
اين كنار آمدن و سازگاري ممكن است نتيجه بازگشت به وضعيت قبلي، عملكرد نرمال يا استفاده از تجربه قرار گرفتن در معرض سختي و عملكرد بهتر از حد انتظار باشد، دقيقاً شبيه به واكسيناسيون كه ظرفيت كنار آمدن با بيماري را در آينده بالا ميبرد. مناسبترين تعريفي كه براي مفهوم تابآوري ميتوان به كار برد اين است كه آن را به عنوان سازگاري با اوضاع و احوال ناگوار در نظر بگيريم. تابآوري، توانايي غلبه بر چالشها، بحرانهاي شخصي، مشكلات زندگي و... است. زماني كه با مشكلات زندگي مواجه ميشويم نقش اين مهم در زندگي قابل توجهتر ميشود و بهتر است اين مهارت را در خود پرورش دهيم. تابآوري به دلايل زيادي مهم و از جمله ضروريات زندگي در دنياي كنوني است. افرادي كه تابآوري بالايي دارند، در برابر آسيبها و استرسهاي اجتنابناپذير، تجربه مقاومت بيشتري دارند. بيشتر احتمال دارد معناي مثبتي در استرسهايي كه تجربه ميكنند، پيدا كنند و به طرز مؤثري با استرسهاي زندگيشان مواجه شوند و به طور انعطافپذيري خود را با آنها انطباق دهند و حتي در آينده تبديل به افراد موفق، سالم و شاد شوند.
انجمن روانشناسي امريكا تابآوري را به عنوان يك فرايند پويا كه افراد با سازگاري رفتاري مثبت در مقابل رويارويي با سختي، تروما، فجايع، تهديدات يا حتي منابع قابل توجه فشارهاي رواني از خود نشان ميدهند تعريف كرده است. تابآوري يك رفتار دو بعدي است كه يكي مربوط به قرار گرفتن در معرض سختي و ديگري سازگاري مثبت با نتايج آن سختي است.
مهارت تنظيم هيجانعواملي كه منجر به تابآوري افراد در برابر استرس ميشود به طور كامل قابل درك نيستند. با اين حال هنگامي كه افراد در بستر استرسهاي زندگي قرار ميگيرند سعي ميكنند از طرق مختلفي هيجانات خود را تنظيم كنند. به اعتقاد دانشمندان و محققان اين حوزه، از آنجايي كه وقايع استرسزا، ذاتاً بسيار هيجاني است، توانايي افراد در تنظيم هيجاناتشان ميتواند عامل بسيار مهمي در تعيين تابآوري آنها باشد. اهميت مهارت تنظيم هيجان براي حفظ سلامت روان در تحقيقات زيادي تأييد شده است. تنظيم هيجان همچنين به عنوان يكي از مهارتهاي اساسي براي تابآوري افراد در نظر گرفته شده است.
راهبردهايي كه افراد براي تنظيم هيجاناتشان استفاده ميكنند، در پژوهشهاي نظري و كاربردي بسياري مورد بررسي قرار گرفته است. يكي از متداولترين اين راهبردها، تنظيم هيجان با استفاده از راهبردهاي شناختي است. فرايندهاي شناختي به افراد كمك ميكند كه هيجانها و احساسهاي خود را تنظيم كنند.
خصوصيات تابآورانافراد تابآور توانايي بازيابي حالت تعادل را داشته و برخلاف ناملايمات و بداقباليهاي موجود به كار خود براي پيدا كردن حد ميانه آشفتگي و نابساماني ادامه ميدهند. آنها به خود مطمئن هستند و نيروها و تواناييهاي خود را ميشناسند. آنها براي سازگار شدن پيوستگي، فشاري احساس نميكنند، اما از فوقالعاده بودن لذت ميبرند. افراد تابآور به توانايي خود براي استقامت و پايداري اطمينان دارند چون به جاي آنكه از تغييرات و چالشها بترسند، آيندهنگري ميكنند.
آنها سختيها و فشارهايي مشابه ديگر افراد را تجربه ميكنند، بنابراين اينگونه افراد در مقابل فشار مصون يا ايمن و پر توانتر نيستند، اما آنها آموختهاند كه چگونه با مشكلات اجتنابناپذير زندگي رو به رو شوند و اين توانايي آنها را متمايز ميكند.
تابآوري، خصوصيتي فردي، خانوادگي و اجتماعيدر نظريههاي متفاوت، گرايشي فراگير وجود دارد كه بر اساس آن اهميت عوامل شخصيتي و دروني در تبيين رفتار انسان و اهميت اثر محيط برآورد ميشود. در خصوص مفهوم تابآوري، اين گرايش اينگونه معنا مييابد كه كاركرد خوب يا ضعيف كودك در وهله اول ناشي از طبيعت كودك است و سپس متأثر از يك شبهه چند بعدي. اين شبكه شامل خانواده، مدرسه، همسالان، همسايگان و محيط اجتماع است. همگام با نقشآفريني عوامل ژنتيكي، اهميت كيفيت روابط بين فردي و شبكههاي حمايتي بيش از پيش ميشود. برنامههايي كه زيرساختهايي از قبيل خوشبيني، عزت نفس، خودمختاري و از اين دست موارد را هدف قرار ميدهند، مهم هستند. اما انحصار كودك با محدوديت همراه بوده و از اين رو، تابآوري يك خصوصيت رفتاري فردي نبوده، بلكه خصوصيتي خانوادگي، مدرسهاي و اجتماعي بوده و ارتباطي قوي با عوامل دروني، افكار و رفتارها، ارزشهاي شخصي، باورها و مهارتهاي فردي انسان، عوامل بيروني، خانواده، ارزشهاي خانوادگي، هنجارها، انتظارات، اجتماع محلي و مدرسه، سياستگذاري مدرسه، دسترسپذيري مربي، خدمات حمايتي، فرهنگ، رسانهها و شرايط اقتصاد جهاني دارد.
اهميت نقش تجارب دوران كودكي در تابآوريكودك يا نوزاد با استفاده از تكيهگاه دلبستگي به عنوان پايگاه ايمن براي جستوجوي محيطش استفاده ميكند و در صورتي كه نياز به تسلي و آرامش داشته باشد، والدينش در دسترس هستند. نظريه دلبستگي و مطالعات مربوط به تابآوري، بيانگر اين مطلب است كه كودكان داراي سبك دلبستگي ايمن در غلبه بر دشواريها و شرايط ناگوار، از كودكاني كه اينگونه نيستند متفاوت عمل ميكنند.
با وجود اين يافته مهم، اين امكان نيز وجود دارد كه افرادي كه سبك دلبستگي ناايمن را در دوران كودكي خود تجربه كردهاند، با فائق آمدن بر تجارب قبليشان، افراد تابآوري ميشوند. تجارب دوران كودكي نقش مهمي در تابآوري افراد دارد. همانگونه كه دانشمندان و محققان معتقدند افرادي كه پاسخهايي در زمينه نيازهاي فيزيكي و عاطفي دريافت ميكنند، در مواجهه با شرايط ناگوار مقاومت ميكنند و تابآوري بيشتري دارند.
محبت و عواطف مثبتمحبت و عواطف مثبت، عنصري است كه به افراد كمك ميكند تا شهامت و جرئت ترديدناپذيري كسب كنند. در تحقيقات نشان داده شده كه بين الگوهاي رفتار كودكي با رفتارهاي دوران بزرگسالي و سلامت رواني فرد، همبستگي وجود دارد. بر اساس اين پژوهش، دلبستگي ايمن پايهاي براي ايجاد نقاط قوت و توانمنديهاي بشري است و باعث تسهيل رشد ويژگيهايي ميشود كه هميشه تحت عنوان صفات روانشناختي مثبت از آنها ياد ميشود؛ صفاتي مثل تابآوري، خوشبيني، اميد، عواطف مثبت، خلاقيت، عشق، بخشش و مهارتهاي مقابله احساس ارزش و شايستگي در فرد را تقويت ميكند، اضطراب را كاهش و ظرفيت سازش يا تنيدگي را افزايش ميدهد.
احساسي براي رسيدن به موفقيت در زندگيهر چند رفتار انسان تحت ﺗﺄثير محركهاي اجتماعي بيروني قرار ميگيرد، اما خود فرد به صورت يك آدم ماشيني درمانده در برابر رويدادهاي بيروني در نظر گرفته نميشود. فرد قادر به مشاهده، تعبير و تفسير اثرات رفتار خود است و بدين وسيله براي او تعيين ميشود كه كدام رفتارها در كدام موقعيتها مناسب هستند. در كل احساس به كار آمدن فرد براي كارها و تابآوري در برابر رويدادهاي ناگوار يك عامل حياتي در موفقيت در سراسر زندگي است.