
روز چهارشنبه 20 خرداد يكسال از سقوط غيرمنتظره موصل بهدست داعش گذشت و اكنون دولت خودخوانده اين گروه در موصل و ديگر مناطق سنينشين عراق و همچنين بخشهاي اشغالي سوريه شامل رقه و ديرالزور وارد دومين سال خود شده است. سؤال مهم اين است كه چگونه اين گروه ناشناخته و بيبهره از سابقه حكومتي و تشكيلاتي توانسته موجوديت خود را در برابر ائتلاف بينالمللي حفظ كند كه اعضاي آن زماني 60 كشور و سازمان اعلام ميشد. همچنانكه در آخرين نشست وزراي امور خارجه اين ائتلاف در پاريس مشاهده شد اعضاي آن به 24 دولت و سازمان رسيده است كه در آن قدرتهاي بزرگ غربي همچون امريكا، انگليس و فرانسه حضور دارند؟ در پاسخ به اين سؤال به دلايل و شاخصهاي مختلفي ميتوان اشاره كرد كه همگي آنها از نبود اراده سياسي قوي در بين اعضاي ائتلاف و رويكرد مديريتي آن به مبارزه با داعش به جاي نابودي و خشكاندن آبشخورهاي فكري آن ناشي ميشود. اما قبل از اشاره به اين شاخصها برخي دلايل نيز وجود دارد كه نشان ميدهد سقوط غيرمنتظره موصل به دست داعش و فرار نيروهاي ارتشي و افتادن انبارهاي تسليحات سه لشكر عراقي به دست داعش بر اساس يك طرح و نقشه برنامهريزي شده صورت گرفت كه در آن همه تشكيلدهندگان ائتلاف به اصطلاح ضد داعش اعم از عناصر غربي و عربي آن نقش داشتند. دو مسئله در اين زمينه قابل تأمل است: نخست اينكه تعداد نيروهاي داعش كه به موصل حمله كردند در حدي نبود كه سقوط سهل و سريع اين شهر بيش از يك ميليون نفري را توجيه كند. زيرا طبق بررسيهاي صورت گرفته تعداد نيروهاي داعش در زمان حمله به حدود يك هزار نفر ميرسيد كه با احتساب زندانيان فراري آن (كه همزمان با آغاز حمله طبق برنامه و بهوسيله عوامل ستون پنجم آن صورت گرفت) به حدود 5 هزار نفر ميرسيد. اين سؤال مطرح است كه چطور چند لشكر عراقي كه در محل حضور داشتند نتوانستند از پس چند هزار نيروي داعشي برآيند؟نكته قابل تأمل ديگر در اين زمينه كه در حفظ توانايي و پيشرويهاي بعدي داعش در عراق و سوريه نيز مؤثر بود اين است كه در جريان سقوط موصل خيلي از تسليحات خريداري شده ارتش عراق از امريكا كه در انبارهاي موصل نگهداري ميشد به دست داعش افتاد و امريكا نيز هيچ اقدامي براي نابودي اين تسليحات انجام نداد حال آنكه يكي از شيوههاي ابتدايي رايج در همه جنگها اين است كه تسليحات خودي قبل از افتادن به دست دشمن بايد نابود شوند اما در موصل اين اتفاق نيفتاد.
اما در تشريح دلايل و شاخصهايي كه نبود اراده لازم در ميان اعضاي ائتلاف به اصطلاح ضد داعش براي مقابله ريشهاي با داعش و ديگر تكفيريها را نشان ميدهد به چند مورد ميتوان اشاره كرد:
نخست اظهارات مسئولان امريكايي است كه بارها از طولاني بودن مبارزه با داعش سخن گفتهاند. از جمله اينكه جان آلن ژنرال بازنشسته امريكايي كه اكنون به نمايندگي از باراك اوباما رئيسجمهور امريكا رهبري ائتلاف به اصطلاح ضد داعش را برعهده دارد در آخرين اظهارات خود گفته است: «ما به زماني برابر با عمر يك نسل يا بيش از آن براي شكست داعش نياز داريم و اگر داعش شكست نخورد، فاجعهاي بزرگ در روند توسعه انساني (در عراق) بهوجود خواهد آمد.»حال سؤال اين است كه هدف از طولاني كردن مبارزه با داعش چيست؟آيا هدف خشكاندن بسترهاي فكري داعش و ديگرگروههاي تكفيري است ؟اگر چنين است پس چرا اقدامي عليه عربستان براي بستن در مدارس مذهبي وهابي فعال در اين كشور و ديگر كشورها صورت نميگيرد كه آبشخورهاي فكري تكفيريها از جمله داعش را تغذيه ميكنند؟!
از ديگرشاخصها كه تعلل عمدي امريكا را در قبال مبارزه اصولي با داعش نشان ميدهد روايت شاهدان عيني است كه در خط مقدم مبارزه با داعش قرار دارند. هادي العامري دبيركل جنبش بدر كه اكنون فرماندهي اين نيروها را در جنگ ضد داعش بر عهده دارد در مصاحبهاي در تشريح نبود اراده جدي در امريكا براي مبارزه اساسي با داعش گفت: «ائتلاف بينالمللي اگر اراده جدي براي نابودي داعش داشت، بر اساس گزارشهاي اطلاعاتي و اطلاعات به دست آمده از ماهوارهها و هواپيماهاي شناسايي مواضع راهبردي اين گروه را هدف قرار ميداد. آنها اطلاعات تفصيلي درباره مواضع و مقرهاي سران داعش دارند و اگر ميخواستند ميتوانستند اين مقرها را منهدم كنند. امريكاييها اگر جدي بودند مانع از ورود جنگجويان تروريست از خاك تركيه به عراق و سوريه ميشدند و اگر ميخواستند قدرت چنين كاري را داشتند.»چنين ذهنيتي در بين سنيهاي عراق نيز وجود دارد. وفيق السامرائي سرلشكر بازنشسته عراقي در مصاحبه با شبكه تلويزيوني بيبيسي عربي، درباره انتقاد حيدر العبادي نخست وزير عراق از همكاري نكردن كامل ائتلاف بينالمللي با بغداد در جنگ با داعش گفت:«نقش ائتلاف به فرماندهي امريكا در جنگ با داعش تاكنون بسيار محدود بوده است. اين ائتلاف به تعداد محدودي حملات هوايي به مواضع داعش اكتفا كرده است. هواپيماهاي نظامي اي- 10 كه به عراق منتقل شد تاكنون يك مأموريت هم اجرا نكرده است. جنگندههاي ائتلاف فقط در ارتفاعات بالا پرواز ميكنند كه اين مسئله تأثير حملات آنها را محدود ميكند. از نظر اطلاعاتي هم شاهد تحركات گسترده جنگجويان داعش هستيم كه اين مسئله هم همكاري نكردن اطلاعاتي ائتلاف با دولت عراق در جنگ با اين گروه را نشان ميدهد. بدون شك حمايتهاي ائتلاف از عراق كافي نيست. حضور مستشاران انگليسي در عراق مهم است و به آموزش نيروهاي عراقي كمك ميكند، اما اين كمكها كافي نيست. عراق امروز به يگانهاي زرهي، تانك و توپخانه نياز دارد. عراق ميتواند هزينه خريد اين تسليحات را پرداخت كند، اما من نميدانم چه چيزي مانع تحويل اين تسليحات به عراق ميشود. فروش جنگندههاي اف 16 امريكا به عراق به يك زمان طولاني تبديل شده است. 13 سال از سرنگوني رژيم صدام ميگذرد، اما امريكا تاكنون حتي يك جنگنده هم به عراق تحويل نداده است.» همچنين با توجه به رقابتهاي حزبي حاكم بر امريكا و چالشهايي كه بين دولت اوباما با بخشي از مافياي صهيونيستي ايجاد شده است، باب اين بحثها به رسانههاي امريكايي نيز باز شده است و در اين راستا طبق گزارش المنار يك خلبان امريكايي در مصاحبه با شبكه فاكس نيوز گفت: «من گاهي اعضاي داعش را ميديدم اما اجازه بمباران آنها را دريافت نميكردم. بروكراسي اجازه برخورد سريع با اهداف را نميداد.» طبق اين شبكه منابع نزديك به ائتلاف بينالمللي به فرماندهي امريكا در گفتوگو با فاكس نيوز تأكيد كردند خلبان از زمان شناسايي هدف به حدود يك ساعت زمان براي دريافت مجوز بمباران نياز دارد. همچنين به نوشته روزنامه واشنگتن پست: «تعداد حملات هوايي به جنگجويان دولت اسلامي(داعش)، يك ششم حملات اوليه به طالبان در سالهاي 2001 و 2002 است آن هم در جنگي كه به جنگ فعلي با شورشيان دولت اسلامي(داعش) شباهت داشت. به گفته سناتور جان مك كين، سه چهارم از هواپيماها بدون استفاده از سلاحهاي خود به پايگاهها بازميگردند و اين به دليل عدم توانايي براي يافتن اهداف جديد است.» با توجه به اين شاخصها هيچ ترديدي در نقش مديريتي امريكا و ديگر اعضاي ائتلاف در برابر داعش و ديگر تكفيريها باقي نميماند و در چنين وضعيتي بار اصلي مبارزه جدي با تكفيريها بر دوش دولتها و مردم و قربانيان تكفيريها و در رأس آن عراق و سوريه سنگيني ميكند كه از انگيزه قوي در اين زمينه برخوردارند.