کد خبر: 723105
تاریخ انتشار: ۲۵ خرداد ۱۳۹۴ - ۲۱:۲۰
محمدجواد اخوان
اين روزها‌ خيابان‌هاي شهرمان رنگ و بوي تازه‌اي يافته و ميزبان ميهماناني است كه عطر حضورشان در همه‌جا استشمام مي‌شود. چه ميهماناني هستند كه خود صاحب‌خانه‌اند و ما همه بر سر سفره عزت و اقتدارشان نشسته‌ايم.
با تو از آن 175 دريادل خط‌شكن مي‌گويم كه اكنون دست‌بسته به آغوش وطن بازگشته‌اند تا دست ملت ايران هيچ‌گاه بسته نماند و از ما و شما پنهان نيست، ملتي كه چنين قهرماناني دارد هيچ‌گاه دست‌بسته نخواهد بود.
 ايستادگي‌ را بايد از اين ستاره‌هايي آموخت كه رفتند تا اين راه، استوار و مستدام و اين پرچم همچنان برافراشته بماند و درس «عزت و شرف» را در مكتب آب آموزگاري كردند.
نام آب كه مي‌آيد به ياد مادرشان مي‌افتم كه مهريه‌اش آب بود و البته پست‌ترين انسان‌ها، آب را از فرزندش دريغ كردند و رسم تاريخ هماره همين بوده است كه آب را از صاحبانش دريغ مي‌دارند. زلالي را از آب بايد آموخت؛ آبي كه در سينه خود صدها دلاور غواص را پرورش داد تا مسير عروج را بيابند و روشني‌بخش امروز شهر و كاشانه‌مان باشند.
دريغ كردن آب داستان تازه‌اي نيست، پس ملتي كه خود را شاگرد دانشگاه سيدالشهدا (ع) مي‌داند امان‌نامه‌اي نمي‌پذيرد كه آب را ارزاني دارد، در مقابل دوري از صاحب حقيقي آب و ذلت در پيش طاغوت را به همراه دارد. كوچه‌هايمان هرسال در محرم با پرچم‌هايي منقش مي‌شود كه بزرگ روي آن پاسخ اين گستاخي دشمن هست، حتي بدان بزرگي كه انقلابيون پشيمان و تعامل‌گرايان نيز بتوانند با پيرچشمي خود بخوانندش و چه زيباست «هيهات منا الذله»
اين قلم خود را شايسته آن نمي‌داند كه اين ستارگان آسماني را مخاطب كلام خويش كند، اما مگر مي‌توان با اين افلاكيان از راز دل سخن نگفت؟ راز دلي كه جز حسرت و شرمندگي نيست. حسرت از بازماندگي از ايفاي رسالتي كه شهدا بر دوش ما نهاده‌اند و شرمندگي از قصور و تقصير.
اين روزها نورانيت شهدا فقط به خيابان‌هاي تهران محدود نشده و عطر حضورشان حتي در فضايي كه متعلق به انقلاب نيز نيست، پيچيده است. اگر به فضاي مجازي سري بزني خوب مي‌بيني خيلي از آن‌هايي كه به ظاهرشان هم نمي‌آيد از تو بيشتر عواطف خود را بروز داده‌اند و البته بايد از بداخلاقي‌ها نيز گفت كه برخي تلاش كردند همين فضا را كه معطر به ياد شهدا است با كينه‌هاي ضدانقلابي خويش به عرصه‌اي براي طلبكاري از انقلاب و رزمندگان بدل كنند.
گاه مي‌شود به برخي تقارن‌ها فكر كرد. چه تقارن عجيبي؟ بازگشت اين 175 خورشيد به آغوش وطن، آن‌هم در چنين زماني. فكرش را كه بكني مسئله ثقيل‌تر هم مي‌شود، مخصوصاً آنكه يادت بيايد اينها با دستان بسته شهيد شده‌اند تا تسليم حرف زور فرزندان شيطان نشوند. فرزندان سال 65 انقلاب‌اسلامي خوب كارشان را بلد بوده و هستند. آن روز درست به رسالتشان عمل كردند و امروز نيز ما را فراموش نكرده‌اند. چشم‌هايمان را خوب باز كنيم، معلم آشكارا درس مي‌دهد و اين شاگرد است كه بايد فراگيرد. آب همان آب است و امان‌نامه نيز به درازاي تاريخ نوشته‌شده است. انتخاب سخت نيست، گزينه‌ها آشكارند، اما سنگيني خواب برخي، صحنه را با دشواري همراه مي‌سازد.
امروز اين ستارگان نوراني روشني‌بخش خيابان‌هاي شهرمان خواهند بود.
هركس به ظرف وجود بهره خواهد برد. خوب گوش دلت را به آنها بدهي بعيد نيست كه بشنوي «فرزندان سال 94 انقلاب‌اسلامي!‌ آيا از آزمون عزت روسفيد بيرون خواهيد آمد؟»
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار