انگار همه پاي تلويزيون ميخكوب شدهايم؛ فرقي نميكند فوتبال باشد يا واليبال، دووميداني باشد يا وزنهبرداري؛ خلاصه اينكه هر رشتهاي كه باشد و هر كسي به عنوان نماينده كشورمان و يكي از فرزندان ايران زمين در ميادين ورزشي ظاهر شده باشد و نقشآفريني كند، انگار خود من و تو در آن ميدان در حال قدرتنمايي هستيم. نفسهايمان در سينه حبس ميشود. بارها از جا برميخيزيم و مينشينيم تا بلكه بتوانيم هيجانمان را كنترل كنيم. شش دانگ حواسمان به سفيران كشورمان و طرف مقابلش است تا مبادا ضربهاي بخورد و ناكام بماند. كافي است تا نشانهاي از موفقيت به نمايش در بيايد. گلي از طرف تيم ما وارد دروازه شود يا وزنه سنگيني بر روي دستان توانمند ورزشكار هموطنمان بالا رود، شيريني اين موفقيت را با گوشت و پوست و استخوان خود ميچشيم و فرياد شاديمان بلند ميشود. به همين خاطر هم است كه به وجود قهرمانان ورزشيمان افتخار ميكنيم و تمام سعيمان بر آن است كه يك جورهايي شبيه آنان باشيم. شبيه كساني كه براي ما افتخارآفريني كردهاند و اين قهرمانان محبوب چه بخواهند و چه نخواهند براي جوانان به يك الگو تبديل ميشوند. وقتي هم كه به الگو تبديل ميشوي مسئوليت سنگيني بر دوشت گذاشته ميشود. ميشوي آينه رفتار حسنه براي مردم وطنت و سفير فرهنگي كشورت در جهان.
وقتي محبوب و مشهور بشويد خواه ناخواه افراد زيادي سعي ميكنند شبيه شما باشند. بنابراين الگوبرداري از چهرههاي مشهور در ميان طرفداران آنها در سطح جامعه و به طور ويژه نسل جوان امري گريز ناپذير است. خلاصه اينكه يك قهرمان ورزشي چه از منظر ظاهر و لباس و چه از نظر رفتار و منش ميشود الگوي بسياري از افرادي كه او را ميشناسند و دوست دارند. همين مسئله هم مسئوليت اين افراد و چهرهها را براي داشتن رفتارهاي درست و حركات بجا بيشتر ميكند. در اين ميان با عنايت به پيشينه فرهنگ پهلواني در كشورمان و گره خوردن اين فرهنگ با ورزش هميشه قهرمانان ورزشي براي مردم جايگاهي متفاوت داشتهاند؛ جايگاه يك پهلوان و اين مرام و مسلك با ارزشها و هنجارهاي فرهنگي و اجتماعي كشورمان به گونهاي گره خورده است كه هنوز هم نام و خاطره پهلواناني همچون غلامرضا تختي و پورياي ولي ورد زبان عموم مردم جامعه است. هنوز هم خيلي وقتها هنگامي كه صحبت از مرام و معرفت ميشود، حكايت رفتارها و حركات ارزشمند و اخلاقي افردي همچون تختي و پورياي ولي دهان به دهان ميچرخد و به شكل غير مستقيم اين مرام، مسلك و سبك زندگي در ميان مردم و به خصوص نسل جوان جامعه اشاعه پيدا ميكند و حركات قهرمانانه و پهلوانانه آنها همچنان احساس افتخار ملي را در دل تك تك مردم جامعه شكوفا ميكند. بر همين اساس است كه رهبر فرزانه انقلاب در ديدارشان با قهرمانان و ورزشكاران مسابقات آسيايي و پارا آسيايي تأكيد فرمودند «حركت خوب قهرمان ورزشكار موجب تكثير ميليونها حركت خوب در جامعه ميشود.»
گره خوردن پهلواني با قهرماني در فرهنگ ملي ايران زمينفرهنگ پهلواني ريشه در تاريخ ايران زمين دارد. آن روزهايي كه ورزش قهرماني به شكل و شمايل امروزياش هنوز در دنيا جا نيفتاده بود، مردان ايران زمين ورزش را با اخلاق و جوانمردي ميآميختند و حكايت ورزش باستاني و زورخانهاي نه فقط حكايت پرورش عضلات و افزايش قدرت بدني بود بلكه اين ورزش همراه با اخلاق و تذهيب نفس بود و كساني كه ميخواستند از زور بازويشان به جز در راه خير و دستگيري از افتادگان بهره بگيرند در گود مقدس زورخانه جايي نداشتند. گود زورخانه حرمت و تقدس داشت و ورزش با تذهيب نفس و تحصيل كمالات اخلاقي و مذهبي گره خورده بود تا بدانجا كه بينام خدا، ذكر خدا و اولياي خدا و اذن ولي و مرشد، كسي به گود پا نميگذاشت. اين پيشينه تاريخي حكايت از پيوست عميق ميان ورزش و اخلاق و حتي مذهب در تاريخ ايران زمين دارد. به همين خاطر هم هست كه پهلوانان ورزشي همواره معتمد مردم بودند و براي حفظ اين اعتماد و محافظت از حرمت بازوبندهاي پهلواني كه هميشه به با اخلاقترين و ارزشيترين ورزشكاران ميرسيد، آنها ميكوشيدند در كنار حفظ قدرت بدني و زور بازو، با رفتار و اخلاقشان درست و در شأن يك پهلوان فضاي فرهنگي و اجتماعي جامعه را نيز در دست بگيرند و مرام و مسلك پهلواني را در جامعه گسترش دهند.
پهلوانان هرگز نميميرندمسلك و مرام پهلواني چنين افرادي موجب شد تا هميشه تاريخ جاودان شوند و حتي پس از مرگ پهلوان باقي بمانند در حالي كه قهرماني تاريخ انقضا دارد و هر قهرماني روزي سكوي قهرمانياش را به ديگري واگذار ميكند اما پهلوانان هرگز نميميرند و مرام، مسلك و سبك زندگي خود را در ميان مردم به يادگار ميگذارند. بر اين اساس همچنان هم جامعه ايراني از قهرمانان ورزشي كه در ميادين بينالمللي براي كشورمان افتخارآفريني ميكنند انتظار همان مرام و مسلك پهلواني را دارد. به بيان ديگر قهرمان ورزشي مانند هر چهره مشهور ديگري زير ذرهبين ميليونها نفر انسان قرار دارد و بديهي است رفتارهاي خوب و حتي احياناً رفتارهاي نادرست و بد چنين افرادي ميتواند به جوانان جامعه الگو بدهد ضمن آنكه ورزشكاران نماينده كشور در ميادين جهاني هستند و به نوعي سفيران فرهنگي و حتي عقيدتي نيز به شمار ميآيند. اما چرا رفتارهاي خوب يك قهرمان ورزشي ميتواند موجب تكثير اين رفتار در جامعه و به طور ويژه در ميان جوانان باشد؟
رقابت جهاني براي ارائه الگودر دنياي امروز رقابتي سخت ميان جوامع و فرهنگهاي مختلف براي الگودهي به جوانان وجود دارد چراكه جامعه و فرهنگي كه موفق شود به جوانان ديگر جوامع الگو دهد در واقع در جبهه فرهنگي پيروز اين نبرد شده و فرهنگ و سبك زندگياش را از اين مسير اشاعه ميدهد و بر ديگر فرهنگها مسلط مينمايد. بديهي است با هژموني فرهنگي تسلط سياسي، اقتصادي و اجتماعي بسيار آسانتر اتفاق ميافتد. اين تسلط اما به منظور بهرهبرداري از منابع و ثروتهاي جوامع ديگر طرحريزي ميشود و هم اكنون سالهاست چنين روندي از سوي كشورهاي غربي براي تسلط بر جوامع ديگر دنبال ميشود. به همين خاطر هم هست كه اين جوامع ميكوشند از راهكارهاي مختلف ارزشها و سبك زندگي جوامع ديگر را تغيير دهند. در اين ميان جوانان بهترين گزينهاي هستند كه ميتوان از طريق ابزار رسانه برايشان الگوها و اسطورههاي دروغين و غير بومي طراحي كرد و از اين مسير بخش مهمي از ناتوي فرهنگي به بار مينشيند. به همين خاطر جهان غرب ميكوشد تا به رغم آنكه تاريخ و اسطورههاي قابل عرضهاي ندارد براي خودش تاريخ و اسطورهها و قهرمانان خيالي دست و پا كند و با كمك ابزارهايي همچون سينما و بازيهاي رايانهاي اين الگوهاي بدلي و مبتني بر ارزشهاي خود را به خورد ديگر ملتها بدهند. اين اسطورههاي ساختگي را به راحتي ميتوانيد در فيلمهاي هاليوودي، بازيهاي رايانهاي، اسباب بازيهاي وارداتي و حتي روي كيف و كفش و لوازم التحرير كودكان خود ببينيم؛ اسطورههاي ساختگي و الگوهاي دروغيني كه در تلاشند تا حتي از دوران كودكي در ذهن بچههاي ما جا باز كنند و الگوهايي در درون آنها نهادينه كنند. اين در حالي است كه ما اسطورهها و قهرمانان ملي و بومي متعددي داريم كه خيلي وقتها در سطح جهاني مطرحاند. در برابر چنين روندي اما قهرمانان ورزشي هر جامعهاي ميتوانند الگوهاي بومي و ارزشي خوبي براي جوانان همان جامعه باشند. بر اين اساس اهميت شيوه رفتار و اخلاق قهرمانان ورزشي امروز بيشك از دورانهاي قديم بيشتر و بالاتر است چراكه با عنايت به گستردگي ارتباطات و رقابتهاي جهاني براي ارائه الگو به جوانان به منظور سلطه فرهنگي، جوان امروز جامعه ايراني بيش از پيش به الگوهاي بومي و ملي شايسته، ارزشي و با اخلاق نيازمند است تا بتواند با نزديك شدن به اين الگوها خود را در مسير رشد و شكوفايي قرار داده و از دامهايي كه در اين مسير بر سر راهش قرار ميگيرد به سلامت عبور كند. بر همين اساس است كه مفهوم سخن رهبر انقلاب را در تكثير ميليونها حركت خوب با حركت خوب قهرمانان ورزشي بهتر متوجه ميشويم.
ثمرات فرهنگي – اجتماعي حضور قهرمانان ايراني در ميادين جهانينتايج حضور جوانان ايراني در ميادين جهاني اما فقط به قهرمانيهاي ورزشي خلاصه نميشود و ثمرات متعددي در ابعاد فرهنگي و اجتماعي نيز دارد. ثمراتي كه در ذيل آنها را بررسي ميكنيم.
حس افتخار ملي: يكي از ثمرات موفقيتهاي ورزشكاران در ميادين ورزشي بيدار كردن احساس افتخار در دل اعضاي جامعه است. در برابر اين احساس افتخار احساس تحقير را داريم؛ احساسي كه دشمنان با القاي آن ميكوشند تا بر جوامع ديگر تسلط يابند. به بيان ديگر ملتي كه از برجستگيهاي امتيازات و ارزشهاي خود غفلت كند و خود را كوچك و حقير ببيند راه به جايي نخواهد برد و خيلي راحت زير سلطه ميرود بنابراين ملّتها بايد افتخارات خودشان را بشناسند تا حس افتخار ملي در درونشان تقويت شده و احساس عزت كنند. در كشور ما نيز ملت ما چه در پيشينه تاريخي خود و چه در زمان حال افتخارات متعددي دارند كه ميتواند احساس افتخار و عزت ملي را در درون اعضاي جامعه تقويت نمايد.
قهرمانان ورزشي سفيران فرهنگ ملي: بديهي است وقتي يك ورزشكار در ميادين ورزشي ظاهر ميشود و افتخارآفريني ميكند به نمايندگي از كشور و مردم ايران در چنين جايگاهي ظاهر شده و رفتار وي معرف فرهنگ و ارزشهاي حاكم بر كشوري است كه به نمايندگي از سوي مردمش در اين ميادين حضور يافته و به تعبير رهبر انقلاب معرف «شخصيت ملي » آن ورزشكار است. بنا به تأكيد حضرت آيت الله خامنهاي حضور با حجاب بانوان ورزشكار ايراني بر سكوهاي قهرماني، ذكر نام ائمه در ميادين بينالمللي ورزشي يا پوشيدن لباسهايي با تصوير اين نامهاي مبارك فقط بر مبناي يك اعتقاد شخصي به شمار نميرود بلكه نشانه و نمادي از معنويت ملت ايران است كه با خود پيامي از جنس استقامت ملي نيز دارد. آن هم در شرايطي كه جهان غرب براي معنويتزدايي، دينزدايي و حيازدايي در تلاش است و از تمامي ظرفيتهاي خود براي دستيابي به اين مقصود بهره ميگيرد. در اين شرايط در واقع ميتوان از حضور پر صلابت ورزشكاران ايراني در ميادين بينالمللي به عنوان ظرفيتي قوي براي معرفي فرهنگ و ارزشهاي ايراني و حتي رساندن پيام معنويت دين اسلام بهره گرفت چراكه وقتي كسي بر روي سكوي قهرماني قرار ميگيرد خواه ناخواه نگاه ميليونها نفر از سراسر جهان را به سوي خود جلب ميكند؛ نگاهي كه به طور ويژه ميبيند، تحليل ميكند و الگو ميپذيرد.
نماد ايستادگي ملت ايران: يكي ديگر از آثار حضور با صلابت جوانان ايراني در ميادين ورزشي جهاني بر اساس اعتقادات، باورها و ارزشهاي خود رساندن پيام ايستادگي ملت ايران در مقابل فشارهاي تبليغاتي دستگاههاي مضر و مخرّب است. در شرايطي كه جهان غرب در راستاي ترويج بيعفتي و برهنگي تلاش ميكند و با همه توان براي ضد اخلاقيات و ضد معنويت تلاش ميكند حضور با حجاب و با چادر بانوان ورزشكار ايراني بر سكوهاي قهرماني نمادي از مقاومت ملت ايران در برابر اين تهاجم است. همچنانكه دست ندادن جوان ما با خانمهايي كه ميخواهند مدال گردنشان بيندازند علاوه بر ترويج معنويت و نماد استقامت بودن، آبروي ملي هم به شمار ميرود.
قهرماني، شمشيري دو دمدر برابر اين ثمرات و دستاوردهايي كه حضور جوانان ايراني بر سكوهاي قهرماني جهان دارد رفتارهاي نادرست و خلاف قانون آنها نيز ميتواند آبروي ملي ما را مورد خدشه قرار دهد. نمونه رفتارهايي كه ميتواند آبروي كشورمان را در مجامع بينالمللي دستخوش ترديد قرار دهد و ثمره تلاش و كوشش ديگر قهرمانان كشور را زايل كند رفتارهايي چون دوپينگ است كه خلاف قانون بوده و تخلفي آشكار به شمار ميرود و تبعات ناخوشايند متعددي را در پي خواهد داشت. بر اين اساس بنا به تعبير رهبر انقلاب « قهرمان شدن، محبوب شدن، در دل مردم جاگرفتن، يك شمشير دو دَم است؛ خيلي خوب است، اگر به لوازم آن بتوانيم پايبند باشيم؛ خطرناك است، اگر خداي نكرده نتوانيم به لوازم آن پايبند باشيم.»