به گزارش خبرنگار ما، شامگاه 14 ارديبهشت ماه سال 93 مأموران پليس تهران از مرگ مشكوك پسر 26 سالهاي به نام حميد در يكي از بيمارستانها با خبر و در محل حاضر شدند. يكي از كاركنان بيمارستان گفت: لحظاتي قبل يك خودروي پژو 405 حميد را كه از ناحيه گردن زخمي شده بود، به اينجا منتقل و براي پارك خودرو محل را ترك كرد اما ديگر برنگشت. پزشكان بعد از معاينه، پسر زخمي را به اتاق عمل منتقل كردند اما او به علت شدت جراحات فوت شد.
بعد از آن مأموران پليس دوربينهاي مداربسته را بررسي و با رديابي پلاك خودرو، راننده را بازداشت كردند. پسر جوان گفت: شب حادثه حميد به خانه ما آمده بود كه با برادرم بهزاد درگير و با ضربه چاقوي او زخمي شد. من هم حميد را به بيمارستان منتقل كردم اما وقتي متوجه شدم كه وضعيت او وخيم است ترسيدم و فرار كردم.
تحقيقات بيشتر پليس نشان داد كه بهزاد از مجرمان سابقهدار است بنابراين او را بازداشت كردند. متهم گفت: شب حادثه همراه مقتول به سرقت رفتم. بعد از آن به خانه ما آمد تا طوطياش را بگيرد. خواستم طوطي را نزد خودم نگه دارم كه مخالفت كرد. سر اين موضوع با هم مشاجره كرديم كه او را با ضربه چاقو هدف قرار دادم.
بعد از كامل شدن تحقيقات، پرونده با صدور كيفرخواست به شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد. بعد از قرائت كيفرخواست، اولياي دم گفتند كه خواستهشان قصاص است.
سپس بهزاد به درخواست قاضي عبداللهي در جايگاه ايستاد و گفت: من قصد كشتن حميد را نداشتم. مدتها بود كه با هم دوست بوديم. شب حادثه هم سر طوطي با هم مشاجره كرديم. مدتي بود كه طوطي حميد را امانت گرفته بودم و آن شب اصرار كرد پرنده را با خودش ببرد. سر اين موضوع مشاجره كرديم كه عصباني شدم و چاقو كشيدم. ضربهاي پرتاب كردم كه به گردنش برخورد كرد. وقتي زخمي شد از خانه فرار كردم و ماجرا را به برادرم خبر دادم. خواستم به خانه برود و حميد را به بيمارستان منتقل كند. ساعتي بعد از آن بود كه خبر داد حميد در بيمارستان فوت شده است. قاضي بعد از شنيدن آخرين دفاع متهم و وكيل مدافع او، با اعضاي دادگاه وارد شور شد و رأي به قصاص متهم داد.