«فتحاللهزاده گفت بيا با هم آلبالو پلو بزنيم!»، «سالي 100 ميليون پول لباس ميدهم!»، «دوست دارم كيك تولدم را آقا فيروز ببرد!»، «جاسم كرار: ديگر به فوتبال مسخره ايران بر نميگردم!»، «پول نداريم قبل از بازي بيسكوئيت ميخوريم!»، «فرهاد چغولي ژنرال را پيش حاجي برد!»، « حساب بانكي عقاب را توقيف كردند!»، «خسرو قرارداد نبندد، پوستش را ميكنم!»، «هنرپيشههاي معروف چه عطري ميزنند؟»، «منتظر تولد دخترم هستم، به زودي مادر ميشوم!»، «حاجي به زندان ميرود!»
بدون شك مطبوعات به عنوان ركن چهارم دموكراسي از اركان اساسي يك جامعه مدني و پويا محسوب ميشوند. نقش بيبديل مطبوعات در جريانسازي، تحليل مسائل روز، اطلاعرساني شفاف و به موقع و توجه به همه حوزهها و سلايق از ويژگيهاي مطبوعات سالم و اخلاقمدار به شمار ميرود. البته انتظار از جرايد و مطبوعات تنها به موارد فوق محدود نميشود و فرهنگسازي را ميتوان يكي از جديترين مطالبات از مطبوعات قلمداد كرد. اما از آنجايي كه در يكي دو دهه اخير، تغييرات اساسي در اكثر حوزههاي علوم اجتماعي رخ داده است، مطبوعات نيز از اين قاعده كلي مستثني نبودهاند و كاركردهاي رسانهها نيز دستخوش تغييرات ماهوي فراواني شده است. نمونه واضح آن را ميتوان در بخش طنز مكتوب ديد كه توهين علني به افراد، استفاده از ادبيات مختص گاراژ و چاله ميدان و به سخره گرفتن ديدگاهها و نظرات افراد، به اسم طنز در برخي جرايد چاپ و منتشر ميشود! در واقع استفاده ابزاري از رسانه مهلكترين خطري است كه رسانهها را تهديد ميكند. رويكردي كه دردمندانه در طول سالهاي اخير روند رو به رشدي نيز داشته است و خطرات آن نيز كمتر از تهاجم فرهنگي دشمن نيست. در واقع اين قبيل نشريات جريان منفي و ساختارشكنانهاي را كه دشمن قصد دارد با صرف هزينههاي هنگفت در جامعه راهاندازي كند، به راحتي و بدون هيچگونه مانعي رواج ميدهند. در حالي كه رسانهها ميتوانند به عنوان يك دانشگاه بزرگ در اشاعه فرهنگهاي مناسب، كاهش ناهنجاريها و آسيبهاي اجتماعي مؤثر باشند.
ارزشهاي خبريكساني كه اندكي از علم رسانه آگاهي دارند با واژه «ارزشهاي خبري» آشنا هستند. ارزشهاي خبري معيارهايي هستند كه مخاطب را مجاب به پيگيري يك رويداد يا واقعه از طريق رسانههاي صوتي، تصويري، مكتوب و مجازي ميكنند. در واقع ارزشهاي خبري باعث ميشوند تا يك رويداد [در مطبوعات] تحت عنوان خبر، گزارش، مقاله، يادداشت، كاريكاتور و... مورد توجه مخاطبان قرار گيرد. دربرگيري، شهرت، برخوردها، اختلافات، تضادهاي فكري و جسماني، استثناها و شگفتيها، بزرگي و فراواني، تعداد و مقدار، مجاورت (جغرافيايي و معنوي)، تازگي و زمان رويداد از مهمترين ارزشهاي خبري محسوب ميشوند كه ملاك انتخاب بيشتر مطالب خبري بر همين اساس است. تهيهكنندگان بخشهاي خبري رسانهها و سر دبيران جرايد مكتوب و مجازي با توجه به نوع رسانه و نياز مخاطبان بر اساس حيطههاي فوق، اقدام به نشر اخبار و مطالب مختلف ميكنند اما در سالهاي اخير بيشترين توجه نشريات (به ويژه نشريات ورزشي و عمومي) به حيطه شهرت بوده است و ساير موارد كمتر مورد توجه تهيهكنندگان اخبار قرار گرفته است.
دگرديسي در مفهوم شهرتهمانگونه كه در بالا اشاره شد «شهرت» نيز يكي از حيطههاي ارزشهاي خبري است كه بدون شك طرفداران زيادي نيز دارد. البته تعريف واژه «شهرت» نيز در طول اين سالها دستخوش دگرديسي و تغييرات اساسي شده است و در جامعه كنوني افراد مشهور غالباً در سه گروه خواننده، هنرپيشه و فوتباليست دستهبندي ميشوند و بيشتر مطالب نشريات (در قالب حيطه شهرت) مربوط به اين افراد است. اخباري نيز كه در خصوص اين افراد منتشر ميشود عموماً در خصوص ازدواج، طلاق، جشن تولد، درگيريهاي صنفي، اوضاع مالي، نوع خودرو، پوشش، تغذيه و مسائلي از اين دست است كه آگاهي نداشتن از آنها در هيچ زندگي تنابندهاي خللي ايجاد نميكند و دانستن آنها نيز گره از كار كسي نخواهد گشود!
متأسفانه در اين رويكرد جديد نشريات افرادي از قاطبه علما، روحانيون، دانشمندان، شعرا، نويسندگان، مخترعان، محققان، ورزشكاران ساير رشتهها، بزرگان عرصه تئاتر، موسيقيدانان و ساير هنرمندان حوزههاي مختلف كه سالها در عرصه فعاليت خود نامآور بوده و افتخارات زيادي براي مملكت كسب نمودهاند، به عنوان مشاهير مملكت شناخته نميشوند و كمتر كسي از شرح زحمات، تأليفات، اقدامات و آثار آنان مطلع است. در عوض نشريات مختلف با استفاده از منابع مالي بيتالمال و كاغذ يارانهاي به انتشار مطالب سخيف و كم ارزشي در خصوص زندگي شخصي چهرههايي ميپردازند كه عمدتاً بر اساس معيارهاي عوامگرايانه به شهرتهاي مقطعي دست يافتهاند.
دلايل گسترش توجه به حيطه شهرت در نشرياتهرچند در همه كشورهاي دنيا پرداختن به مسائل و موضوعات مربوط به افراد مشهور امري طبيعي و رايج است ولي آنچه باعث شده تا اين ارزش خبري (شهرت) به شدت زرد و بياعتبار شود، نگاه پوپوليستي و عوامگرايانه به اين حيطه است. البته گردانندگان و طراحان اين برنامهها و اخبار نيز طبيعتاً از بيارزش بودن محتواي اين رويكرد مطلع هستند ولي كسب درآمدهاي سرشار و برخي اهداف پشت پرده باعث ميشود تا هدف توجيه شود.
از ديگر دلايل بروز اين پديده ميتوان به تعداد بالاي نشريات در كشور اشاره كرد، چراكه در بسياري موارد كميت، عاملي براي كاهش كيفيت نيز محسوب ميشود. تعدد بالاي نشريات، به ويژه نشريات ورزشي (كه 90 درصد مطالبشان فوتبالي است) باعث شده تا گردانندگان اين نشريات از ترفندهاي غيراخلاقي در جهت كسب منافع و درآمد بيشتر دريغ نورزند. در اين ميان گاهي مديران اين نشريات براي جذب مخاطبان بيشتر، مطالبي را پردازش ميكنند كه عنصر واقعيت در آنها كمرنگ است. گاهي اوقات نيز مسائل و دغدغههاي مالي و تأمين هزينه باعث ميشود، چنين رويكردي از سوي نشريه مورد استفاده قرار گيرد.
توهين به شعور مخاطبدر بسياري موارد عكسها، تيترها و مطالب كار شده به خصوص در صفحه اول اين نشريات از نظر محتوا و ساختار، به اندازهاي سخيف و بيارزش است كه به نظر ميرسد صاحبان و گردانندگان اين سناريوها، به جز كسب درآمد و فروش بيشتر، شعور عمومي مخاطبان را نيز هدف قرار دادهاند و اهداف خائنانه ديگري را نيز در پس پرده دنبال ميكنند. انتشار توهينها و جملات رد و بدل شده در دعواي كودكانه دو فوتبالي، استفاده از ادبيات لمپنيسم، درج شعارهاي غيراخلاقي، پيگيري فريم به فريم برخي منكرها و پلشتيها كه در زمين فوتبال رخ داده و... بخشي از پازل مخرب رسانههاي زرد هستند كه به جز ملتهب كردن جو رواني جامعه و اشاعه بيفرهنگي، هدف ديگري را نميتوان براي آن متصور شد. از سوي ديگر در حالي كه ميتوان از پتانسيل و شهرت برخي از چهرههايي [كه بنا به هر علت نزد جوانان محبوب هستند] استفاده بهينه كرد و به ريشهكن كردن يا كمرنگ كردن برخي آسيبهاي اجتماعي كمك كرد، اين نشريات خود به مَحملي براي ترويج بياخلاقي و ناهنجاري در جامعه بدل شدهاند.
آثار و تبعات زردنويسيبدون شك بيتوجهي و بياعتنايي به اين رويكرد، پيامدهاي ناگواري براي جامعه در پي خواهد داشت. شكسته شدن قبح برخي الفاظ و جملات ناشايست و مباح نشان دادن استفاده از ادبيات لمپنيسم، اولين و دمدستترين ثمره منفي اينگونه زرد نويسي است. تشنج در ورزشگاهها و مسموم شدن فضاي اجتماعي برخي ورزشگاهها به ويژه در زمان برگزاري بازيهاي حساس ماحصل همين تيترهاي جنجالي برخي نشريات ورزشي است كه تأثير زيادي در دامن زدن به جو هيجاني طرفداران تيمها دارد.
بر اساس تحقيقات انجام شده بيشترين خريداران نشريات ورزشي از كيوسكهاي روزنامهفروشي، جوانان 21 تا 30 ساله و 98 درصد خوانندگان اين قبيل نشريات مردان هستند. در واقع افرادي كه به اين نشريات علاقه نشان ميدهند جواناني هستند كه بيشتر تابع احساساتند و با هر تيتر يا تصوير جنجالي از خود عكسالعمل نشان ميدهند. همچنين در تحقيقي كه در مركز ملي مطالعه و سنجش افكار عمومي صورت گرفت به مقايسه تطبيقي كاركردهاي نشريات ورزشي به فرهنگسازي رفتار ورزشي پرداخته شد كه بر اساس اين تحقيق انتشار مسائل حاشيهاي با 955 مورد در جايگاه نخست و عدم اهتمام به تقويت آموزشهاي اخلاقي، عدم توجه به آموزش رفتارهاي مناسب در محيط ورزشگاه و دامن زدن به فضاي هيجاني طرفداران تيمها در رتبههاي بعدي قرار داشتند. از سوي ديگر در حالي كه بسياري از افراد جامعه تحت فشارهاي مالي هستند و برخي از آنها در تهيه حداقلهاي يك زندگي در ماندهاند، انتشار تصاوير منازل مسكوني و ماشينهاي ميلياردي بازيكنان فوتبال و هنرپيشگان، پرداختن به حواشي جشن تولد و مهماني خصوصي آنان منجر به بروز نوعي احساس حقارت و حسادت در بين برخي افراد و خود باعث بروز مفسدههاي ديگري در جامعه ميشود.
هليبرد صدا و سيمابا وجود اينكه آثار منفي و تبعات ناگوار نشر اينگونه مطالب سخيف و بيمحتوا بر هيچ كس پوشيده نيست، متأسفانه بسياري از سايتها و خبرگزاريها نيز بدون توجه به تبعات منفي اين مطالب، به انتشار تصاوير صفحات اول اينگونه نشريات اقدام ميكنند. هر چند بروز چنين پديدهاي در فضاي مجازي [كه كنترل آن به آساني امكانپذير نيست] امري طبيعي است و چندان دور از ذهن نيست ولي پخش اين تصاوير در رسانه ملي هيچ توجيهي نخواهد داشت. در بخش خبري ساعت 14:30 شبكه خبر، تصاوير صفحات اول روزنامههاي ورزشي نشان داده ميشود كه جاي سؤال دارد. جملاتي كه در اين صفحات به كار ميروند تا حدي با هنجارهاي جامعه فاصله دارند كه ديگر مجري مثل گذشته حق خواندن آنها را ندارد و از خواندن آنها منع شده و رسانه ملي تنها با زير زمينه موسيقي اين صفحات را همراهي ميكند!
جاي خالي نظارتآنچه مسلم است نظارت بر نشريات از سوي مراجع ذيصلاح و دقت در انتخاب سر دبيران اخلاقمدار از سوي مديران مسئول اين نشريات چندان جايگاهي ندارد و به نظر ميرسد شائبه يا شايعه سرگرم ساختن مردم از اين طريق چندان هم بيربط و بياساس نيست. رشد قارچگونه نشريات ورزشي كه بيشترين حوزه فعاليت آنها رشته فوتبال است و نشرياتي كه به زندگي خصوصي هنرمندان و خوانندگان ميپردازند، اين شائبه را بيشتر در ذهن متبادر ميسازد.
سخن پايانيبدون شك كاركرد مطبوعات، رسانههاي مكتوب و مجازي و صدا و سيما تنها سرگرم ساختن مردم يا آگاهي بخشي از طريق پخش اخبار نيست. رسانه يك دانشگاه سراسري است كه ميتواند به عنوان بزرگترين جريان فرهنگساز در جامعه تلقي و باعث ريشهكن شدن بسياري از ناهنجاريها و پلشتيها در جامعه شود. اما در سالهاي اخير رويكرد رسانهها دچار تغييرات اساسي شده و جنبه سرگرمسازي و عوام پسندانه مطالب منتشره آن هم با رويكرد تخريب و سرك كشيدن به زندگي خصوصي افراد و... بر ساير كاركردهاي رسانه تفوق و برتري پيدا كرده است. شايد الگوبرداري از نشريات معتبر دنيا، نظارت مستمر و برخورد با نشريات متخلف و اعطاي جوايز تشويقي به نشرياتي كه هنجارهاي جامعه را رعايت ميكنند بتواند در كاهش اين پديده مذموم مؤثر باشد. به هر روي جا دارد مسئولان مربوطه در خصوص كاركرد صحيح رسانه و نظارت بر محتواي نشريات دقت نظر بيشتري اعمال كنند و با برخوردهاي منطقي و بازدارنده، مانع ترويج افكار و عقايدي شوند كه مورد پسند هيچ عقل سليمي نيست.