بسيج فرهنگيان از ابتداي شكلگيري بسيج و همپاي آن سابقه دارد. فرهنگيان يكي از اقشاري بودند كه از ابتدا بيشترين سهم را در شكلدهي بسيج داشتهاند. قبل از اينكه چيزي به اسم بسيج داشته باشيم فرهنگيان در شكلدهي انقلاب نقش بسزايي داشتند و بسيجيوار به فرمايش حضرت امام لبيك گفتند، در صحنه حاضر شدند و نقشآفريني و روشنگري كردند. بعد از انقلاب نيز با شكلگيري بسيج مستضعفين، فرهنگيان جزو اقشار برجسته و پيشرو در شكلدهي بسيج بودند. در زمان جنگ اوج فعاليت بسيجيان اين قشر را شاهد بوديم كه 4900 فرهنگي شهيد، سندي بر اين سخن هستند. فرماندهان برجسته جنگ مثل شهيد همت كه معلم بودند و تا آخر معلم هم باقي ماندند و راهي جبهه شدند به عنوان فرمانده در سطوح بالاي جنگ عمل ميكردند. خيل عظيم فرهنگيان و معلمان به نداي امام لبيك گفتند و به اين تشكل انقلابي پيوستند و همچنان حضورشان ادامه دارد.
سازمان بسيج فرهنگيان به طور خاص در چه سالي تأسيس شد؟
سالهاي بعد كه در بسيج اقشار مختلف شكل گرفت بسيجي به نام بسيج كارمندان به وجود آمد كه يكي از بخشهايش فرهنگيان بودند. از مقطعي نيز بسيج دانشآموزي از فرهنگيان جدا شد و در سال 86 اين دو قشر در هم ادغام شدند كه به همين دليل بسيج فرهنگيان كمي فعاليتهايش كم شد و دوباره از سال 90 ما بسيج فرهنگيان را به صورت مستقل داريم.
اشارهاي به حضور پررنگ معلمان هم در دوران انقلاب و هم دوران دفاع مقدس داشتيد. چه مسائلي فرهنگيان را به عنوان قشري پيشرو در جامعه معرفي ميكند؟
در همه جوامع معلمان از اقشار برجسته و ويژه آن جامعه هستند. كساني كه عهدهدار امر تعليم و تربيت ميشوند به طور طبيعي حائز ويژگيهايي هستند كه باعث ميشود در بسياري از صحنهها حضور معلم متفاوت از ديگر اقشار شود. علم و دانش، تعهد و دلبستگي و رسالت و مسئوليتي كه بر دوش دارد ايجاب ميكند معلم چنين نقشي را در جامعه به عهده بگيرد.
حالا در جامعه اسلامي ويژگيهاي معلم متفاوت و بيشتر ميشود. جايگاه معلم در اسلام و انقلاب جايگاهي خاص است. نوع نگاه دين، مكتب و انقلاب ما به معلم با تمام جوامع ديگر تفاوت ويژه دارد. انقلاب اسلامي و رسالت معلمي به طور خود به خود معلم را نسبت به جامعه مسئولتر ميكند. ما اين موضوع را در انقلاب اسلامي به وضوح لمس ميكنيم و ميبينيم هر جايي كه به حضور معلم نياز بوده او پيشرو است. علتش شناخت، احساس مسئوليت و تعهدي است كه در معلم وجود دارد. در دوران طاغوت هم معلم كنار مردم قرار ميگيرد و در پي كاهش ظلم و هدايت و راهنمايي است. انقلاب كه شكل ميگيرد همپا و جلوتر از مردم در حال هدايتگري است و بعد از آن به عنوان يك قشر روشنفكر و آگاه به زمان و مكان حضور پيدا ميكند. اين آگاهي در كنار تعهد، به فرهنگيان ويژگي خاصي ميدهد كه از آنها يك قشر ممتاز در جامعه ميسازد.
اقشار فرهنگي بسيج در جنگ نرم دشمن هر كدام يك مأموريت خاص و مأموريت ويژه دارند كه در آن زمينه فعاليت ميكنند. بسيج فرهنگيان در اين كارزار چه برنامههايي دارد؟
بخش اعظم رسالت بسيج فرهنگي است و طبيعتاً همه اقشار در حوزه فرهنگي مأموريت پيدا ميكنند. بعضي از اقشار ظرفيت و قابليتهايي را در اختيار دارند كه به واسطه آن ظرفيتها مسئوليت بيشتري دارند. مثلاً بسيج اساتيد، طلاب، دانشجويان و معلمان و قشرهاي مشابه ديگر رسالتشان در حوزه تعليم، تربيت و دانش است. اينكه امروز اساتيد را به عنوان فرماندهان جنگ نرم و دانشجويان را به عنوان افسران جنگ نرم به حساب ميآورند به خاطر نقشي است كه بر عهدهشانگذاشته شده است. ما قائل به اين هستيم كه نه تنها فرهنگيان همپاي دانشجويان نقشآفرين هستند، بلكه جاهايي بيشتر از آنها وظيفه دارند. به تعبيري قشري كه بيشترين ارتباط را با بدنه اجتماع دارد، معلمان هستند. همين حالا قريب به يك ميليون فرهنگي روزانه با بيش از 13 ميليون دانشآموز ارتباط دارند. اين ارتباط محدود به دانشآموز نميشود و به خانوادههاي آنان هم كشيده ميشود كه آن وقت ميبينيم اين رقم به 50ميليون ميرسد. معلمان نقش بسزايي در شرايط امروز جامعه و در جنگ نرم دشمن ايفا ميكنند. ما هرجايي كه با دوستان نشست و صحبت داريم از جامعه فرهنگيان به عنوان يكي از ميدانداران اين عرصه نامبرده ميشود كه بايد در نقش راهنما و هدايتگر ساير اقشار ورود و كمك كند. به غير از اين در محله، مسجد و بين اقوام معلم به عنوان يك انسان موجه و مورد اعتماد به حساب ميآيد و اينها به او امكان ميدهد بتواند انتقالدهنده خوبي براي عناصر فرهنگي باشد.
وقتي به وضعيت و مطالبات معلمان نگاه ميكنيم، ميبينيم آنها امروز بيشتر مطالبات اقتصادي دارند. تا زماني كه معلمان مشكلات معيشتي دارند آيا ميتوانند به مأموريت و دغدغههاي فرهنگيشان برسند؟
بايد اين موضوع را به چند بخش تقسيم كرد تا بتوان آن را توضيح داد. اولين چيزي كه تحت عنوان مطالبه معلمان گفته ميشود، حرف حقي است كه معلم ميزند. شأن، جايگاه، نقشآفريني و ارتباط وقتي اتفاق ميافتد كه معلم در جايگاه خودش باشد. اگر خدايي ناكرده معلم از جايگاه اجتماعي خودش تنزل پيدا كند، آن تنزل شأن سبب پايين آمدن ميزان اثرگذارياش ميشود. به خاطر همين حضرت آقا مكرراً به حفظ شأن معلم اشاره ميفرمايند. آقا در صحبتهاي سال گذشتهشان مطالبشان را به دو بخش اصلي و پيراموني تقسيم كردند. در بخش پيراموني شش، هفت مورد از مسائل اساسي آموزش و پرورش را مطرح كردند اما خودشان اين را در اولويت دوم قرار دادند و اولويت اول را شأن و كرامت معلم قرار دادند. اينكه آنقدر به كرامت و بزرگداشت معلم تأكيد ميشود براي اين است كه بتوانند در نقطه لازم قرار بگيرند تا نقشآفرين باشند. با تأسف بايد بگويم كمي نسبت به معلمان در اين سالها كمكاري داشتهايم. در دولتهاي مختلف آنطور كه بايد به شأن و جايگاه معلم پرداخته نشده است. امروز حرف معلمان حرف حقي است اما اين حرف حق تا الان سبب نشده معلم صحنه را خالي كند. باعث نشده معلم وظيفه و رسالت اجتماعي و تشكيلاتي خود چه به صورت سازماني و چه به صورت يك عنصر مؤثر اجتماعي ناديده بگيرد. همين حالا در صحنههاي بزرگ معلمان به نسبت ديگر اقشار ميزان حضورشان بيشتر است.
ضمن آنكه متأسفانه گاهي اين غفلت و كوتاهي نسبت به معلمان، مورد سوءاستفاده كساني است كه بيشتر انگيزه سياسي دارند و با انگيزههاي غيرصادقانه، حزبي، جناحي و جرياني روي اين بستر خودشان را سوار ميكنند. از اين موضوع استفاده ميكنند تا منافع حزبي و گروهيشان را برداشت كنند و به اين ماجرا دامن بزنند. در حقيقت ما در كنار حق و حقوقي كه براي معلم وجود دارد و جامعه بايد نسبت به آن اهتمام كند در كنار نجابتي كه معلم تا كنون به خرج داده ميبينيم كساني از معلم سوءاستفاده ميكنند. با وجود همه اينها معلم تا كنون در جامعه از رسالت و مسئوليت معلمي و احساس دغدغه براي تعليم و تربيت صحيح غفلت نكرده و اين جاي شكر و سپاسگزاري دارد. از آن سو جا دارد ما هم كار و تلاش بيشتري كنيم تا مشكلات معلمان حل شود. اگر جامعهاي بنا به رشد و تعالي دارد هيچ راهي ندارد جز اينكه به معلمش عزت كند و كرامتش را بالا ببرد. وقتي عزت و كرامت معلم بالا آمد كسي كه تحت تعليم قرار ميگيرد بزرگ ميشود و رشد پيدا ميكند. در زمينه رشد جامعه پرداختن به كرامت معلم به عنوان يك كارويژه براي متوليان اجرايي كشور در نظر گرفته ميشود.
الان سازمان بسيج فرهنگيان آمادگي براي حل مشكلات معلمان را دارد؟
بخشي از رسالت ما همين است. من پارسال در حرم امام در جمع دوستان بسيجي گفتم اگر همه از معلم وظيفه قدرداني دارند، ما در بسيج دو وظيفه داريم؛ يكي وظيفه عموميمان است كه همه نسبت به معلم مسئول هستند و بايد شأن و كرامت را حفظ كنند و زير بار منت معلمند و ما در بسيج رسالت و مأموريت پاسداري از ارزشهاي انقلاب را هم بر عهده داريم. ارزشهاي انقلاب متعدد هستند كه يكي از مهمترين آنها ارزش معلم و تربيت و تعليم است كه بايد از آن صيانت شود. بسيج فرهنگيان هم نسبت به اين موضوع ارزش زيادي قائل است و سعي و تلاشمان اين است در عمل به آن برسيم و محقق كنيم. صادقانه ميگويم بسيج به مفهموم حقيقي كلمه قائل به شأن معلم است.