رهبر معظم انقلاب در ديدار اخيرشان با خانوادههاي شهداي حادثه هفتم تير باري ديگر بر ضعف و كمكاري در معرفي شهدا و از جمله معرفي نشدن ظرفيت بزرگ شهداي هفتمتير تأكيد كردهاند اما آنچه بيش از هر چيز بر آن تأكيد داشتهاند لزوم چهرهنگاري هنرمندان از اين شخصيتهاي برجسته آن هم با زبان تصوير و با استفاده از ابزارهاي جديد است. سينما و تلويزيون مهمترين ابزار تصويري هستند كه ميتوانند اين خواسته را محقق كنند اما دريغ از كوچكترين جنبش و حركتي براي بازسازي وقايع هفتم تير و شهادت آيتالله دكتر بهشتي و 72 تن ياران ايشان يا واقعه بمباران شيميايي سردشت كه 8 تير، بيست و هشتمين سالگرد خود را پشت سر گذاشت و نيز هدف قرار گرفتن هواپيماي مسافربري خطوط هوايي ايران به دست ناوشكن امريكايي و سقوط و كشته شدن شمار زيادي از مسافران ايراني كه پنجشنبه اين هفته سالروز وقوع آن است. تاريخ معاصر ايران پوشيده از وقايع تلخ و شيرين است، در پيچ و خم سه دهه اخير رويدادهاي مختلفي به وقوع پيوسته و براي رخ دادن انقلابي بزرگ در ايران هزينههاي زيادي پرداخت شده است كه مهمترين آنها خون شهداست. تصوير و سينما براي اين خونهاي ريخته شده به اندازه توانش مايه نگذاشته است. مقام معظم رهبري نيز در آخرين اظهاراتشان در ديدار با خانوادههاي شهداي حادثه هفتم تير بر لزوم معرفي شهدا و به خصوص لزوم فعاليت تصوير و رسانه در اين مسير اشاره و با اظهار تأسف از ضعف و كمكاري در معرفي شهدا و از جمله معرفي نشدن ظرفيت بزرگ شهداي هفتم تير به عنوان مظهر عظمت و استقامت ملت ايران خاطرنشان كردند: «جوانان در جناح فرهنگي مؤمن، انقلابي، مردمي و خودجوش بايد با زبان تصوير و با استفاده از ابزارهاي جديد، چهرهنگاري هنرمندانهاي از اين شخصيتهاي بسيار برجسته انجام دهند.» سه رويداد فوق تنها وقايع مهم و تلخ تاريخ معاصر ايران به شمار نميآيند. وقايع ديگري نيز وجود دارند كه صدها شهيد را به انقلاب هديه دادهاند اما تشريح و واگويي اين رويدادها جايي در رسانه تصويري ندارند. بخش عمده اين كوتاهيها هرچند به بيالتفاتي مسئولان فرهنگي بازميگردد، مشكلي كه نياز به آسيبشناسي دقيق دارد، اينكه چرا لزوم توجه به حماسههاي ملي، تاريخي و سياسي كشور در سلسله اولويتهاي كاري مديران جايي ندارد كه اگر داشت محصول اين التفات را بايد در معرفي هرچه بهتر وقايع مهم تاريخ معاصر و حتي تاريخ باستان ايران در رسانههايي چون سينما و تلويزيون مشاهده ميكرديم. حالا تذكر اخير به منزله تلنگري است كه بايد پيش از هر كسي مسئولان آن را بشنوند و به ديده جان بخرند. البته اگر گوشي براي شنيدن باشد.