از همان دوران كودكي پدر و مادرش او را به سمت و سوي هنر و نقاشي سوق داده و باعث علاقهمندي وي به هنر شدند. در سال1372 با ورود به دانشگاه آزاد اسلامي تبريز وارد عرصه معماري شد. دربهار سال1376اولين نمايشگاه طراحي خود را با عنوان «تار و پود خشت و دمي سكوت و دمي نگاه» از بناهاي تاريخي شهر تبريز در نگارخانه ماني تبريز داير كرد. در سال1377دومين نمايشگاه خود را با عنوان «آنان كه خاك را به نظر كيميا كنند» برگزار نمود. در سال 1378 كتابي شامل گزيدهاي از كروكيهاي خود همراه با متني منظوم با عنوان «دومان» توسط انتشارات سازمان عمران و بهسازي وزارت مسكن و شهرسازي تهران به چاپ رساند. در سال 1381با مدرك تحصيلي كارشناسي ارشد فارغالتحصيل شد. در همان سال براي كسب تجربيات ناب معماري به دفتر مهندس بهرام شيردل وارد و به مدت يك سال مشغول به كار شد و از تجربيات ارزنده ايشان بهرهمند گرديد. در سال 1382به دفتر مرحوم استاد سيدهادي ميرميران رفت و به مدت پنج سال با او همكاري كرد و كمي پس از فوت مرحوم ميرميران در اوايل سال 1386 از دفتر او بيرون آمده و دفتر شخصي خود را با نام «حاجيزاده و همكاران» تأسيس كرد. وي در بيش از 30 مسابقه معماري برگزيده شده و در سال2013 به عنوان معمار برتر خاورميانه انتخاب شد. حاجيزاده بيش از 30 سخنراني در دانشگاهها و مؤسسات مختلف در ايران و مجامع جهاني معماري و شهرسازي داشته است و آخرين سخنراني او در كنفرانس Leaders in Architecture (رهبران معماري) درشهر دبي و با عنوان «باز پيوند فرهنگها از ميان معماري معاصر» ارائه شده است. نسبت معماري و سبك زندگي انگيزهاي شد تا با حاجيزاده در اين زمينه به گفتوگو بنشينيم. به اعتقاد وي معماري تنها آجر، خشت و آهن نيست، بلكه معماري مهمترين ساختار تعامل بين انسانهاست.
20، 21 آوريل (31 فروردين- اول ارديبهشت 94) در دبي مراسمي برگزار شد و شما به اين مراسم دعوت شديد، موضوع اصلي اين برنامه چه بود و شما در چه زمينهاي سخنراني داشتيد؟
اين مراسم با عنوان Leaders in Architecture (رهبران معماري) در هتل شرايتون دبي و به مدت دو روز برگزار شد و از من به عنوان سخنران و تنها نماينده كشور ايران دعوت به عمل آمد. سخنراني و صحبت من با موضوع «باز پيوند فرهنگها به واسطه معماري معاصر» بود؛ موضوعي كه براي من بسيار حائز اهميت بود و درباره آن صحبت كردم.
ويژگي خاص كار شما در زمينه معماري در پروژهها و مسابقاتي كه در آنها شركت ميكنيد چيست؟
ويژگي كه در جهتگيري ذهني من و نوع كار در دفتر كارم را تشكيل ميدهد ارتباط بين معماري، مردم و شهر است و اين به نگرش من به معماري باز ميگردد و تعريفي كه همواره از معماري دارم. از نظر من معماري چيزي جز رابطه مردم با يكديگر نيست و زماني ميتوان كلمه مردم را استفاده كرد كه روابط اجتماعي جاي رابطه انسانها در غار را گرفته باشد. احساسات و زبان به وجود ميآيد و انسانها تبديل به مردم ميشوند و اين ارتباط يك فضاي اجتماعي را به وجود ميآورد. حتي صحبتي كه بين من و شما اتفاق ميافتد اتمسفري است كه من اسم آن را معماري مينامم. از ديدگاه من معماري لزوماً حجم و يك ساخته دست بشر نيست، فضا و اتمسفري را تعريف ميكند كه ديدگاه اصلي من از معماري را تشكيل ميدهد. نگرشي كه من راجع به مردم، به واسطه مردم، فرهنگ و تمدن آنها و اجتماعي كه در آن زندگي ميكنند را در موضوعي به نام context يا متن خلاصه ميكنم و اين متني است كه اين روابط در آن شكل ميگيرد و معماري هم به همين ترتيب شكل ميگيرد. بنابراين يكي از موضوعات مهمي كه پروژههاي من را تشكيل ميدهد روابط بين مردم است و به همين دليل معماري من يك نوع معماري native يا بومي است و معماري من مختص سرزمين و محلي است كه در آن پروژه معماري به من سفارش داده ميشود. اين معماري در هر كجا چه ايران و چه در سرزمينهاي ديگر باشد مانند پروژههايي كه در مجارستان، امارات و ژاپن كار كردم و معماري من به آن متن بر ميگردد.
با اين نظر كه هر منطقه سنت و فرهنگي دارد به نظر شما ميشود قاعده ثابتي براي معماري در نظر گرفت؟
در هنر معاصر دنيا بدون شك نميتوان قاعده و قانوني مشخص همانند معماران دوره مدرن ارائه كنيم. هيچ قاعده و قانوني براي معماري نداريم كه بتوانيم سلسله مراتب مشخصي در معماري تعريف كنيم. معماري به اتفاقاتي كه از درون آن جامعه، متن، موضوع و ويژگيهاي بسيار زيادي كه متناسب با پروژه است برميگردد. به نظر من زبان، غذا و نوع لباس پوشيدن مردم هر منطقه ميتواند در شكلگيري معماري تعيينكننده باشد.
همينطور كه گفتيد معماري يك منطقه تحت تأثير ويژگيهاي زيادي اعم از عوامل جغرافيايي، فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و كلاً شرايط بومي يك منطقه است، به چه ميزان اين موضوع در كشور ما رعايت ميشود؟
قبلاً هم تأكيد كردم كه معماري به متن خود و فضايي كه معماري در آن شكل ميگيرد، مربوط ميشود، مثلاً اقليم يزد و اقليم تبريز تفاوتهايي با هم دارند و قطعاً نميشود يك معماري مشابه را براي آنها ارائه كرد. اين مسئله را از پوشش سنتي مردم اين مناطق نيز ميتوان متوجه شد، حتي نوع غذاي مصرفي و پوشش اقوام مختلف كه در دنيا زندگي ميكنند تأثير زيادي در معماري ميگذارد و متأسفانه در معماري معاصر ايران اين نكته بسيار مهم، كمرنگ شده و به همين دليل شهرهاي ما تفاوت كالبدي كمي با يكديگر دارند. ساختمانسازي امروزي كه در شهر اصفهان، يزد و بوشهر رواج دارد هيچ تفاوتي با هم ندارند و اين فاجعه معماري در كشور ماست و اين معماري بساز بفروشي و بازاري است كه نتوانسته در اين مسير قدمهاي درستي را بردارد. در حال حاضر معماران موفقي در ايران هستند كه به موضوع معماري بر اساس شرايط ويژه بومي و منطقهاي اهميت ميدهند و در معماري آنها برخي از نكاتي كه من در معماري نام بردم و ويژگيهاي مختص به معماري خود را اضافه ميكنند و معماري خود را بهوجود ميآورند. ولي متأسفانه امروزه معماري غالب كشورمان معماري بساز بفروشي است و آيندگان در مورد دوره حاضر معماري كشورمان بسيار به بدي خواهند نوشت.
با توجه به مكعبي (حجمه) شدن ساختمانها در تمامي مناطق كشور چه پيشنهادي براي بازيابي معماري سنتي داريد؟
اين مسئله تصميمگيري كلانشهري را ميطلبد و من در اين زمينه تعيين كننده نيستم. نه تنها من بلكه معماراني كه در سطح اول معماري ما (معماران قديميتر و باتجربه) فعاليت ميكنند به تنهايي نميتوانند در اين باره تعيينكننده باشند و تأثير بگذارند. اين يك سياست كلي از جانب دولت جمهوري اسلامي ايران را ميطلبد كه با پيگيري و اهميت دادن به اين موضوع باعث ايجاد اتفاقي مؤثر در اين زمينه باشد. متأسفانه دولت جمهوري اسلامي ايران توجه كمي به اصول و معيارهاي معماري و شهرسازي داشته است. با اينكه در موضوعات مختلفي همچون موضوعات سياسي، نظامي و دانشهاي به روز در كشورمان شاهد آن هستيم كه با كشورهاي پيشرفته و تراز اول دنيا رقابت ميكنيم ولي متأسفانه امروزه بهاي كمي به معماري معاصرما داده شده و در 35 سال اخير بناي شاخص عمومي كه ارزنده باشد و بتوانيم به عنوان يادمان از دوره انقلاب اسلامي از آن نام ببريم وجود ندارد. البته تك بناهايي وجود دارند كه معماران خلاق كشورمان توانستهاند آنها را طراحي كنند ولي اين بناها تاثير كلان در سطح كشوري ندارد. بايد گله كرد از سازمانهاي نظام مهندسي وزارت مسكن و شهرداريها كه توجه اندكي به مسئله معماري دارند و باعث چنين اتفاقاتي در شهرهاي كشورمان ميشوند. در حال حاضر تعداد معماراني كه در كشورمان فارغالتحصيل ميشوند چندين برابر گذشته است، ولي آيا شهرهاي ما چند برابر گذشته زيباتر شدهاند؟ اين سؤال مهمي است كه ميتوانيم از خودمان بپرسيم؟! در صورتي كه اين جواب منفي است و شهرهاي ما روز به روز نازيباتر ميشوند و سيماي ناشايستهتري به خود ميگيرند و ناهنجاريهاي شهري بيشتر ميشوند. اينها مواردي است كه تصميمات و سياستهاي كلاني را ميطلبد كه البته در تخصص و صلاحيت بنده نيست.
در حال حاضر چه چالشها و مشكلاتي در معماري كشورمان وجود دارد و اين مشكلات ناشي از چه موضوعاتي است؟
آنچه من ميبينم اتفاقاتي است كه نا بهنجاريهاي جامعه معماري را تشديد ميكند. به عنوان مثال در تابستان سال گذشته مسابقهاي سراسري با عنوان طراحي يادمان ميدان انقلاب اسلامي تهران در كل كشور به صورت بسيار وسيع و توسط سازمان زيباسازي شهرداري تهران برگزار شد. ميدان انقلاب اسلامي در منطقه و حوزه مركزي شهر تهران قرار دارد كه بسيار حائز اهميت است و از نظر كالبدي و سياسي بااهميت است. متأسفانه اتفاقات وحشتناكي در اين مسابقه افتاد و با وجود شركتكنندگان زيادي كه در اين مسابقه شركت كردند نتيجه نهايي تقريباً فاجعه بود و پروژهاي براي ساخت در اين مجموعه انتخاب شد كه اصلاً جزء شركتكنندگان در مسابقه نبود. اين پروژه را ميتوان نقد كرد و نكات منفي بسياري بر آن شمرد. اين پروژه در شأن نظام جمهوري اسلامي نيست. ميدان انقلاب در شكلگيري نظام جمهوري اسلامي ايران نقش بسيار با اهميتي داشت، چون نطفه بسياري از اتفاقات شكلدهنده اين نظام و بسياري از حركتهاي مردمي كه قبل از دوره انقلاب اسلامي توسط مردم شكل گرفت در اين منطقه شهري انجام شد. به دليل اهميت اين موضوع است كه محور خيابان آزادي، از ميدان آزادي تا ميدان امامحسين(ع) اهميت زيادي دارد. امروزه نيز شاهد راهپيماييهاي مهمي در اين خيابان به مناسبتهاي مختلف اعم از 22بهمن و روز قدس هستيم كه البته در مجموعه شهري بسيار خوب عمل شده است، ولي نهايتاً پروژهاي كه انتخاب شد نه تنها در شأن جمهوري اسلامي نبود بلكه حتي جزء پروژههاي شركتكننده در مسابقه نبود. وقتي از تهران نام ميبريم هميشه تصويري از ميدان آزادي را به ياد ميآوريم و اين تصوير نشانگر و يادآور تهران است. البته امروز از برج ميلاد نيز به عنوان نماد امروزين تهران ياد ميشود ولي به نظر بنده نتوانسته جايگاه خود را به عنوان نماد شهر تهران پيدا كند.
با توجه به كار يك معمار و طراح كه فضاهاي مختلفي اعم از فضاهاي شهري، خانه، ادارات، پاساژها، پاركها و... طراحي ميكند، فكر ميكنيد سبك معماري در چه حد در سبك زندگي و نوع زندگي انسانها تأثير ميگذارد؟
همانطور كه در اول عرايضم گفتم معماري با فرهنگ آميخته است، در واقع فرهنگ موضوع مهمي در زندگي مردم است كه نوع پوشش، غذا خوردن و حتي گويش از اجزاي آن است. خانه ايراني در گذشته نه چندان دور شامل فضاهاي مختلفي مثل طنبي، مطبخ يا آشپزخانه، تابستان نشين و زمستان نشين بود و قطعاً در زمان حال نميتوانيم چنين خانههايي داشته باشيم، ولي ميتوانيم ايدههاي آن را بازسازي كنيم و با توجه به فرهنگ گذشته ايراني- اسلامي كه در زندگي ما جريان داشته بايد بازسازي شود. يكي از بهترين خاطرات ما در كودكي، خاطره حوض پر از ماهي قرمز خانه پدربزرگ و مادربزرگ است كه هندوانهاي در آن ميانداختيم تا بعدازظهر همه اهل خانه در كنار هم روي تختي در كنار حياط بنشينيم و هندوانه و چاي بخوريم. امروزه چنين كارهايي را در زندگي ماشيني خود نداريم و قطعاً با قيمت بالايي كه زمين در شرايط امروزي دارد، نميتوانيم خانههايي به اين وسعت و با حياطهايي چنين بزرگ داشته باشيم، ولي ميتوانيم آن را بهگونهاي در زندگي آپارتماننشيني امروزي بازسازي كنيم و البته اين را هم يادآور شوم كه اين كار بسيار سختي است و مطالعات بسيار زيادي بايد در اين زمينه انجام شود كه اين كار وظيفه وزارت مسكن و شهرسازي است. متأسفانه مدتي است كه اين وزارتخانه به نام وزارت راه و شهرسازي تغيير نام داده وكلمه مسكن از نام آن برداشته شده است. چرا مسكن از اسم اين وزارت حذف شده؟ اين اتفاقي منفي است، مسكن است كه شهر را ميسازد نه اينكه شهر مسكن را بسازد. دانه دانه مسكن است كه شهر ما، كوچه ما و اتفاقات ما را ميسازند. بنابراين وزارت راه و شهرسازي بايد نگاه ويژهاي به اين امر داشته باشد. محققان ما در دانشگاهها ميتوانند طرحهاي پژوهشي راجع به نحوه زندگي امروزي مردم با معماري و فرهنگ خودشان ارائه دهند. در كشور ژاپن سالانه مسابقهاي در زمينه مسكن برگزار ميشود كه بسياري از اين طرحهاي ارائه شده و شركت كننده يك تصوير ذهني هستند و واقعي نيستند، به عبارت معمارانه همه آنها در حد ايده و كانسپتهاي معماري هستند. اما هدف از برگزاري اين مسابقه بالا بردن سطح زندگي و سطح مسكن در ژاپن است. ما در معماري و شهرسازي ژاپن هر ساله شاهد پيشرفت زيادي هستيم و با توجه به اينكه ژاپن يك كشور مدرن و پيشرفته است در تمامي پروژههايشان فرهنگ، سنت، هويت و نگاه ژاپني را به خوبي ميتوان ديد. يكي از مسائلي كه ما در كشور خود با آن دچار مشكل هستيم موضوع سنت و هويت است كه اختلافهاي فاحشي در زمينه تعريف و نگرش نسبت به آن وجود دارد.