اين پرونده از شامگاه چهارشنبه، 10 تيرماه و همزمان با طرح شكايت از سوي دختري جوان در يكي از كلانتريهاي تهران تشكيل شد. او گفت: چند روز قبل دنبال كار در آگهي روزنامه بودم كه متوجه شدم يك مغازه فروش گوشي تلفن همراه به فروشنده خانم نياز دارد. وقتي با تلفن آگهي تماس گرفتم پسر جواني خودش را پيمان معرفي كرد و گفت صاحب فروشگاه است. بعد از حرف زدن درباره شرايط كار شماره تماسم را در اختيارش گذاشتم تا اينكه در يكي از خيابانها با من قرار گذاشت تا من را به محل كارش ببرد.
ساعتي بعد او مرا سوار خودرواش كرد و به طرف بازار موبايل به راه افتاديم. بعد از طي مسافتي او مسيرش را تغيير داد. وقتي به او اعتراض كردم به من گفت كه با يكي از دوستانش قرار دارد و بعد از ديدن او به فروشگاه ميرويم. من ابتدا به حرفهايش اعتماد كردم اما دقايقي بعد متوجه شدم به طرف اسلامشهر تغيير مسير داده است.
همان لحظه فهميدم او تصميم شومي دارد به همين خاطر خواستم مرا از خودرواش پياده كند اما او مرا تهديد كرد و به راهش ادامه داد تا اينكه خودرو را كنار سولهاي در حوالي شهريار نگه داشت. وقتي او از خودرو پياده شد تا در سوله را باز كند من از فرصت استفاده كردم و فرار كردم. پس از طرح اين شكايت پرونده به دستور قاضي منافيآذر بازپرس ويژه قتل دادسراي جنايي پايتخت در اختيار مأموران پليس آگاهي قرار گرفت.
مأموران در نخستين گام پيمان را در مغازهاش بازداشت كردند. متهم در بازجوييها به جرم خود اعتراف كرد و گفت، قصد داشت با همدستي يكي از دوستانش نقشهاي شوم را اجرا كند.