کد خبر: 717258
تاریخ انتشار: ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۱۰:۰۵
مهران شكاري، روانشناس و مشاور از تحولات خانواده ايراني در گذر زمان مي‌گويد
از سال‌هاي بسيار دور خانواده در ايران منبع و منشأ بسياري از آموزه‌ها همچون ارزش‌ها، اخلاقيات و هنجارهاي اجتماعي بوده است.
بهنام صدقي
همين ساختار و ريشه باعث دوام و اصالت خانواده ايراني شده و به نوعي به آن كاركردي پاك و مقدس داده است. با مهران شكاري، روانشناس و مشاور خانواده در اين زمينه به گفت‌و‌گو نشستيم و ماحصل اين همكلامي در پي مي‌آيد.
 
خانواده از منظر سياسي

از منظر سياسي ساختار خانواده را مي‌توان به نوعي با ساختار دولت و حكومت مورد مقايسه قرار داد، چنانچه در خانواده به ويژه خانواده سنتي همچون دولت و حكومت مسئوليت سرپرست با مسئوليت رهبران و حاكمان به عنوان راهبر جامعه قابل قياس است. از اين رو است كه حاكمان نيز در تاريخ جايگاه ويژه‌اي براي خانواده در نظر گرفته‌اند تا با جايگاه بخشيدن به اين نهاد و كانون، ساختار حكومتي را تداوم ببخشند.

خانواده از منظر اجتماعي

از منظر اجتماعي نهاد خانواده طي دوران‌هاي مختلف عمدتاً با مردم سالاري و تسلط مرد بر خانواده همراه بوده است. اين كاركرد 3 رويكرد شوهرداري، ازدياد نسل و خانه‌داري را از سوي مردان پيگيري و مورد توجه قرار مي‌داد و از آنجا كه غالب مردان خود را مجري اموري مانند آموزش فرزندان، انتخاب همسر براي فرزندان، چگونگي مراوده با ديگران و حتي طرز فكر ديني مي‌دانستند براي خانواده جايگاه ويژه‌اي قائل بودند به طوري كه حفظ و حراست آن داراي ارزش و قداست خاصي بوده است.

خانواده از منظر اقتصادي

از نظر اقتصادي تعداد و كميت خانواده تأثير شگرفي بر اقتصاد خانواده دارد.

چنانچه اگر تعداد پسران بيشتر مي‌بود موجب افزايش كارايي و بهره‌وري خانواده و قدرت اقتصادي آن مي‌شد، هر چند اين كميت موجب افزايش بهره‌وري خانواده و قدرت اقتصادي آن مي‌شود اما از سويي ديگر در گذشته ناباروري مردان و زنان را مورد نكوهش قرار داده و براي همسراني كه فرزند ذكور بيشتري مي‌آوردند ارج و قرب بيشتري قائل بودند.

خانواده سنتي، از دوره گذار به نوگرا

با تغيير حكومت‌ها در سال‌هاي ورود به عصر پهلوي اول، نهادهاي نو‌پايي به وجود آمدند كه در چالش با نهادهاي سنتي جامعه موجب بروز چالش‌هايي در برابر خانواده شد. با تشكيل نهادهايي همچون مدارس نوين، دانشگاه‌ها، دادگاه‌ها و بسياري از قوانين در جامعه همچون ثبت ازدواج و طلاق قدرت و تسلط متوليان سنتي جامعه و خانواده از دست آنان خارج و به موازات آن خانواده دچار تغييرات اساسي و خارج از عرف شد.

نهادهاي جديد وظايفي همچون آموزش، اشتغال و تربيت فرزندان را به جاي پدران و بزرگان بر عهده گرفتند و اين فرايند چالش‌هاي جديدي را براي خانواده‌ها و در تعارض با نوگرايي و مدرنيته به وجود آورد و موجب بروز ناهنجاري‌هايي در اين كانون شد. در حقيقت گذر از جامعه سنتي به مدرن به درستي صورت نپذيرفت.

تغيير الگوي ازدواج

تغيير الگوي ازدواج كه نخستين منشأ تشكيل خانواده بود دچار تغييرات بزرگي شد. اولين تغيير الگوهاي انتخاب همسر بود كه در تضاد كامل با نسل‌هاي گذشته و گزينش‌هاي سنتي آنان بود به طوري كه جوانان تن به ازدواج فاميلي نداده و در سنين بالاتري اقدام به ازدواج و همسر‌گزيني مي‌كنند. در گذشته‌اي نه‌چندان دور گزينش همسر بر اساس اسم و رسم، آبروي خانوادگي، تدين و مذهبي بودن صورت مي‌پذيرفت در حالي كه با گذشت زمان و تغيير ساختار خانواده‌ها عواملي چون تحصيل، ثروت و دارايي و قابليت‌هاي فردي بيشتر مد نظر قرار گرفتند، در اين ميان مهريه به عنوان يك عامل تعيين‌كننده به ميان آمده و همچون كالايي ارزشمند وجاهت اقتصادي پيدا كرده است.

استحكام ازدواج‌هاي سنتي

ازدواج‌هاي سنتي با تمام محدوديت‌هايش به دليل ساختاري كه ذكر شد داراي استحكام و دوام بيشتري بود اما در حال حاضر و در شكل نيمه مدرن آن عوامل اقتصادي، ظاهري و امكانات رفاهي همسر و به موازات آن عدم شناخت كافي از يكديگر شرايط را به جايي رسانده كه باعث از‌هم‌گسيختگي روز‌افزون خانواده‌ها شده و در نتيجه آن شاهد افزايش آمار طلاق در جامعه هستيم. گويي ساختارهاي فرهنگي به درستي شناخته نشده و فقط جايگزين ساختار سنتي شده و جوانان شناخت و درك درستي از دلايل ازدواج و اهميت تداوم آن ندارند.

با لباس عروس سفيد اومدي با كفن سفيد ميري

روزگاري كلامي در بين خانواده‌هاي ايراني رواج بسياري داشت: «با لباس سفيد عروسي آمده‌اي و بايد با كفن سفيد از اين خانه بروي». چنين كلامي نشان از سنت‌هاي حاكم بر خانواده مردسالار و نشان‌دهنده منزلت و جايگاه خانواده در زمان خود بود، تا آنجا كه به زبان آوردن طلاق، گناهي بس عظيم و نابخشودني بود اما با تغيير كاركرد خانواده و از دست دادن جايگاه و اصالت سنتي خود كه متأثر از بسياري دلايل فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي است، خانواده ايراني دچار مشكلات و ناهنجاري‌هاي متعدد شده كه فقط با برنامه‌ريزي‌هاي بلندمدت قابل حل است.

گذر خانواده از نسل قديم به جديد و از سنت به مدرنيته

خانواده ايراني در گذر از نسل قديم به جديد و سنت به مدرنيته بسياري از ويژگي‌هاي هويتي خود را از دست داده است. در دنيايي كه اينترنت و ماهواره الگوهاي فرهنگي جديد جوانان شده است و هر چه جلوتر كه مي‌رويم با بي‌توجهي مسئولان و عدم برنامه‌ريزي بلندمدت در اين خصوص مواجه هستيم لازم است متوليان امر نسبت به گنجاندن آموزش‌هاي لازم در دروس ابتدايي و پس از آن اقدام كنند.

جهان امروز دنياي ارتباطات و تبادلات فرهنگي است، بدون شك ما نمي‌توانيم به دور خود ديواري بكشيم تا مانع برخورد فرهنگ‌ها با يكديگر شويم. اما فراموش نكنيم اگر فرهنگ ملتي قدرت و نفوذ خود را از دست بدهد ديگر قادر به درست انديشيدن نخواهد بود و اولين كانوني كه دچار آسيب مي‌شود خانواده خواهد بود، پس بايد از گستره فرهنگ ايراني - اسلامي خود محافظت كنيم و براي ترويج شاخص‌هاي آن در جامعه بكوشيم. اگر مي‌خواهيم جامعه‌اي سالم داشته باشيم بايد خانواده‌اي پويا، سالم و اصيل داشته باشيم تا سرچشمه پرورش فرزنداني شايسته آينده اين مرز و بوم باشد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها