاً در تمام كشور الگو ميشود .
موضوع خط سفيد كه امروز به عنوان يك نماد سر زبانها افتاده است در سال 70 به عنوان تردد بين خطوط مطرح بود و پليس راهنمايي و رانندگي كشور روي آن بسيار تأكيد داشت به طوري كه شما هنوز در بعضي از نقاط تهران تابلوهايي را ميبينيد كه روي آن نوشته شده «لطفاً در بين خطوط برانيد تا سالم بمانيد» در واقع روي اين موضوع از دهه 70 تأكيد شد و در دهه 80 نيز تحت عنوان خط سفيد يا عبور از گذرگاه عابرپياده مطرح شد كه براي ارتقاي فرهنگ ترافيكي در هر دو مورد ياد شده نيازمند اصلاح الگوي رفتاري كاربران ترافيكي يا همان شهروندان هستيم. در واقع ما اين موضوع را بايد به يك اعتقاد تبديل كنيم.
در سال 81 كه بنده افتخار مسئوليت رياست پليس راهنمايي و رانندگي كشور را داشتم، در ارتباط با الزام استفاده از كمربند ايمني روي اطلاع رساني و آگاهي بخشي به مردم خوب كار كرديم و جواب هم گرفتيم. مردم ما پذيرش مسائلي را كه به سلامتشان بر ميگردد، دارند. ما نيامديم دستور بدهيم، بلكه آمديم اعتقادسازي بكنيم. مردم اعتقاد پيدا كردند كه پليس براي حل مشكل خود، بستن كمربند ايمني را الزام نكرده بلكه براي سلامت كاربران ترافيكي روي اين موضوع تأكيد كرده است . درنتيجه استفاده از كمربند ايمني به يك اعتقاد در آمد و طبق بررسيها در همان زمان 90 درصد از شهروندان با اعتقاد، اين كار را انجام دادند. بنابراين در زمينه خط سفيد نيز نيازمند همين اعتقاد و اصلاح الگوي رفتاري هستيم.
از لحاظ فرهنگي بايد به اين نكته اشاره كنم كه ميزان ريسك ترافيك در هر كشوري نشان از ناهنجاري فرهنگ استفاده از خودرو دارد. بر اين اساس ضريب ريسك ترافيك يعني تعداد تلفات در 10 هزار خودرو كه در كشور ما در دهه 80 عدد 30 بوده الان به زير 10 رسيده است با اين وجود تصادفات و تلفات رانندگي در كشور كه ميرفت تا به يك بحران ملي تبديل شود با اصلاح زيرساختهاي لازم از لحاظ نرم افزاري و سختافزاري در سال سال 81-80، امروز داراي وضعيت خوبي هستيم اما به نسبت جهاني نياز به كار بيشتري در اين زمينه داريم لذا بايد حركتي كه در پيش گرفتيم، تداوم يابد.
به عبارت بهتر يكي از اقدامات اساسي كه در گذشته انجام شد و در نتيجه آن تلفات رانندگي در كشور در يك دهه اخير كاهش پيدا كرد، اصلاح الگوي رفتاري بود. از اين رو به نظر ميرسد ما همچنان بايد اين راه را در بعد نرم افزاري ادامه بدهيم.
به هرحال ما مجبوريم در بعد نرمافزاري روي فرهنگ ترافيكي و ارتقاي رفتار ترافيكي كار كنيم؛ چراكه هزينه اقتصادي سرانه ترافيك در جهان يك تا 3 درصد توليد ناخالص ملي است، ولي در كشور ما حدود 7 درصد و در سالهاي گذشته توليد ناخالص داخلي ما زير 7 درصد بوده است و اين تصادفات توليد ناخالص اقتصادي ما را بلعيده است. پس بايد از بعد فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي به اين مسائل بپردازيم.
شما شاهد بوديد كه تيزرهاي تبليغاتي و آموزش رفتارسازي كه نمادش سياساكتي بود در دهه 80 تهيه شد و سازمان بهداشت جهاني شاخه اقيانوسيه وآسيا از اين كار تقدير كردهاند.
در اين راستا بايد به اين مهم اشاره كنم كه در سال گذشته 650 تن در شهر تهران در تصادفات كشته شدهاند كه حدود 250 تن يعني 38 درصد عابران پياده بودند و طرح خط سفيد ميتواند جلوي اين فاجعه را بگيرد. ضمن اينكه تلفات رانندگي در ايران به عنوان يك عضو جامعه ملل، بايد تا سال 2020 كاهش 50 درصد داشته باشد لذا بايد براي اين هدف برنامه توسعه رفتار امن ترافيكي در شهر تهران تهيه شود و در مبحث مديريت يكپارچه يا مديريت واحد توسعه پيدا كند.
*رئيس سابق راهنمايي و رانندگي كشور
و عضو هيئت علمي دانشگاه پليس