تيم هستهاي ايران امسال سيزدهبدر متفاوتي را تجربه كرد و هر چند كه طبق برنامه قبلي، مهلت تعيين شده براي رسيدن به نتيجه اين دور از مذاكرات دو روز پيش از سيزدهبدر تمام ميشد اما تيمهاي مذاكره كننده ايران و گروه 1+5 دو روز ديگر هم در لوزان سوئيس ماندند تا دست خالي به كشورهاي خود برنگردند. پس، مذاكره به وقت اضافي كشيده شد و تيم هستهاي ايران هم مجبور شد سيزدهبدر امسال را در لوزان بماند و به پاي ميز مذاكره برود تا تكليف مذاكرات در اين مرحله مشخص شود. نتيجه بيانيه مشتركي كه دكتر محمد جواد ظريف و فدريكا موگريني، مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا، در اين روز قرائت كردند سرفصلهاي كلي مورد توافق را اعلام كردند. حالا قرار شده مذاكرات بر سر جزئيات در سه ماه آينده ادامه پيدا كند تا آن كه در پايان ژوئن، معلوم بشود توافق جامع هستهاي به دست ميآيد يا نه. بنابر اين، بيانيههاي اين دو و سرفصلهاي مورد توافق فعلي به معناي پايان كار نيست و كار اصلي بعد از اين است كه بايد تيم هستهاي ايران با طرفهاي 1+5 بر سر جزئيات و فرمول اجرايي اين سرفصلها چانهزني بكنند و اگر در تمام موارد توافقي به دست بيايد، آنگاه ميتوان گفت كه پرونده هستهاي ايران به سرانجام تعيين كننده خود رسيده است. با وجود اين، توافق فعلي و سرفصلهاي آن چارچوب كلي و چشماندازي از توافق جامع را نشان ميدهد كه ميتوان بر اساس آن نسبت به توافق جامع آينده ارزيابي اوليه را داشت.
قبل از هر چيز بايد به اين نكته اساسي توجه داشت كه طرف غربي و به خصوص امريكا با رسيدن به اين فهم توافق فعلي را پذيرفتهاند كه ايران را نميتوان با فشار و تحريم مجبور به تسليم كنند. اين نكتهاي است كه هم باراك اوباما و هم جان كري، رئيسجمهور و وزير خارجه امريكا، در لحظاتي بعد از قرائت بيانيهمشترك به آن اعتراف كردند. بايد توجه داشت كه امريكا پيش از اين تعطيلي كامل سايت فردو را ميخواست و حتي در اين دور مذاكرات هم حاضر به فعاليت چند صد سانتريفيوژ نبود و حالا نه تنها فردو تعطيل نميشود بلكه با فعاليت حدود 1000 سانتريفيوژ مبدل به اصليترين مركز تحقيق و توسعه فيزيك هستهاي ايران ميشود. فرستادن توافق جامع نهايي به شوراي امنيت براي صدور قطعنامه از ديگر نكات كليدي توافق فعلي است كه با اين كار، شوراي امنيت شش قطعنامهقبلي خود در مورد فعاليت هستهاي ايران را ابطال كرده و با صدور قطعنامه جديدي توافق جامع نهايي را به عنوان مبنايي براي نحوه تعامل كشورهاي ديگر با فعاليت هستهاي ايران تعيين ميكند. صدور اين قطعنامه باعث ميشود تا اساس وضع تحريمهاي يك طرف اتحاديه اروپا و امريكا متزلزل شود چراكه اين تحريمها بر اساس قطعنامههاي قبلي شوراي امنيت وضع شدند كه با قطعنامه جديد ديگر توجيه حقوقي نخواهند داشت. از طرف ديگر، قطعنامه جديد شوراي امنيت وجه حقوقي الزامآوري را براي توافق جامع نهايي ايجاد ميكند كه كار را براي جمهوريخواهان در امريكا براي لغو توافق بعد از اتمام رياست جمهوري اوباما سخت ميكند.
شايد به نظر برسد كه نكاتي از اين دست ارزيابي مثبتي را از توافق فعلي ايجاد ميكند اما بايد به نكات ديگري توجه داشت كه نگاه دقيقتري به اين توافق را طلب ميكنند. اولين نكته در نحوه لغو تحريمها است چراكه طبق بيانيه موگريني، اتحاديه اروپا تحريمها يكجانبه اقتصادي و مالي خود را خاتمه خواهد داد اما امريكا تحريمهاي خود را متوقف ميكند. هر چند كه در اين بيانيه به صراحت از لغو تحريمها گفته نشده اما خاتمه تحريمهاي اتحاديه اروپا را ميتوان به معناي لغو تحريمهاي اين اتحاديه تعبير كرد اما توقف تحريمها از سوي امريكا چنين تعبيري ندارد و بايد گفت كه امريكا حتي بر اساس توافق فعلي تحريمهاي خود را لغو نميكند بلكه اجراي آن را متوقف ميكند و اين كار را با فرامين اجرايي اوباما انجام ميدهد. به نظر ميرسد كه تيم هستهاي ايران بايد در مذاكرات بعدي با دقت به اين موضوع توجه كند تا آنكه فرمول مورد نظر توافق جامع، لغو تحريمهاي اتحاديه و امريكا را تضمين كند و قضيه تحريمهاي امريكا تنها موكول به فرامين اجرايي اوباما نشود بلكه دولت امريكا به طور كامل متعهد به لغو تحريمها بشود. اين موضوع با توجه به حرفهاي لوران فابيوس، وزير خارجه فرانسه، بعد از قرائت بيانيه مشترك قابل توجه است كه نه تنها مدعي شده در خصوص تحريمها هنوز توافقي حاصل نشده بلكه فقط از كاهش تحريمها و نه لغو آنها گفت. نكته ديگر در بازه زماني مورد نظر توافق فعلي است كه بازههاي زماني 10، 15 و 25 ساله در آن تعريف شدهاند به اين ترتيب كه محدوديتهاي 10 ساله بر ظرفيت غنيسازي و تحقيق و توسعه، 15 ساله بر عناصر اضافي برنامه هستهاي از جمله ساخت تاسيسات غنيسازي جديد يا رآكتورهاي آب سنگين و 25 ساله براي نظارت وسيع زنجيرهاي وضع ميشوند. اين بازهها به معناي محدوديتها زمانبر طولاني بر فعاليت هستهاي است در حالي كه ايران مجاز به فعاليت كمي بيشتر از 5هزار سانتريفيوژ خواهد بود. بايد ديد كه با وجود اين محدوديتها، ايران چگونه ميتواند سطح فعاليت هستهاي در سطح صنعتي را داشته باشد و اين بر عهده تيم هستهاي ايران است كه با دقت در جزئيات بتواند راهي براي رسيدن ايران به مقام يك قدرت صنعتي هستهاي هموار كند.