کد خبر: 729069
تاریخ انتشار: ۳۱ تير ۱۳۹۴ - ۱۷:۰۸
«هيچ وقت اولين پُكي كه به سيگاري كه يكي از دوستانم به من تعارف كرد فراموش نمي‌كنم. وقتي عميق دود سيگار رو وارد ريه‌هام كردم اولش شروع به سرفه كردم كه باعث خنده دوستام شد اما هر چه اين كار رو تكرار مي‌كردم كمتر سرفه‌ام مي‌گرفت.
زينب سياحي*

انگار ريه‌هام داشتن عادت مي‌كردن كه همراه صاحبشون به خاك سياه بنشينن. چه حسي داشتم؟ حس بزرگ‌شدن، حس اينكه آره منم هستم. از روز ديگه هر وقت فرصتي گيرم مي‌اومد سراغ جيب پدرم يا كيف پول مادرم مي‌رفتم و مقداري كه براي خريد يه نخ سيگار لازم داشتم رو بر مي‌داشتم. اوايل براي سرگرمي و تفريح كردن با دوستام اين كار رو انجام مي‌دادم اما كم كم برام يه عادت شد. 15سال از اون زمان گذشته. من اون موقع نوجوون 16 ساله‌اي بودم كه كلاس سوم دبيرستان درس مي‌خوندم و الان جوون 30ساله‌اي هستم كه فقط اسم جوون رو با خودم يدك مي‌كشم. نه از طراوت و شادابي جووني خبري هست، نه از قدرت، همت و اراده يك جوون.» اينها نمونه‌اي از صحبت‌هاي يكي از هزاران جواني است كه به دام خانمانسوز اعتياد افتاده‌اند و آينده خود را به تباهي و سياهي كشيده‌اند، اما چرا و چگونه چنين مي‌شود؟ اگر بخواهيم مسئله گرايش جوانان و نوجوانان را مورد بررسي و تحقيق قرار دهيم بايد روزها و ساعت‌ها بنشينيم و صفحات فراواني را به اين دلايل اختصاص دهيم. در اين نوشتار تنها به ذكر دلايل و ابعاد اصلي مسئله اكتفا مي‌كنيم.

‌ ‌

ابعاد اجتماعي اعتياد

دوستان و همكلاسي‌ها نقش بسيار مهمي در مسئله اعتياد ايفا مي‌كنند. نوجوانان در سني قرار دارند كه مي‌خواهند قدرت و توانايي‌هاي خود را به رخ دوستان و همسالان خود بكشند و همچنين تمايل زيادي به آزمودن و تجربه كردن دارند و در اكثر مسائلي كه مربوط به سنشان نيست از خود كنجكاوي نشان مي‌دهند و اين كنجكاوي باعث مي‌شود به عواقب كار نينديشند و آنچه نبايد تجربه كنند را كشف مي‌كنند و اين كشف جديد برايشان خوشايند است. از آن جهت كه مي‌توانند در مقابل دوستانشان خودي نشان دهند و خود را يك پله بالاتر از همسن و سالان خود بدانند. اما راه چاره چيست؟ با توجه به بُعد اجتماعي مي‌توان به آموزش و دوره‌هاي يادگيري كه در مدارس انجام مي‌شود اشاره كرد. بهتر است درمدارس فرهنگ‌سازي شود و با استفاده از پوستر‌هاي مربوط به موضوع اعتياد و نشر و توزيع بروشورهاي آموزشي دانش‌آموزان را آگاه كرد. بد نيست گاهي در مدارس جلسات مشاوره به صورت گروهي در رابطه با موضوع اعتياد برگزار شود و دانش‌آموزان را به ندامتگاه‌هاي نگهداري معتادان برد تا آنها از نزديك با تعدادي از آنان ديدار داشته باشند.

ابعاد خانوادگي

نقش خانواده و پدر و مادر در كشيده شدن فرزندانشان به طرف اعتياد بسيار با اهميت است و گاه همين يك عامل مي‌تواند نقش بسزايي در گرايش جوانان و نوجوانان به سوي اعتياد داشته باشد. به خصوص خانواده‌هاي تك والد يا بي‌سرپرست. بسياري از كساني كه به سمت مواد كشيده مي‌شوند در خانواده‌هاي تك والدي كه سر‌پرستي آنها به عهده پدر يا مادر است بزرگ شده‌اند.

خانواده‌هايي كه در آن يك يا چند نفر از اعضاي خانواده سيگاري يا معتاد هستند. همچنين در خانواده‌هايي كه مشاجره و كشمكش بين والدين در آن بسيار بالاست، ديگر توجهي به فرزندي كه در سن حساس نوجواني به سر مي‌برد نمي‌شود، در نتيجه فرزند به سوي گروه دوستان متمايل شده و مي‌خواهد جايگاهي هرچند منفي را براي خود پيدا كند. وقتي فرزندي كه متعلق به هر يك از اين گروه خانواده‌هاست ديگر براي خود جايي پيدا نمي‌كند كه خود را نشان دهد يا احساسات دروني خود را ابراز كند، به دنبال پر كردن كمبودها و خلأ موجود، به خارج از خانه پناه برده و خلأ‌هايش را درميان كساني جست‌وجو مي‌كند كه شايد بتوانند او را درك كرده و به عنوان انساني بالغ بپذيرند كه حتي بابت اين پذيرش بهايي را پرداخت مي‌كنند و آن چيزي نيست جز قبول فعاليت‌هاي خلاف عرف و منفي و در پي آن گرايش به اعتياد. اينجاست كه بايد زنگ خطر براي خانواده‌ها و والدين به صدا در‌آيد.

ما پدر و مادرها بايد به خودمان بياييم. روزي كه آرزوي داشتن فرزند را با به دنيا آوردن اين موجود بي‌گناه به حقيقت تبديل كرديم، آيا نبايد مسئوليت نگهداري و تربيت او را محقق مي‌كرديم؟ مگر فرزندانمان فقط به غذا و پوشاك احتياج دارند كه بزرگ شوند و در اين دنياي بي‌رحم پا به عرصه بگذارند؟ مگر آغوش گرم و نوازش‌هاي دل انگيز و توجه و همراهي فقط مختص به دوران كودكي فرزندمان است؟ وقتي كودكمان رو به رشد رفته و پا به عرصه نوجواني و جواني مي‌گذارد ديگر ديد و نظرمان نسبت به محبت كردن او تغيير مي‌كند و او را ديگر بچه نمي‌دانيم، او را در امور بزرگسالان نيز دخالت نمي‌دهيم و اينگونه مي‌شود كه نوجوان جايي در خانه براي خود پيدا نمي‌كند و اين مكان و جايگاه را در جايي ديگر كه همانا بين دوستان و گاه افراد بزرگ‌تر از خود يا در گروه‌هاي منفي جامعه است جست‌وجو مي‌كند.

ابعاد فردي

شايد اين تصور وجود داشته باشد كه فشارهاي عصبي و بيماري‌هاي رواني فقط مختص افراد بزرگسال است اما بهتر است بدانيم كه اين تصور، تصوري اشتباه است. عوامل عصبانيت، نگراني و تشويش گاهي در كودكان و نوجوانان حتي بيشتر از بزرگسالان به چشم مي‌خورد. فشارهاي عصبي ناشي از اختلافات و مشاجره والدين، طلاق، فشارهاي ناشي از امتحان، كنكور و ترس از مردود شدن در آن، انتظارات والدين، ناراحتي‌ها و بيماري‌هاي رواني، افسردگي‌هاي ناشي از عواملي چون مرگ نزديكان يا شكست‌هاي عاطفي، مالي، شغلي و تحصيلي. شخصيت فرد نيز مي‌تواند نقش مهمي در اين مسئله كه همانا گرايش نوجوانان به اعتياد است را داشته باشد.

قدرت نه گفتن

اين تنها چند دليل عمده از هزاران دليلي است كه باعث شده امروزه نوجوانان در سنين پايين به سوي اعتياد كشيده شوند، اما مي‌شود با تقويت ايمان و دين در خانواده‌ها و تقويت آموزه‌هاي ديني گامي بزرگ در جلوگيري از اين مسئله برداريم. قدرت و توان نه گفتن نيز عامل مهمي است كه از كودكي بايد به فرزندمان آموزش دهيم و بدون شك نه گفتن بسياري از جوانان به اعتياد ريشه در تربيت آنان دارد.

*

جامعه‌شناس

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها