
حضور موفق در مسابقات المپيك بيانگر رشد و ترقي ورزش هر كشوري است. ورزش ايران نيز از اين قاعده مستثنا نيست. مدالآوريهاي مليپوشان ما نشان ميدهد كه در چهار سال گذشته مسئولان تا چه اندازه در رسيدن به اهداف از پيش تعيين شده موفق بودهاند. آنچه مشخص است اينكه فدراسيونهاي ما هميشه از بيپولي ناليدهاند، اين در حالي است كه الان كمتر از يك سال و نيم ديگر تا رقابتهاي المپيك فرصت باقي مانده و مليپوشان ما در صدد كسب سهميه المپيك هستند. اما همچنان با مشكلات زيادي دست و پنجه نرم ميكنند، بيپولي و بلاتكليفي از مهمترين اين مشكلات هستند. ما اگر ميخواهيم رشتههاي مدالآور كشورمان سهميه كسب كنند بايد در مسابقات بيشتري شركت كنند و اگر پول اعزام به مسابقات براي كسب سهميه را نداشته باشند معلوم است چه آيندهاي در انتظارمان است. اينكه گفته ميشود بودجه كم است و ميخواهند به برخي رشتههاي مدالآور بودجه بيشتري اختصاص دهند خوب است اما اين كار بايد با ارزيابي خاصي صورت گيرد. ضمن اينكه خود فدراسيونها هم ميتوانند با جذب اسپانسر بسياري از مشكلات مالي را برطرف كنند. مثلاً واليبال با اسپانسر شدن يكي از بانكها، ميبينيم كه خيلي از مشكلاتش برطرف شده است. به هر حال سال سهميه است و بايد تلاش شود تا بهترين شرايط براي مليپوشان فراهم شود در غير اين صورت ما نخواهيم توانست سهميه آنچناني كسب كنيم. كمبود بودجه با توجه به شرايط فعلي قضيه سهم المپيك را بسيار حساس كرده است. اميدواريم وزارت ورزش با كمك رؤساي فدراسيونها بودجه مورد نظر را براي اعزام مليپوشان به مسابقات جهت كسب سهميه فراهم كند. باز هم تأكيد ميكنم كه اگر قرار است بودجه بيشتري براي رشتههاي مدال آور در نظر گرفته شود بهتر است با ارزيابي درست و براساس يكسري پارامترهاي موجود اين كار صورت گيرد تا بهترين استفاده را برده باشيم.
رئيس سابق كميته ملي المپيك