عبدالله نوري وزير كشور دولت مدعي اصلاحات در مصاحبه تفصيلي با ويژه نامه نوروزي شرق در پاسخ به اين سؤال كه «شما در سخنان تان تأكيد بر حفظ هويت و اصول اصلاحطلبانه از سوي اصلاحطلبان داريد، ممكن است در اين راستا توضيحاتي بدهيد » در سخنان جالب و قابل توجهي بيان ميكند: « شايد بتوان هويت و اصول اصلاحطلبي را در موارد زير خلاصه كرد: باور به اسلام رحماني و سازگار با ارزشهاي جهانشمول بشري و دستاوردهاي ارزشمند تمدن جديد، باور به آرمانهاي انقلاب اسلامي و التزام به قانون اساسي، احترام به حق حاكميت مردم بر سرنوشت خويش و تأكيد بر مردم سالاري و مخالفت با همه اشكال انحصارگرايانه نظام سياسي، نفي تبعيض و انحصار و تضمين عدالت و فراهم كردن زمينه شايسته سالاري...».
عبدالله نوري در حالي از اصول حاكم بر جريان تجديدنظرطلب سخن به ميان ميآورد كه افكار عمومي هيچ گاه نتوانسته از سوي پدرخواندهها و تئوريسينهاي اين جماعت تعريف دقيق، روشن و يكنواختي را اخذ كند، آنچنانكه هر كدام از شخصيتهاي منسوب به اين جريان تعاريف متفاوت و گاه متناقض را در اين جهت ارائه دادهاند، البته ميتوان در سخنان عبدالله نوري به نكاتي هم توجه داشت، از جمله اينكه وي آن بخش از اسلام را مورد تأييد و قبول جريان تجديدنظرطلب ميداند كه با ارزشهاي بينالمللي سر سازگاري داشته باشد!
بر اساس همين جمله ميتوان گفت به باور عبدالله نوري و همفكرانش اسلام داراي دو بخش رحماني و غير رحماني و غير انساني بوده يا اينكه هر كدام از معارف و مباني اسلامي كه با ارزشهاي جهانشمولي سازگاري نداشته باشند از سوي مدعيان اصلاحطلبي طرد ميشود.
اين حالي است كه حضرت امام - كه تجديدنظرطلبان همواره مدعي تبعيت از ايشان بودهاند - در سخنان متعددي عرف بينالملل و قواعد غير انساني و ضد بشري حاكم بر آن را زير سؤال برده و تأكيد مينمايند كه عمل به اسلام اصيل ميتواند راهگشاي تمام مشكلات بشري باشد.
اين را هم بايد در نظر داشت كه عبدالله نوري در حالي التزام به قانون اساسي و احترام به مردمسالاري را از اصول ديگر جريان دگرانديش عنوان ميكند كه وي و ديگر همفكرانش در غائله 18 تير 78 و فتنه 88 نه تنها قانون اساسي را زير پا گذاشتند، بلكه سادهترين مباني انساني و اخلاقي مبتني بر مردم سالاري را هم رعايت نكردند و ماهها كشور را دچار بحران كردند.