تأکیدات امام بر برخی شاخصهای مهمی که در حوزه اقتصاد قرار دارد نشانگر آن است که ایشان به اقتصاد به عنوان حوزه عملی و عرفی که معیشت و زندگانی مادی مردمان را تأمین میکند به دیده اهمیت نگریسته است. شاخصهایی نظیر اهمیت کشاورزی، ارزش کار و کارگر، رفاه عمومی، فقرزدایی و محرومیتزدایی، خودکفایی در صنعت و ...
از این رو توسعه اقتصادی به عنوان فرآیندی که موجب ترقی رفاه مادی مردم میگردد ، مورد توجه امام بوده و به آن بهای زیادی دادهاند. با این حال دغدغه عمده ایشان این بوده است که توسعه اقتصادی به دنیاگرایی افراطی، وابستگی به بیگانگان، طبقاتی شدن جامعه، نادیده گرفتن عدالت اجتماعی و فراموش شدن اهداف متعالی انسان منجر نگردد.
ایشان با تیزبینی و حساسیت بسیار نیل به این هدف والا را در نظر گرفته و در مورد آن همواره به مسئولین مملکتی گوشزد میکردند. البته با هوشمندی تمام این نکته را مدنظر داشتند که تقلید کورکورانه از الگوی توسعه و سبک زندگی غربی چه نتایج مخرب و جبران ناپذیری را در زندگی مردم به بار خواهد آورد. از این رو نگرش ایشان به توسعه متأثر از دیدگاه مذهبی بود. یعنی فرآیندی که علاوه بر تأمین رفاه مادی برای مردم، به هدایت و رشد معنوی آنان منجر شود. به عبارت دیگر رفاه مادی زیرساخت رشد معنوی باشد.
در این نوشتار سعی داریم محورهای توسعه از دیدگاه امام راحل را به تفصیل بررسی کنیم.
معنویت
از نظر امام خمینی(ره) معنویت اساس هر حرکت و تحول بشری است و بدون اعتقاد و ایمان اعمال بشر ناقص و ابتر است. آن بزرگوار توکل به خداوند متعال را راه نجات از آشفتگیهای مملکت و بازسازی خرابیهای آن میدانستند. ایشان همواره مسئولین را به خودسازی، سادهزیستی و پرهیز از روحیه اشرافیگری دعوت میکردند و خدمت مسئولین به مردم را تکلیف شرعی آنان و اقدامی در جهت کسب رضای خدا میدانستند.
استقلال و آزادی
آزادی نیز از شعارهای محوری انقلاب اسلامی بوده و توسعه میبایست به تقویت هرچه بیشتر آزادی در جامعه با حفظ حدود آن بپردازد و با به کارگیری ابزارهای لازم برای قانونمند شدن آن در جامعه، از حاکمیت استبداد و خودکامگی جلوگیری نماید. فرآیند توسعه نباید آزادیهای مشروع و قانونی مردم را سلب نماید.
امام راحل خودباوری و اعتماد به نفس را راه رسیدن به استقلال و آزادی میدانستند. همچنین آزادی حقیقی را در چارچوب قوانین اسلام تعبیر کرده و الگوی آزادی غربی را نوعی وابستگی و موجب تباهی جوانان وطن قلمداد میکردند.
به علاوه ایشان خودکفایی در زمینه صنعت و کشاورزی را همیشه مدنظر داشته و برای نیل به این مقصود دستیابی به تکنولوژیهای روز را به مسئولین توصیه میکردند.
نمونههایی از مصادیق آزادی اجتماعی و حدود آن به خوبی در کلام امام منعکس میباشد: آزادی یک مسئلهای نیست که تعریف داشته باشد، مردم عقیدهشان آزاد است. کسی الزامشان نمیکند که شما باید حتماً این عقیده را داشته باشید، کسی الزام به شما نمیکند که حتماً باید این راه را بروید ... آزادی یک چیز واضحی است.
«در جمهوری اسلامی هر فردی از حق آزادی عقیده و بیان برخوردار خواهد بود ولکن هیچ فرد و یا گروه، وابسته به قدرتهای خارجی را اجازه خیانت نمیدهیم.» «در مملکت ما آزادی اندیشه هست. آزادی قلم هست، آزادی بیان هست ولی آزادی توطئه و آزادی فساد در کار نیست.»
عدالت
امام خمینی نسبت به عدالت، قسط و عدل با دیدی گسترده و همه جانبه نگریسته و آن را از زوایای گوناگون مورد توجه قرار داده است. بررسی آثار مکتوب و سخنان و پیامهای امام خمینی بیانگر این است که آن بزرگوار در بیان و تعریف عدالت، قسط و عدل به ارائه چند مفهوم از آن پرداخته که به این قرار میباشند:
ـ عدل و قسط نقطه مقابل جور و ستم
ـ عدالت به معنای حد وسط بین افراط و تفریط در امور
ـ عدالت به مفهوم تعدیل قوای نفس انسانی
ـ عدالت به مثابه والاترین فضایل بشری
ـ عدالت به مثابه ملکهای راسخ در وجود انسان (مفهوم فقهی)
از نظر معمار کبیر انقلاب اسلامی یکی از پایه های اساسی بنای توسعه، عدالت است. ایشان همواره به مسئولین توصیه میکردند که عدالت را نه فقط در مورد مردم بلکه در مورد خودشان نیز اجرا کنند و همچنین توسعهای که باعث مختل شدن عدالت اجتماعی شود را مردود میدانستند.
ارتقاء وضع محرومین و مستضعفین
در کشورهای غربی مبنای توسعه را بر رابطه دولت با قشر سرمایهدار جامعه میدانند و توجه بیشتری به خواستههای آنان دارند. اما بنیانگزار کبیر انقلاب با تبعیت از سیره رسول خدا(ص) و امیر مؤمنان(ع) همواره ارتقاء زندگی محرومان را مدنظر داشته و از توسعه هدفی جز این نداشتند و میفرمودند:«خدا نیاورد آن روزی که سیاست ما و سیاست مسئولین کشور ما، پشت کردن به دفاع از محرومین و روی آوردن به حمایت از سرمایهداری گردد.» شما باید برای این پابرهنهها و مستضعفین که در طول تاریخ به استضعاف کشیده شده بودند و اینها را به حساب نمیآورند و فقط آن طبقه بالا را راضی نگاه میداشتند ... برای اینها کار کنید ... باید همه دست به دست هم بدهید که انشاءاللَّه برای اینها یک زندگی مرفهی، یک وضع صحیحی پیش بیاید، درست بشود. ایران امکانات و ظرفیتهای مختلف و فراوانی برای رشد اقتصاد دارد که اگر نفت هم نباشد بتواند در رشد خود و از بین بردن فقر پیروز شود. از قبیل معادن مختلف که در صنایع اهمیت زیادی دارد و همچنین امکانات کشاورزی و دامداری و مهمتر از همه وجود استعدادهای سرشار و خلاق انسانی.
اتحاد دولت و ملت برای سازندگی
در نظام اسلامی مورد نظر امام، مردم ولی نعمت و صاحبان اصلی قدرت میباشند و کارگزاران و دولت، خدمتگزار و خادم آنان به حساب میآیند. در این دیدگاه، دولت قدرت مسلط و حکومتگر بر مردم نیست، بلکه قدرت خود را از مردم گرفته و باید در خدمت آنها باشند. این مسأله به کرات در سخنان امام مطرح شده و توسعه سیاسی باید این اصل را به طور عینی در جامعه محقق سازد. پیوند مردم با دولت مستحکمتر و اخوت و همدلی و مشارکت و همراهی آنان هرچه بیشتر افزون گردد.
چنان که در ادامه میآید این اهداف به وضوح در کلام امام نمودار است: «هم صلاح خود شماست و هم صلاح کشور شماست و هم صلاح ملت است که شما با مردم دوست باشید. مردم احساس کنند که اینها دوستهای آنهایند ... توجه به این معنا باشد که باید اینها در خدمت مردم باشند و به مردم حالی کنند که ما خدمتگزاریم، حالی کنند لفظاً، حالی کنند عملاً ... تمام استاندارها بنابراین بگذارند که کارهای خودشان را خوب انجام بدهند، در خدمت مردم باشند، حالی کنند به مردم که حکومت اسلامی، حکومت خدمت است نه حکومت قدرت.»
«این بنیان باید همیشه دنبال استحکامش باشد و این استحکام را هر کدام شما در محلتان عهدهدارش هستید، یعنی یک تکلیف شرعی وجدانی است که شما نگذارید در هرجایی که هستید این کسانی که در زیر نظر شما و زیر حکومت شما هست به مردم بد سلوکی کنند، مردم را بپذیرید برای خودتان، بروید تو مردم، جدا نشوید از مردم.»