110 روز از حملات جنگندههاي عربستان به يمن ميگذرد و جنايات گسترده اين رژيم عليه مردم بيگناه همچنان ادامه دارد و تلاشهاي بينالمللي براي واداشتن سعوديها براي پايان دادن به بحران يمن نيز بينتيجه بوده است.
حملات هوايي رژيم آل سعود به ملت مظلوم يمن يك افتضاح اخلاقي، سياسي و نظامي براي عربستان محسوب ميشود كه هيچ دستاورد قابل قبولي جز كشتار مردم بيگناه و مظلوم يمن در پي نداشته است. در شرايطي كه تلاشهاي ديپلماتيك بينالمللي براي پايان دادن به بحران يمن ادامه دارد اما نيروهاي ائتلاف عربي به رهبري عربستان سعودي همچنان شهرهاي مختلف يمن را بمباران ميكنند. همزمان با جنگ يمن انتشار اسناد ويكي ليكس نيز وجهه رژيم آلسعود را خدشهدار كرد. اين اسناد براي ملتهاي منطقه و كشورهاي اسلامي مشخص كرد كه عربستان سعودي بهرغم آنكه تلاش دارد تا خود را در قامت رهبر جهان اسلام مطرح كند، اما نقشي كاملاً تخريبي در رخدادهاي جهان اسلام داشته و دارد. در كنار كشتار مردم يمن، تروريستهاي تحت حمايت رياض نيز علاوه بر عراق و سوريه، دامنه حملات خود را به كشورهاي ديگر كشانده و ناامنيهايي را در سراسر جهان ايجاد ميكنند. جعفر قنادباشي، كارشناس مسائل خاورميانه و شمال آفريقا ميگويد، فشارهاي بينالمللي و فشارهاي داخلي فرماندهان ارتش و نيروي هوايي و حتي مردم سرانجام عربستان را مجبور خواهد كرد تا به آتش بس تن دهد. وي ميگويد، توقف عمليات آزادسازي در استان الانبار عراق به دليل اين است كه تركيب منسجمي بين نيروهاي مردمي با ارتش اين كشور وجود ندارد و عدم تقسيم وظايف كار را براي مقابله با داعش سخت كرده است.
به عنوان سؤال اول بفرماييد سازمانملل تلاش زيادي كرد عربستان را به ايجاد آتش بس در يمن متقاعد كند اما سعوديها در مقابل اين خواستهها مقاومت كرده و به درخواست سازمان ملل پاسخ مثبتي ندادند. باتوجه به بينتيجه بودن دور اول مذاكرات گروههاي يمني در كنفرانس ژنو در سوييس كه با كارشكني سعوديها پايان يافت، به نظرتان آيا عربستان در نهايت با آتشبس در يمن موافقت خواهد كرد يا نه؟
الان عوامل متعددي در جنگ يمن وجود دارد كه به نظر ميرسد در مجموع عربستان را ناگزير ميكند تا جنگ را متوقف كند. يكي از اين عوامل به صحنههاي نظامي و سياسي بر ميگردد و بخشي نيز به داخل يمن و عربستان مربوط ميشود. از نظر نظامي عربستان فكر نميكرد كه يمنيها از موشكهاي اسكاد استفاده كنند تا مراكز حساس از جمله رياض، پايتخت عربستان را مورد هدف قرار دهند. فاصله مرزها تا رياض 350 كيلومتر است و برد موشكهاي اسكاد 400 كيلومتر است و اين موضوع براي سعوديها مهم است. زيرا اين مسئله ميتواند نظاميان عربستان را متوحش كرده و التهاباتي را در بين آنها و همچنين در بين مردم ايجاد كند. تاكنون اخباري مبني بر ترس مردم عربستان و اينكه موشكهاي يمن به مناطق مختلف اصابت كرده وجود ندارد و عربستان اين اخبار را منتشر نميكند.
غير از موشكهاي يمن، در كنار مرزها نيز نيروي زميني عربستان در جنگ با نيروهاي يمني نه تنها موفقيتهايي نداشته بلكه تلفات سنگيني را نيز متحمل شده است. گفته ميشود كه 2 هزار و 300 تن از نيروهاي نظامي عربستان در طول جنگ يمن كشته شدهاند و با توجه به جمعيت كم عربستان اين مسئله سبب نگراني در جامعه عربستان شده است. نيروي زميني نميتواند مثل سابق بجنگد و در برخي مواقع حتي عقبنشيني نيز كرده است. علاوه بر اين، يمنيها در استانهاي نجران و جيزان پيشروي كرده و همچنين حركتهاي تجزيهطلبانه در اين مناطق انجام شده كه كار را براي مقامات آل سعود دشوار كرده است.
موضوعات ديگري نيز اتفاق افتاد كه متقن بودند. يكي تمرد خلبانان سعودي به ادامه جنگ و همچنين كشته شدن محمد الشعلان، فرمانده نيروي هوايي بود. وقتي اين فرمانده كشته شد دو فرضيه مطرح بود. يكي اينكه وي بر اثر سكته مرده است و ديگري اينكه بر اثر اصابت موشكهاي اسكاد يمن به مقر فرماندهي كشته شده است. اما فرضيه سوم كه حدس زده بودند اين بود كه سعوديها خودشان او را با قهوه مسموم كردهاند، به خاطر اينكه وي از دستور ادامه جنگ با يمن تمرد ميكرد. حتي يك خلبان سعودي هم پس از ديدن تصاوير كشتار مردم يمن خودكشي كرد. نيروهاي هوايي در همه كشورها پيشرفته هستند و اينطور نيست كه با پادشاهان بيسواد همسو باشند و طرز فكرشان با آنها متفاوت است و ميتوانند بر كل نيروهاي ارتش تاثير بگذارند.
بحث ديگر به داخل يمن مربوط ميشود. در داخل يمن عربستانيها هيچ موفقيتي نداشتند. از آغاز جنگ يمن عربستانيها سعي ميكردند تا شهر عدن، در جنوب يمن را آزاد كنند تا عبدربه منصور هادي، رئيسجمهور فراري يمن را به قدرت بازگردانند كه تاكنون نتوانستند به اين امر دست پيدا كنند و حتي اخيراً بزرگترين پايگاه خود در عدن را نيز از دست دادند به همين خاطر انبار مواد غذايي در عدن را بمباران كردند تا دست نيروهاي انصارالله نيفتد.
از سوي ديگر، هشدارهاي سازمان ملل و سازمان خواروبار جهاني و بهداشت جهاني درباره وضعيت فاجعه انساني و غذايي در يمن فشارهاي بينالمللي است كه به عربستان وارد ميشود. وضعيت تاحدي اسفناك است كه حتي اتحاديه اروپا نيز خواستار آتش بس شده است. از لحاظ سياسي هم يمنيها تاكنون امتيازي به عربستان ندادهاند و گفتوگوهاي يمني – يمني ادامه دارد و حتي برخلاف تصور سعوديها موقعيت انصارالله در بين يمنيها مستحكمتر شده است و آنها در عمان به مذاكرات براي پايان دادن به بحران ادامه ميدهند.
سازمانهاي اطلاعاتي امريكا اخيراً گزارشي منتشر كردهاند كه در جنگ يمن بيش از 2 هزار و 300 سعودي كشته شدهاند ولي عربستان تاكنون از اعلام اين آمارها خودداري كرده است و از آنجا كه اعضاي خاندان آل سعود در شروع جنگ يمن و ادامه آن با يكديگر اختلافاتي داشتند، به نظرتان اگر دامنه جنگ به خاك عربستان كشيده شود و هزينههاي زيادي براي رژيم آل سعود تحميل شود، احتمال دارد كه اختلافات تشديد شده و خاندان آل سعود از درون متزلزل شود؟
صددرصد ممكن است. شاهزادههاي سعودي كه با محمد بن سلمان، وزيردفاع عربستان و ملك سلمان، پادشاه اين كشور مشكل دارند مترصد فرصتي براي ضربه زدن به آنها هستند و به دنبال نقاط ضعفي هستند كه پادشاه و فرزندش در يمن دارند. شكست نظامي در يمن، عقبنشيني در خاك خود، اصابت موشكهاي اسكاد يمن به خاك عربستان، عواملي هستند كه ميتوان از آنها براي ضربه زدن به پادشاه استفاده كرد. اينها مجموعه عواملي است كه رقباي پادشاه از آنها عليه او استفاده ميكنند. از نظر سياسي هم دستاوردي نداشتند كه اين نيز فرصت را براي رقباي پادشاهي فراهم ميكند.
در سياست ميگويند كه جنگ ماماي انقلاب است و زماني كه ديكتاتوريها مورد حمله قرار ميگيرند نقاط ضعف آشكار و زمينه براي انقلاب فراهم ميشود. عربستان مدتهاست كه آبستن انقلاب است ولي ماما يا قابله در اينجا وجود نداشته كه اين انقلاب را رقم بزند. جامعه شيعيان و سنيهاي عربستان هر دو از آل سعود ناراضياند و سيستم بستهاي در اين كشور وجود دارد و سيستم موروثي باطلي است كه دست به دست هم دادهاند تا زمينه تضعيف اين خاندان از درون فراهم شود.
همانطور كه ميدانيد انتشار اسناد «ويكي ليكس» در بحبوحه جنگ يمن نه تنها زلزله سياسي براي رژيم آلسعود بود، بلكه نقاب از چهره اين قدرت مخرب منطقهاي برداشت و نقش تخريبي اين كشور در خاورميانه و همدستي با جريانهاي سلفي و رژيم صهيونيستي، آخرين وجاهت باقيمانده خاندان سعود را برباد داد. به نظر شما انتشار اين اسناد چه تأثيري بر موقعيت منطقهاي عربستان خواهد گذاشت؟
اگر ملك عبدالله، پادشاه سابق عربستان بر سر كار بود و جنگ يمن نيز وجود نداشت اين اسناد به تنهايي كافي بود تا عربستان را در مسير افول قرار دهد. الان با تحول پادشاهي، ملك سلمان هنوز در ساختار قدرت جانيفتاده و مقاماتي كه منصوب كرده است هنوز بر قدرت سوار نيستند. جنگ يمن نيز در ضرورت قرار گرفته است و در واقع انتشار اسناد ويكي ليكس طبيعتاً يعني بحران سوم براي اين كشور به شمار ميرود و باتوجه به اينكه عربستان بخشي از مشروعيتش را از منطقه و جهان عرب دارد و رهبري آن را بر عهده دارد تمام اينها زير سؤال ميرود.
سعوديها با امريكا و اسرائيل همسو هستند و اين براي آنها گران تمام ميشود. شاهزادههاي سعودي و مردم ميتوانند از اين فرصت استفاده كنند تا آن را عليه حكومت به كار گيرند. مردم عربستان، نيروي هوايي و دانشگاهها وقتي ميبينند كه رژيم غرق در فساد است مطمئناً دست به كار ميشوند. برخي اين اقدام را نوعي بيمهري از سوي غرب ميدانند و معتقدند كه غربيها اين اسناد را عمداً منتشر كردهاند تا به رياض ضربه بزنند. عربستان الان پايگاه داخلي ندارد و اگر حمايت غرب را نيز نداشته باشد نميتواند دوام داشته باشد.
پس از سفر محمد بن سلمان به روسيه و ديدار با مقامات روس و همچنين بستن قراردادهاي مختلف نظامي و اقتصادي بين دو كشور، از آنجا كه مسكو و رياض اختلافات زيادي بر سر تحولات منطقه دارند، برخي معتقدند كه دو طرف بر سر تحولات منطقه نيز به توافقاتي دست پيدا كردهاند، به نظرتان هدف از اين ديدارها چه بوده است؟
چندين فرصيه در مورد رابطه عربستان با روسيه وجود دارد. عربستان و مصريها در برخورد با روسيه يك راه خاصي را ميپيمايند. از آنجا كه اهداف اين سفر سري بود، جزئيات آن از سوي مقامات روسي و عربستاني اعلام نشد. يك مسئله اين است كه عربستانيها با اين سفرها ميخواهند نشان دهند كه نوكر امريكا و انگليس نيستند و با همه قدرتها رابطه دارند.
دومين فرضيه كه روزنامهها روي آن بيشتر مانور ميدهند، اين است كه رياض ميخواهد به امريكاييها بگويد كه اگر از ما حمايت نكنيد به سمت روسيه ميرويم كه اين درست نيست. سومين مسئله اين است كه اين كار خطمشي انگليسيهاست كه به عربستان ميدهند. زيرا عربستان بيشتر تحت تأثير سياستهاي انگليس است. انگليسيها به دنبال اين هستند تا هم رقيب روسي و امريكايي را در مقابل هم نگه دارند و هم اينكه موجب تثبيت رژيم عربستان شوند تا زمام امور تنها در دست امريكا نباشد.
از طرف ديگر، سعوديها ميخواهند با دادن رشوه به مقامات روسي موضع مسكو در يمن و سوريه را تغيير دهند حتي در اوايل شروع بحران سوريه قطريها پيشنهاد خريد 10 ميليارد دلار سلاح از روسيه را دادند تا موضع روسيه را تغيير دهند كه روسها مخالفت كردند. اما الان روسيه از سوي غرب تحريم شده و نياز به پول دارد و عربستان سعي ميكند از اين فرصت استفاده كند تا بار ديگر شانس خود را براي تغيير موضع روسيه در برابر سوريه امتحان كند. خريد تسليحات از روسيه و توافقات اقتصادي در اين راستا انجام ميشود.
كمي هم به تحولات سوريه بپردازيم. در هفتههاي اخير ارتش سوريه و نيروهاي مقاومت توانستند در برخي مناطق ضربات سختي به تروريستها وارد كنند و حتي برخي معتقدند كه در هفتههاي آينده در تحولات ميداني سوريه ورق به نفع محور مقاومت برميگردد، نظر شما در اين باره چيست؟
البته هفتههاي اخير دو بار اخباري مبني بر اقدامات شگفتانگيز نيروهاي مقاومت در سوريه منتشر شد و از آن طرف هم خبرهايي اعلام شد كه چندين هزار نفر از تروريستها از اردن به سوريه وارد و در جنوب سوريه مستقر شدند و اينكه در روزهاي آينده نظام سوريه سقوط خواهد كرد را نيز شنيديم. چيزي كه مهم است كار در سوريه سخت شده است. گرماي تابستان بر تحولات ميداني تأثير ميگذارد و مشكلات انساني و اجتماعي وجود دارند و نميتوان به سادگي نتيجه جنگ را پيشبيني كرد.
همچنين نيرويي كه ميجنگد بايد از نظر غذايي و تسليحاتي پشتيباني شود و اينكه منطقهاي كه در آن ميجنگند اطمينان بخش باشد، وجود ندارد. مركز فرماندهي حزبالله از سوريه فاصله دارد و كار را براي نيروهاي مقاومت دشوار ميكند. اما اگر بتوانند نيروي هوايي قوي را به كار گيرند يا اينكه از نيروهاي ويژهاي به غير از نيروهاي متعارف استفاده كنند ميتوانند تاحدي موفقيتهايي به دست آورند. نيروهاي متعارف سوريه را اسرائيليها زير نظر دارند و اطلاعات لازم را به تروريستها ميدهند و آنها براي ضربه زدن بر نيروهاي مقاومت از اين اطلاعات استفاده ميكنند.
از نظر سياسي، نشانههايي وجود دارد كه موضع غرب به سمت سوريه تمايل پيدا كرده است. از طرفي باتوجه به اينكه الان داعش تا مرزهاي كويت رسيده احتمال دارد كه عربستان و قطر نيز از حمايتهاي خود از داعش دست بكشند و چراغ سبزهايي به دمشق بدهند. حتي نبيل العربي، دبيركل اتحاديه عرب گفته است كه بايد با بشار اسد، رئيسجمهور همكاري كنيم، هرچند كه اينها ميتواند فريب باشد. روسيه و ايران موضعشان درباره سوريه ثابت است ولي اسرائيليها تمام توانشان را به كار گرفتهاند تا با تقويت تروريستها بتوانند تحولات را به نفع خود پايان دهند.
پس از عملياتهاي تروريستي داعش در كشورهاي كويت، فرانسه، عربستان، تونس، مصر و همچنين نفوذ در افغانستان، برخي منابع غربي ميگويند كه داعش الان در موضع برتري قرار گرفته و در مناطق مختلفي از جهان نفوذ كرده است و اين به معناي افزايش قدرت اين گروه است، شما تا چه حد اين تحليل را قبول داريد؟
درست نيست. اقدام تروريستي در تونس اصلا كار ارزشمندي نبود، يعني فردي كه ساكن منطقه قيروان بود به شهر سوسه ميرود و اقدام تروريستي انجام ميدهد. اينكه عملياتي ارزشمند و آن هم با حمايت رياض صورت گرفته باشد نيست. حاكمان سكولار تونس مورد حمايت عربستان هستند و هيچ مخالفتي با عربستان ندارند. اما در مورد كويت وضعيت فرق ميكند. اقدام تروريستي داعش در كويت به تسويه حساب با موضع اين كشور در يمن مربوط ميشود يعني داعش ميخواهد به كويتيها بگويد كه بايد در يمن با آنها بيشتر همكاري كند. در فرانسه نيز نيروهاي الجزايري و مغرب تبار هستند كه ميتوانند در هر لحظه باتوجه به نارضايتيهايي كه در شمال آفريقا وجود دارد مبادرت به اين كار كنند.
عربستان پيشتر اين افراد را آموزش داده و اين تروريستها الان به طور اتوماتيكوار اقدامات تروريستي انجام ميدهند و تحت حمايت مستقيم رياض نيستند و از آنها دستور نميگيرند. حتي عليه خود عربستان نيز اقداماتي انجام ميدهند و الان عربستان پشت اين اقدامات قرار ندارد. چون فرانسه و تونس ميتوانند فشارها را عليه رياض تشديد كنند و اين اقدامات تروريستي براي عربستان فايدهاي ندارد. اگر در سوريه يا عليه حماس اين اقدامات را انجام ميدادند به نفع عربستان بود اما در مناطق ديگر فايدهاي براي رياض ندارد. حتي اقدامات داعش در استان سيناء كه عليه دولت عبدالفتاح السيسي، رئيسجمهور مصر انجام ميشود باز عربستان پشت اين اقدامات نيست زيرا السيسي مورد حمايت رياض است و نميتوان گفت كه اقدامات پراكنده در كشورهاي مختلف كار عربستان است و اين اقدامات تروريستي الان به طور خودكار توسط تروريستها انجام ميشود. بله زماني كه بندر بن سلطان در راس دستگاه اطلاعاتي عربستان قرار داشت فرماندهي تروريستها را در دست داشت ولي الان اين موضع در دستور كار نيست.
همانطور كه ميدانيد نيروهاي عراقي در ارديبهشت ماه عمليات آزادسازي استان الانبار را شروع كردند و در روزهاي اول نيز توانستند برخي روستاها را از دست داعش آزاد كنند اما با ورود نيروهاي امريكايي به اين استان و ايجاد پايگاه نظامي در اين منطقه عمليات عراقيها متوقف شد، به نظرتان دليل توقف عمليات چه بود؟
ورود نيروهاي امريكايي به عراق احتمالاً ميتواند روحيه عراقيها را سست كند. برخي معتقدند كه عراقيها زماني ميتوانند اين كشور را از دست داعش آزاد كنند كه هيچ كمك خارجي وجود نداشته باشد. اما در عراق موانع ديگري نيز وجود دارند كه قابل توجه است. يكي نبود انسجام بين نيروهاي مردمي و ارتش عراق است. الان يك تركيب پويايي از نيروهاي عراقي كه بتوانند عمليات گستردهاي صورت دهند شكل نگرفته است. تاكنون نيروهاي مردمي نتوانستهاند تركيب متناسب با جنگ ايجاد كنند تا به صورت مكمل با ارتش عمل كنند. در تكريت مكمل هم كار كردند و توانستند به موفقيتهايي دست پيدا كنند. تقسيم وظايف كردند و موفق شدند اما در الانبار اين كار انجام نشد.
اگر در جنگ دو نوع عقيده و تركيب وجود داشته باشد كار را سخت ميكند. دو نوع جنگيدن هوشمندي ميخواهد كه در بين عراقيها نيست. نيروهاي مردمي يك نوع روش و سلاح جنگي دارند و ارتش با روش ديگر و سلاح ديگري ميجنگد كه كار را مشكل ميكند. مسئله دوم، خود مردم هستند. جنگ در بيابان بسيار آسان است، زيرا در بيابان ساختمانها تخريب نميشوند، لولههاي آب از بين نميروند و جاسوسها نميتوانند نفوذ كنند و مردمي وجود ندارند كه كشته شوند و به همين خاطر جنگيدن آسان است. ولي جنگ در درون شهر دشوار است و مردم مانع اصلي هستند. به همين خاطر توقف جنگ در الانبار به اين دليل است كه مردم آسيب نبينند و زيرساختها از بين نرود.
البته كمبود مواد غذايي و آوارگاني كه ميخواهند به ساير مناطق بروند و ممكن است در بين اين مردم اعضاي داعش باشند كه بخواهند در ساير شهرها عمليات تروريستي انجام دهند و بايد كنترل بيشتري بر آنها وجود داشته باشد مزيد بر علت است كه به راحتي اجازه خروج از شهر را نميدهند.
اخيراً اخباري منتشر شده است كه اسرائيل و حماس توافق كردهاند تا پنج سال آتشبس كنند، هرچند اين مذاكرات از سوي مقامات حماس تأييد نشده است اما احتمالاً گفتوگوهايي بين دو طرف وجود داشته است، به نظرتان چرا حماس در اين برهه زماني به سمت سازش با اسرائيل ميرود؟
سناريويي كه در مورد فتح اجرا شد اين است كه اسرائيليها مقامات فتح را متقاعد كردند كه دست از اقدام مسلحانه بردارند و كمكم آنها را وارد بازيهاي سياسي كردند تا كنترل بيشتري بر آنها داشته باشند. الان همين سناريو در برابر حماس نيز انجام ميشود. حماس يا بايد بجنگد يا بايد كار سياسي انجام دهد. حماس قبل از اينكه با فتح توافق كند از سوي تشكيلات خودگردان به عنوان گروه تروريستي شناخته ميشد و هنوز هم برخي جاها حماس را تروريست ميدانند. چون حماس كار مسلحانه انجام ميدهد آن را به عنوان تروريست ميشناسند. حماس براي جنگيدن نياز به سلاح دارد كه بايد از بازارهاي خارجي بخرد و چون به عنوان گروه تروريستي شناخته ميشود نميتواند سلاح بخرد، پس مجبور ميشود كه وارد سياست شود. باتوجه به اينكه الان محمود عباس، رئيس تشكيلات خودگردان عليه حماس اقداماتي انجام ميدهد و برخي از اعضاي آن را دستگير ميكند و حتي اطلاعاتي از حماس را به اسرائيليها ميدهد، به همين خاطر حماس ميگويد چرا با تشكيلات خودگردان كه خادم اسرائيل است مذاكره كنيم ميرويم با خود اسرائيل مذاكره ميكنيم و ممكن است اين اتفاق رخ دهد ولي اين مسئله بسيار خطرناك است. در چنين شرايطي با توجه به مشكلاتي كه حماس دارد و همچنين بيتجربگي حماس در عرصه سياسي ممكن است اسرائيل در مذاكرات پيروز شود.
همان كاري كه اسرائيل با ياسرعرفات انجام داد و پس از مذاكرات در كشورهاي مختلف همه چيز را از اختيار وي خارج كرد و زماني كه عرفات متوجه شد و با اسرائيليها مخالفت كرد او را به قتل رساندند.