
ايران با مشكل كمبود آب مواجه است و سالهاست كه ميگويند جنگهاي آينده در دنيا بر سر آب خواهد بود نه زمين و كشورگشايي. با اين اوصاف و با اينكه ايران به عنوان كشوري گرم و خشك با بارشهاي محدود شناخته ميشود، ميزان اتلاف آب در آن آنقدر بالاست كه اين سرزمين كهن را با بحران مواجه كرده است. با اين حال كسي نميداند مقصر اصلي در هدر رفتن آبهاي گرانبهاي ايران چه كسي است. مردم شهرنشين؟ كشاورزان؟ يا سوء مديريتها؟ به هر حال، ميلياردها متر مكعب از مايه حيات در كشوري هدر ميرود كه هر روز صدها خبر در مورد حضور بحران خشكسالي در پشت درهاي باغهاي سبزش به گوش ميرسد.
آنقدر از ميزان هدررفت آب در بخش كشاورزي گفته و نوشتهاند كه ديگر قبح مسئله از بين رفته و حتي مسئولان نيز حساسيت خود را نسبت به فاجعهاي كه در راه است از دست دادهاند. گويي براي همه عادي شده و باور كردهاند كه اين اتفاق بايد بيفتد و حالا همه دست روي دست گذاشته و منتظرند تا مقصر ديگري پيدا شود تا چند صباحي هم با آن مشغول شوند؛ مقصري مثل هواي گرم يا بارشهاي كم يا ازدياد جمعيت.
بيشك بخش كشاورزي نقش حياتي در اقتصاد ملي ايران دارد، بهطوريكه حدود 16درصد توليد ناخالص داخلي، 8/ 16 درصد اشتغال، بيش از 85درصد غذاي جامعه و 25درصد صادرات غيرنفتي را فراهم ميكند.
براي اينكه بدانيم چقدر از آب ايران در چه مساحتي از اراضي صرف ميشود، بايد گفت از كل 164 ميليون هكتار اراضي كشور فقط 8/ 18 ميليون هكتار مورد بهرهبرداري كشاورزي قرار گرفته است كه از اين ميان 8ميليون هكتار آن بهصورت آبي و 3/6 ميليون هكتار نيز به صورت ديم و بقيه به صورت آيش آبي و ديم كشت ميشود و اين ميزان مساحت، مصرفكننده 92 درصد از آب ايران است.
حالا چقدر هدر ميرود!هميشه شنيدهايم كه ميگويند ميزان هدررفت آب در بخش كشاورزي زياد است اما آيا ميدانيد ميزان آن چقدر است؟
هدررفت آب در بخش كشاورزي ايران 70درصد است، يعني از 86 ميليارد مترمكعب آبي كه به اين بخش ميرسد، حدود60 ميليارد مترمكعب آن هدر ميرود.
با مقايسه ميزان آب شرب مصرفي با ميزان آبي كه هدر ميرود، ميتوان فهميد كه شايد آنقدرها هم كه ميگويند هنوز بحران آب نداريم و بحران مديريت در بحث آب بيش از هر چيز ديگري به چشم ميخورد. با استناد به حرفهاي معاون وزير نيرو بايد گفت، ميزان مصرف آب در كشور براي شرب و صنايع مجموعاً كمتر از ۸ميليارد متر مكعب است و مابقي آبهاي تجديدشونده در كشاورزي استفاده ميشود. البته به رقم فوق بايد مقاديري از آبهاي زيرزميني را كه به صورت غيرمجاز برداشت ميشوند هم افزود؛ آبهايي كه چيزي بيش از ۹ميليارد متر مكعب برآورد شدهاند. حال بايد بپذيريم كه با اصلاح روشهاي آبياري و در واقع اصلاح روش كاشت ميشود جلوي بسياري از هدررفتها را گرفت كه در نتيجه آن، برداشتهاي غيرمجاز نيز به صفر ميرسند.
عدد 60 ميليارد متر مكعب آب كه هدر ميرود بسيار بزرگ و قابل تأمل است. با اين شرايط يافتن مقصر كار خيلي سختي نيست. آمارها ميگويند 80 درصد منابع آبي كشاورزي يعني چيزي حدود 48ميليارد متر مكعب به علت عدم استفاده از تكنولوژيهاي پيشرفته آبياري هدر ميروند.
با اين حال و با اينكه براي يافتن مقصر، انگشت اشاره مسئولان به سمت كشاورزان است اما كارشناسان معتقدند به اين راحتيها و بدون حمايتهاي مالي و ارائه تسهيلات در اين زمينه نميتوان كساني را كه سالهاي سال به شيوه پدرانشان به كشت و كار مشغول بودهاند، مجبور به تغيير سيستم كرد.
بهرهوري آب...؟!متأسفانه موضوع بهرهوري آب در بخش كشاورزي هرگز مور توجه نبوده است؛ موضوعي كه محمدرضا اسكندري وزير اسبق جهاد كشاورزي در رابطه با آن گفته «حرف ما اين بود كه دولت براي ساخت سد پول ميدهد، ولي براي بهرهوري پول نميدهد.»
در ايران مقدار بهرهوري آب كشاورزي بهطور متوسط 35 درصد بوده ولي در كشورهاي توسعهيافته اين مقدار 65درصد و براي كشورهاي در حال توسعه 45درصد است. روش آبياري تأثير بسزايي در افزايش راندمان و بهرهوري آبياري دارد، بهطوريكه با حركت از آبياري سنتي غرقابي به سمت آبياري قطرهاي اين بهرهوري از 30 تا 50 درصد و در روش ثقلي به 80 تا90 درصد افزايش مييابد. در همين راستا، عليرضا دايمي، معاون برنامهريزي و امور اقتصادي وزارت نيرو معتقد است: «اگر واقعاً دست به تغيير سيستم آبياريها بزنيم و كشاورزان از حمايتهاي دولت مثل جهاد كشاورزي بهرهمند شوند، يقيناً به نتايج خوبي دست پيدا خواهيم كرد. به نظر ميرسد ما ميتوانيم با كشت محصولات كم آببر و با آبياري كم با روشهاي آبياري صحيحتر و محصولاتي كه منطبق بر وضعيت آب و هوايي هر ناحيه كشور باشد، بيشترين كارايي را از آب داشته باشيم.»
دايمي براي تعريف وضعيت آبي كشور كلمه بحران را كاملاً نسبي ميداند و ميگويد: «شرايط كشور ما از لحاظ منابع آبي بسيار شكننده است.»
غافل از يك قدم مثبت!به راستي! اگر كمآبي در ايران واقعي است، پس چرا دولتها هيچ قدم مثبتي در مسير مديريت آب و تغيير نوع كشت محصولات برنميدارند؟ آيا فقط با متهم كردن مردم و كشاورزان به استفاده بيرويه از آب و درخواست از آنان براي صرفهجويي 10درصدي همه چيز حل و كشور از بحران خارج ميشود؟
يكي از بهترين راهها براي حفظ منابع آبي، انتقال كشت سبزي و صيفي از زمين كشاورزي به گلخانهها است. در همين رابطه وزير اسبق جهاد كشاورزي با بيان اينكه اگر دولت هزينه ساخت 45 هزار هكتار گلخانه را خودش تأمين كند، باز هم به نفع منافع ملي است، گفت: «با انتقال كشت به گلخانهها و كاهش سطح زير كشت آسيبي به اشتغال وارد نميشود، زيرا به ازاي هر هكتار زمين كشاورزي يك نفر و به ازاي هر هكتار كشت گلخانهاي بايد 10نفر حضور داشته باشند.»
اسكندري تأكيد كرد: «با انتقال 440 هزار هكتار زمين كشاورزي به 45 هزار هكتار گلخانه، حدود 400 هزار هكتار زمين آزاد ميشود، ضمن اينكه با اين كار حدود 7 ميليارد مترمكعب يعني به اندازه 14 سد به ظرفيت اوليه سد كرج صرفهجويي آب انجام ميشود.»
آبهاي روان آب رفتهانددرست است كه هوا روز به روز گرمتر ميشود و سازمان هواشناسي هم اعلام كرده كه از ابتداي سال ۹۴ عمده مناطق ايران ماههاي گرمي را گذراندهاند اما واقعيت اين است كه به خاطر نبود يك مديريت جامع و كارآمد در عرصه حفظ آب كشور، ايران هر روز يك گام به بحران كمآبي و خشكسالي نزديكتر ميشود.
به گفته كارشناسان محيط زيست، وقتي آبها بيرويه مورد استفاده قرار ميگيرند، ميزان آنها چه در روي زمين و چه در زير آن به شدت كاهش مييابد. بر همين اساس ميزان روانآبهاي كشور در دوره زماني مهرماه ۹۳ تا فروردين ۹۴ به ميزان ۹ تا ۷۹ درصد كاهش يافته است. عمق فاجعه را وقتي ميتوان حس كرد كه بدانيم تنها در حوضه پُربارش شمال، حجم روانآبها ۵۶ درصد افت كرده است.
چندي پيش وزارت نيرو گزارشي منتشر كرد مبني بر اينكه «حجم جريانهاي سطحي كشور از ابتداي سال آبي جاري (مهرماه ۹۳) تا پايان فروردين ماه ۹۴، نسبت به متوسط درازمدت در همه حوضههاي اصلي آبريز كشور ۵۴ درصد كاهش يافته است. البته بيشترين ميزان كاهش روانآبها در سال جاري نسبت به درازمدت
۴۷ ساله در حوضه هامون و مرزي شرق بوده كه ۷۹ درصد كاهش را نشان ميدهد.