يكي از آسيبهاي اجتماعي مهم در سالهاي اخير، مسئله روابط نامشروع ميان دختران و پسران و همچنين بين بعضي از متأهلين جامعه است. اين پديده كه متأسفانه شواهد و قرائن نشان از رشد كمي آن در كشور دارد، از ابعاد مختلفي چون اجتماعي و روانشناسي قابل بحث و بررسي است.
از نگاه جامعهشناسي در ريشهيابي پديده روابط نامشروع ميتوان گفت كه وقتي نهاد خانواده در بحث ازدواج در جامعه با مشكلاتي مواجه شود و از سوي ديگر تربيت جوانان هم در خانوادهها ناكارآمد باشد، طبيعتاً نتيجهاش به شكل آسيبها بروز پيدا ميكند. البته در گرايش افراد به روابط نامشروع نبايد از نوع نگاه اشخاص به زندگي بيتفاوت بود، چون اين موضوعي است كه در حوزه سبك زندگي افراد مطرح ميشود. يعني به طور طبيعي كساني كه سبك زندگي ناسالم دارند، اين گونه رفتارهاي نابهنجار و پر خطر را از خود بروز ميدهند. در واقع وقتي افراد در حوزه روابط اجتماعي، ارزشها، معيارها و چارچوبهاي صحيحي كه منشعب از فرهنگشان است براي خود تعريف و پياده نكنند به احتمال قوي درگير چنين روابطي ميشوند.
همچنين عامل ديگر در گرايش به روابط نامشروع در افراد مجرد به نيازهاي جنسيشان بر ميگردد. چون بعضي از افراد امكان ازدواج سالم و به موقع را ندارند و با توجه به موضوع سبك زندگي، به اين وادي ورود ميكنند تا نيازهاي جنسي خود را پر كنند. اين امر خود نشان ميدهد كه دستگاههاي مسئول و سازمانهاي مردمنهاد در حوزه اجتماعي و فرهنگي به خصوص در تعريف فرهنگ ازدواج و روابط با جنس مخالف به خوبي كار نكردهاند.
اما پديده روابط نامشروع در حوزه زناشويي كمي پيچيدهتر است. در اينجا ما بيشتر با ازدواجهاي ناموفق مواجه هستيم. اگر افراد قبل از ازدواج درگير روابط نامشروع بوده باشند به احتمال زياد بعد از ازدواج هم در معرض آسيب روابط نامشروع خواهند بود. يعني اين افراد بيشتر در معرض خطر قرار دارند و آسيبپذيرند و زود مبتلا به روابط نامشروع ميشوند و چارچوبهاي زندگي و اخلاق را رعايت نميكنند. البته بعضي افراد هم قبل از ازدواج در اين زمينه مشكلي ندارند اما چون در زندگي زناشويي دچار مشكل ميشوند مثلاً پي به خيانت همسرشان ميبرند به قصد انتقامگيري دست به اين ناهنجاري رفتاري و اخلاقي ميزنند. اشخاصي كه واقعاً نيازهاي عاطفي آنان در روابط با همسرشان تأمين نميشود به روابط عاطفي با ديگران گرايش پيدا ميكنند و بعداً دچار تلههاي جنسي ميشوند. علاوه بر اين موارد عدم احساس لذت جنسي و تنوعطلبي هم در ابتلا به ناهنجاري ياد شده تأثيرگذار است.
اما درباره تأثيرات و پيامدهاي منفي پديده روابط نامشروع بايد گفت كه اين پديده هم از نظر رشد فردي و هم از نظر استحكام خانواده به شدت آسيبزا است. يعني از نظر روانشناسي اين موضوع از مسائلي است كه خارج از بحثهاي ارزشي و اسلامي جزو رفتارهاي پرخطر در حوزه فردي و اجتماعي به شمار ميآيد، چون نهتنها باعث هنجارشكني آگاهانه نسبت به احكام و ارزشهاي ديني و افزايش گسست در روابط خانوادگي يا طلاق ميشود بلكه ارتباط با جنس مخالف به يك عادت ثانويه براي چنين افرادي تبديل ميگردد. به عبارت بهتر معمولاً افرادي كه پيش از ازدواج با جنس مخالف ارتباط دارند و اينگونه روابط را به صورت مكرر تجربه ميكنند، به تدريج داشتن ارتباطاتي اينچنيني، به عادت ثانويه آنان تبديل ميشود، به گونهاي كه آينده زندگي خانوادگيشان را در معرض خطر قرار ميدهد.
بگذاريد بهتر اين مهم را تشريح كنم ما در روانشناسي و در حوزه فردي معياري كه براي تشخيص رشد سالم يك فرد داريم اين است كه شخص تا قبل از اينكه روابط ازدواجش شكل بگيرد بايد چارچوبها و بهداشت جنسياش را رعايت و مديريت كرده باشد. با اين معيار ميتوان پيشبيني كرد، فردي كه در زندگي مجردي خود توانسته باشد بهداشت جنسياش را مديريت كند بعد از ازدواج هم ميتواند زندگي سالمتري داشته باشد.
همچنين از افزايش آسيبهاي روحي ميتوان به عنوان يكي ديگر از تبعات مهم و منفي روابط نامشروع ياد كرد. در واقع و در شرايط فعلي كه روابط دختر و پسر با هنجارها و سنتهاي ديني و اخلاقي جامعه ناسازگار است، افراد در صورت داشتن چنين روابطي، احساس گناه و پشيماني خواهند كرد. ضمن اينكه ترس از افشاي اين رابطه نيز به سلامت رواني آنان آسيب ميزند؛ چراكه اكثر اين روابط به ازدواج منتهي نميشود و اين امر خود اضطراب را در افراد به خصوص دختران افزايش ميدهد و بياعتمادي به همسر آينده را در پي دارد.
از اين رو همانطور كه در مقدمه اين بحث اشاره شد، روابط نامشروع يك پديده چند بعدي و چند عاملي است كه ارتباط متقابلي با هم دارند. يعني هم طلاق و ديگر آسيبهاي اجتماعي ميتواند منجر به روابط نامشروع شود و هم اينكه اين نوع روابط ميتواند طلاق و آسيبهاي ديگر را به دنبال داشته باشد بنابراين ميتوان به جرئت گفت كه اين پديده يك آسيب فردي و اجتماعي محسوب ميشود كه كشورمان به آن دچار است. البته شايد بسياري از افراد از قبل پيشبيني اين نوع وضعيت ارتباطي و آسيبهاي آن را ندارند ولي معمولاً اين روابط در مسيري سوق مييابد كه به روابط جنسي ختم ميشود.
حال شايد اين سؤال پيش آيد كه فرد پس از پي بردن به اشتباهش و نوع رابطهاي كه بر قرار كرده است چه راهي را بايد در پيش بگيرد تا كمترين آسيب متوجه او و طرف مقابلش شود؟
در پاسخ بايد گفت ما دو شيوه آموزش زندگي داريم. يك نوع آموزش آن است كه افراد مراحل آموزش را از طريق مراكز رسمي و نهادها ميبينند و براي برخي ديگر هم يادگيري زندگي اجتماعي با روش آزمايش و خطا اتفاق ميافتد. به هر حال اگر فرد متوجه اشتباهش شد، بايد هرچه سريعتر جلوي آسيب را بگيرد و براي اين منظور بهتر است از مشاوره روانشناسي كمك دريافت كند. چون اين موضوعي مهم و حساس است و افراد به خوبي نميتوانند آسيبهاي احتمالي آن را تشخيص دهند و تصميم درستي اتخاذ كنند.
راهكارها
ازدواج يكي از راهكارهاي مهم مقابله با آسيب روابط نامشروع است، از اين رو اقدامات و سياستگذاريها در سطح خانواده، دولت و دستگاههاي مسئول بايد براي تسهيل ازدواج جوانان باشد كه البته تحقق اين امر بستگي به عوامل و فاكتورهايي چون توسعه اجتماعي، فرهنگي و به ويژه اقتصادي دارد. علاوه بر اين، از آنجايي كه معمولاً خيلي از افراد پس از جدايي و طلاق سبك زندگي سالم را رعايت نميكنند تا به يك ازدواج موفق ديگر منجر شود بنابراين ما نياز به اين داريم كه دوباره چرخه زندگي آنان به سمت يك زندگي سالم و ازدواج موفق سوق يابد. يعني اگر افراد در زندگي مشترك نخست خود با شكست مواجه شدند بايد مراحلي را طي بكنند و با تقويت روحي خود و رفع اشكالاتي كه منجر به ناكامي ازدواج اولشان شده است، در صدد ازدواج ديگر برآيند، چون متأسفانه برخي از اشخاص بعد از فشارها و آسيبهايي كه در ازدواج اول خود ميبينند، اعتماد به نفسشان كاهش مييابد و ميل به ازدواج در آنها كم ميشود، در نتيجه مبتلا به ارتباطات نامشروع ميشوند از اين رو مطلوبترين راهكار اين است كه افراد به سمت ازدواج سالم بعدي بروند و زندگيشان را مديريت كنند.
* روانشناس