باخت پرسپوليس خيلي غيرمنتظره بود هرچند كه دور از انتظار نبود. پس از اينكه دو تيم ايراني تراكتور و فولاد در روز اول نتوانستند انتظارات را برآورده كنند و از دور مسابقات حذف شدند، تمام اميدمان به دو تيم نفت و پرسپوليس بود. دو تيمي كه وضعيت نسبتا بهتري داشتند ولي با نتايجي كه دو تيم نفت و پرسپوليس به دست آوردند به نظر ميرسد بايد نگاه عميق تري به موضوع داشته باشيم.
در مباحث روز دنيا اينگونه اتفاقات مدرن ديده نميشود. اينكه فوتبال يك سرش باخت است و يك سرش برد و غيرقابل پيشبيني است كاملاً درست است اما اتفاقاتي كه در فوتبال ايران ميافتد در هيچ جاي دنيا رخ نميدهد. واقعا چه اتفاقي ميافتد تيمي كه فقط يك امتياز از يك بازي ميخواهد آنقدر بيانگيزه وارد زمين ميشود كه در نهايت بازنده ميشود. پرسپوليس با تمام حاشيههايي كه در بحث مديريتي دارد پا به مسابقه ميگذارد و با تيمي بازي ميكند كه در تهران با سه گل آن را شكست داده اما همين عوامل بيروني آنقدر تأثيرگذار ظاهر ميشود كه باعث ميشوند تا نتيجه رفت كاملاً برعكس تكرار شود يا تيم نفت در خانه در حالي كه با يك گل از پاختاكور جلو بود و به سه امتياز بازي شديدا احتياج داشت، تساوي ميكند تا صعودش به اما و اگر كشيده شود. اينها مسائلي است كه فقط در ايران اتفاق ميافتد، اگر اين باختها را ريشهيابي كنيم، متوجه ميشويم كه عدم برنامه محوري در فوتبال ما باعث چنين نتايجي ميشود در واقع فوتبال ما برنامه ندارد براي همين است كه اين اتفاقات رخ ميدهد.
در واقع باخت تيمهاي باشگاهي ما در آسيا به يك اپيدمي تبديل شده اما چرا اين اتفاق در فوتبال ايران رخ ميدهد، جاي تأمل است. در كشورهاي در حال توسعه ورزشي همواره از يك باخت نتايج مثبتي بيرون ميآيد كه در ديدارهاي بعدي همان باعث پيروزي ميشود اما در فوتبال ما اين كاملاً برعكس است، وقتي ميبازيم نه تنها باخت را ريشهيابي نميكنيم بلكه دوباره از همان ضعفها شكستي ديگر براي فوتبالمان رقم ميخورد. واقعا مايه تأسف است كه تيمهاي ما در نبرد با تيمهاي عربي شكست ميخورند البته اين اسباب تعجب نيست چراكه آنها در حال حاضر با برنامهريزي حركت ميكنند آنها همواره يك قدم جلوتر از ما انجام هستند براي همين است كه بهتر نتيجه ميگيرند.