عصر امروز، عصر شتاب است و اخبار با سرعت زيادي در حال انتشار هستند. پيشرفت فضاي سايبري سبب شده تا عمر مفيد يك خبر، بعد از انتشار اوليه، به يك دقيقه هم نينجامد و با سرعت هرچه بيشتر در فضاي سايبري يا رسانههاي ديگر منتشر شود. آنچه بعد از انتشار يك خبر اهميت پيدا ميكند، باز كاوي آن و نگاه تحليلي به موضوعي است كه ماجرا از آن نشئت گرفته است. مثال روشن آن، حادثه زورگيري دو سال قبل چند پسر جوان در خيابان خردمند تهران است. فيلم زورگيري كه از دوربين مدار بسته به فضاي مجازي راه پيدا كرده بود، به سرعت در فضاي سايبري منتشر شد. به دنبال آن، خبر و تصاوير حادثه در روزنامهها و شبكههاي تلويزيوني بازنشر شد و مأموران پليس هم به دستور دادستان، متهمان را دستگير كردند. به دنبال بازداشت چهار متهم، پرونده به دستور رئيس قوه قضائيه به صورت ويژه در دادگاه انقلاب رسيدگي شد و دو نفر از مجرمان به اتهام محاربه اعدام شدند. با بررسي گزارشهايي كه درباره اين حادثه منتشر شد، ميتوان به صرافت دريافت كه رسانهها بيشتر «موضوعيت حادثه» را مورد توجه قرار دادند و كمتر سراغ «تحليل»هايي كه به بروز اين آسيب منجر شده بود رفتند، از همين رو با فاصله گرفتن از اين حادثه، شاهديم جرائم سرقت همچنان رو به افزايش است. تجربه نشان ميدهد نگاه رسانه به آسيبهاي اجتماعي با دشواريهايي مواجه است كه در ذيل به بعضي از آنها اشاره ميشود.
ضعف شديد ساختارهاي فرهنگي جامعه
بسياري از آسيبهاي موجود، ريشه در ضعف ساختارهاي فرهنگي گذشته دارد؛ آسيبهايي كه در دهههاي گذشته شكل گرفتند و بدون اينكه درمان شوند، جامعه امروز را با دشواري مواجه كردهاند. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، بخش زيادي از جمعيت كشور را افراد بيسواد يا كمسواد تشكيل ميداد و به دليل جايگاه انقلاب، بايد كاستيهاي گذشته جبران و اقشار جامعه تحت آموزش قرار ميگرفتند. جامعه علاوه بر تحول سياسي با يك تحول بزرگ فرهنگي هم مواجه شده بود. بسياري از ساختارهاي دوران پهلوي همچون بيحجابي، خريد و فروش و مصرف مشروب، مراكز فحشا و. . . ديگر به حيات خود ادامه ندادند، از همين رو بسياري از جرائم به صورت شبكههاي پنهاني شروع به بروز كردند. در حوزه رسانه، به دليل اولويت پيدا كردن بسياري از مسائل سياسي، پرداخت به آسيبهاي اجتماعي، اهميت كمتري پيدا كرد، از همين رو با گذشت زمان و انباشت آسيبها، دشواريهاي بسياري پيشروي تصميمگيرندگان قرار گرفت.
نبود سياست جامع رسانهاي در برخورد با آسيبها
يكي از موضوعاتي كه همواره باعث انتشار آسيبهاي نوظهور در جامعه ميشود، نبود سياست جامعرسانهاي در برخورد با آسيبهاي اجتماعي است. سياستهاي برخورد با آسيبها، همواره تحت تأثير تفكرات سياسي اتخاذ ميشود، از اين جهت همواره با عوض شدن دولتها، شاهد تغيير سياستها در برخورد رسانهها با برخي آسيبها بودهايم. نكته مهمتر اينكه، در هيچ دولتي براي برخورد با آسيبهاي اجتماعي، اجماع رسانهاي شكل نگرفته است. به عنوان مثال، مصرف و قاچاق مواد مخدر، قتل، تجاوز به عنف، سرقتهاي مسلحانه و جرائم خشن ديگر در حال بروز است. هرچند آماري درباره شمار اعداميان مواد مخدر موجود نيست، اما خبرها درباره مجازات اين سوداگران مرگ همواره از سوي رسانهها منتشر ميشود. پرسش اساسي كه در اينباره طرح ميشود اين است كه بهزعم اعدام شمار زيادي از سوداگران مرگ، چرا افراد همواره به اين جرائم گرايش پيدا ميكنند؟ يكي از پاسخهاي اساسي به اين پرسش، مربوط به عدم آگاهي واقعي افراد درباره پيامدهاي ورود به اين حوزه است. بنابراين رسانهها، در مقام آگاهي بخشي به افراد جامعه در برخورد با اين آسيبها به وظيفه ذاتي خويش عمل نكردهاند. البته همه اين آگاهي بخشي متوجه رسانهها نيست، اما نبايد به سادگي از كنار اين موضوع گذر كرد.
عدم تعامل بين رسانهها و مجريان
زماني كه يك حادثه اتفاق ميافتد، افراد زيادي با آن درگير ميشوند. به عنوان مثال در سانحه تصادف آتشين دو اتوبوس مسافربري كه در آزادراه تهران- قم اتفاق افتاد و منجر به مرگ 44 مسافر شد، افراد بسياري درگير حادثه شدند. شركتمسافربري، پليسراه، وزارت راه و. . . در جريان اين حادثه مورد تحقيق قرار گرفتند و تلاش كردند سهم خود را در بروز اين حادثه كمرنگ كنند. نكته مورد توجه در اين ماجرا، « حوادث رانندگي» است كه سالهاست افراد بسياري را در كشور به كام مرگ ميكشاند. عوامل انساني، جاده و خودرو به عنوان عاملهاي اصلي در اين حوادث مورد توجه قرار گرفتهاند، اما خبرهاي ناگوار همچنان از جادههاي كشور مخابره ميشود. پليس با حضور مستمر در رسانه ملي، تلاش زيادي براي آگاهي عمومي به افراد جامعه به كار گرفت، اما كافي است يك روز راهي جاده شويد تا تصوير واقعي مخاطبان اين رسانه را در جاده شاهد باشيد. دليل اين ناكامي را ميتوان در عدم همگرايي دستگاههاي مسئول در برخورد با اين حوادث دانست، از همين رو است كه بعد از بروز هر حادثه هر دستگاه، ديگري را مسئول حادثه معرفي ميكند. بنابراين تا زماني كه وزارت ارشاد، به عنوان متولي رسانههاي مكتوب و سايبري و صدا و سيما به عنوان پرمخاطبترين رسانه، همگرايي جامع با همه دستگاههاي مربوط را انجام ندهد، شاهد كاهش آسيبها نخواهيم بود. اين موضوع در ساير آسيبهاي اجتماعي هم مصداق دارد. براي رسيدن به اجماعي كه به آن اشاره شد، دانشمندان علوم اجتماعي و علوم رسانه بايد سياستهاي لازم در اين حوزه را تدوين كنند.
آسيبهاي عدم پايبندي به قانون
جوامع پيشرفته، بخش بزرگي از دريافتهاي خود را مديون پايبندي افراد به قانون هستند. تجربه نشان داده است رسانهها در اين جوامع در ترغيب افراد به پايبندي به قانون نقش چشمگيري داشتهاند. مرتكب جرم از هر طبقه اجتماعي از سوي پليس و رسانهها تحت تعقيب قرار ميگرفت از همين رو افراد جامعه ارتباط نزديكي با پليس و رسانه برقرار كردند. با گذشت زمان و بروز آسيبهاي بيشتر، قانونگذاران، قوانين را روزآمد كرده و پرسشهايي كه در رسانهها مطرح ميشد پاسخ ميدادند از همين رواست كه در اين جوامع در اجراي قانون، چيزي فراتر از قانون وجود ندارد. اخبار و گزارشهايي كه در رسانههاي ما منتشر ميشود موجي از بينظمي و فرار از قانون از سوي مرتكبان كه برخي نيز مجريان و متوليان جامعه هستند را نشان ميدهد.
تجربه نشان ميدهد بسياري از «رفتار»هاي انسان جغرافيا ندارد و پرداخت يا عدم پرداخت به آن در اختيار انسان و تابعي از رويكرد انسان به قانون است. حسادت، دروغ، هوسراني و. . . منشأ بسياري از بزهكاريهاي اجتماعي است و در همه جوامع انساني امري ناپسند تلقي ميشود. گرفتار شدن به آن آسيب، فرد را دچار آسيب روحي و جامعه را دچار آسيب اجتماعي ميكند. در جوامع پيشرفته به دليل پيشرفت «آموزشهاي اجتماعي» و شكل گرفتن «ساختارهاي قانوني» و آگاهي عمومي از پيامدهاي گرايش به آسيبهاي جامعه و احترام افراد به قوانين وضع شده، باعث كاهش آسيبهاي اجتماعي و گسترش رفاه و آسايش عمومي شده است.
تلاش رسانه براي آگاهي افراد
شخصي كه مرتكب يا قرباني جرم ميشود عضوي از جامعه است و اگر مرتكب جرم شده، مهارتهاي لازم را در زندگي نياموخته است. دانشمندان علوم اجتماعي، بنا به جرمي كه مرتكب انجام شده، بايد ريشههاي آن را بازكاوي كنند و نتايج آن را در اختيار دستگاههاي مربوط قرار دهند تا از انتشار آن در جامعه جلوگيري كنند. اگر هم شخص، قرباني جرم شده، بايد دلايل آن بازكاوي شود تا افراد هنگام مواجهه با جرم با آسيب كمتري مواجه شوند. در صورتي كه افراد جامعه مهارتهاي لازم براي زندگي را در خانواده، مدرسه و دانشگاه آموخته و نتايج آن را در رسانهها ديده باشند، در جامعه با آسيبهاي كمتري مواجه خواهند شد.