کد خبر: 705895
تاریخ انتشار: ۰۶ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۶:۵۴
بررسي «چاپلوسي» از منظراخلاقي، ديني و اجتماعي
چيزي تا آمدن رئيس نمانده كه جمعي از زير‌دستان و كارگران هر طور شده خود را در مسير تردد او قرار داده‌اند تا...
مصطفي هاشمي نسب
پرده اول:چيزي تا آمدن رئيس نمانده كه جمعي از زير‌دستان و كارگران هر طور شده خود را در مسير تردد او قرار داده‌اند تا به هر نحو ممكن مراتب ارادت و سر‌سپردگي صميمانه و خالصانه(!) خود را به وي ابراز كنند. رئيس كارخانه از خودرو پياده مي‌شود و صداي چاكرم، نوكرم دوستدارانش فضاي كارخانه را پر مي‌كند...
پرده دوم: رئيس در صدر جلسه نشسته و با اعتماد به نفسي عجيب مشغول سخنراني و صدور دستورات است، معاونين و مديران زير دست او كه دور تا دور ميز را گرفته‌اند، بدون توجه به اشتباهات فاحش رئيس كه بعضاً در اداي صحيح كلمات نيز دچار مشكل است! با شيفتگي محض به او نگاه مي‌كنند و سر تكان مي‌دهند. بعضي‌ها هم كه معلوم است تجربه گرانبها و يد طولايي در جلب رضايت رؤسا دارند مترصد كوچك‌ترين فرصتند تا از درايت و كارداني رئيس تمجيد كنند و آواز به به و چه چه سر دهند...
پرده سوم:  مش غلام آبدارچي سالخورده اداره هر باري كه چاي را روي ميز رئيس مي‌گذارد، آنقدر از به اصطلاح وجاهت و كمالات رئيس تعريف مي‌كند كه انگار مادري دارد قربان صدقه جوان تازه دامادش مي‌رود. بارها كارمندان به مش غلام گفته‌اند تو كه همه وظايفت را به خوبي انجام مي‌دهي ديگر چرا اينقدر دور رئيس مي‌گردي؟! و هر بار جواب پير‌مرد اين است كه: من اين موها را در آسياب سفيد نكرده‌ام. اگر قرار باشد روزي چيزي به داد من برسد همين تصدق و دورت بگردم‌هاست...
 
صحنه‌هاي بي‌شمار تملق در جامعه
بدون شك شما هم به عنوان يك عضو از جامعه بارها و بارها شاهد صحنه‌هاي چاپلوسي و تملق در اطراف خود بوده‌ايد. صحنه‌هايي كه اغلب يك طرف ماجرا عاشقي سينه چاك، نوكري دربست يا چاكري گوش به فرمان قرار دارد و سوي ديگر ماجرا فردي صاحب نفوذ، صاحب مكنت يا صاحب مقام است.
صحنه‌هايي از اين دست كه در ادبيات محاوره‌اي جامعه ما با عناويني مانند چاپلوسي، تملق، بادنجان دور قاب چين، خود شيريني، خوش رقصي، چرب زباني و. . . از آن ياد شده است، گاهي آنقدر عادي و معمولي شده كه شايد چندان به چشم نيايد. پديده‌اي كه با وجود ديده نشدن، هم مي‌تواند سنجه‌اي براي سنجش وضعيت يك جامعه باشد و هم مي‌تواند سرمنشأ بسياري از آسيب‌ها و مشكلات اجتماعي گردد. 
بزرگنمايي براي باور كردن
گويا آنچنان به شنيدن و گفتن مفاهيم و كلمات مبالغه‌آميز عادت كرده‌ايم كه تا موضوعات، سخنان، خواسته‌ها، حوادث و... را تا ده‌ها برابر بزرگنمايي نكنيم كسي به اهميت آن پي نمي‌برد.  اين كنش‌هاي مبالغه‌آميز به نوعي است كه انگار افراد جامعه براي توضيح كوچكي در مورد واقعيت‌ها و اتفاقات روزمره بايد به كلمات غلو گونه متوسل شوند.
 
متأسفانه پديده تملق و چاپلوسي تنها مختص فضاهايي كه پاي منفعت يا تسهيلاتي خاص در ميان است نيست، بلكه اگر قدري دقيق‌تر نگاه كنيم، مي‌بينيم پاي اين پديده به ساير عرصه‌هاي زندگي اجتماعي ما نيز باز شده است. براي ابراز محبت و علاقه راهي نيست مگر اينكه از جملاتي مانند فدايت شوم، قربانت بروم، دورت بگردم و... استفاده كنيم. براي بروز نهايت خشم و احساسات دشمنانه نيز چاره‌اي نداريم مگر اينكه براي طرف مقابل آرزوي سينه قبرستان، خبر مرگ، رفتن و بر‌نگشتن و... نماييم.
همه اينها در حالي است كه نه فردي كه در مقام ابراز محبت و لطف است حاضر مي‌شود جان عزيزش را فداي ديگري كند و نه آن كسي كه در مقام ابراز نفرت و خشم است واقعاً راضي به مرگ و نيستي ديگري است.  به راستي حالا كه خودمان هم بي رو در بايستي به اين واقعيت واقفيم كه هيچ يك از اين تعارف‌ها، تملق‌ها و... در صحنه عمل زندگي ما جايگاهي ندارد، پس چرا زيست اجتماعي ما اينقدر به اين آسيب‌ها و اعمال ناپسند آلوده شده است؟
از نگاه جامعه‌شناختي يكي از عوامل اصلي بروز چنين كنش‌هايي در سطح جوامع، تلاش كنشگران براي جلب احترام و دستيابي به پايگاه، منزلت و جايگاه‌هاي بهتر اجتماعي است، چه آنجايي كه فرد تلاش مي‌كند با چاپلوسي به پست و مقامي نائل آيد و چه آنجايي كه مي‌كوشد با چرب زباني و تملق منفعتي را براي خود كسب نمايد.  يكي ديگر از عوامل افزايش اين پديده، احساس نا‌امني است كه افراد نسبت به پايگاه كنوني خويش دارند. اين احساس نا‌امني باعث مي‌شود كه براي حفظ پايگاه و موقعيت فعلي اجتماعي خود و به اصطلاح آجر نشدن نانشان دست به هر كاري بزنند.  در محيط يا جامعه‌اي كه افراد در آن اينگونه نا‌امني‌ها را احساس مي‌كنند، خوشامد و رضايت فرا دستان و صاحبان پايگاهاي اجتماعي برتر و باج دادن به آنها جهت دستيابي به منافع و در امان ماندن از ضرر، به امري ضروري و غير قابل انكار تبديل خواهد شد.
بروز اين رفتارها در يك محيط كه مي‌توان از آن به عنوان يك بيماري اجتماعي ياد كرد در حالي است كه در يك جامعه سالم متعارف، احترام و ارتقاي پايگاه و منزلت اجتماعي از طريق موافقت‌هاي بي‌چون و چرا با نظرات ديگران، تعريف و توصيف‌هاي افراطي، دولا و راست شدن‌ها، دست‌بوسي‌ها، دكتر و مهندس خطاب كردن‌ها و رفتارها و گفتارهايي از اين دست امكانپذير نيست، بلكه كسب مهارت‌هاي مختلف، تحقير نكردن ديگران به خاطر جايگاه‌هاي اجتماعي دون، لهجه، شغل، عدم دخالت در امور و زندگي خصوصي افراد، آزار نرساندن به ديگران، تخريب نكردن اطرافيان و. . . است كه موجب جلب احترام و كسب وجهه و جايگاه بهتر در سطح جامعه مي‌شود. 
 
آفات چاپلوسي در جامعه
 
در محيط‌ها و جوامعي كه چاپلوسي به‌صورت رفتاري همه‌گير جريان دارد، هر نوع تعبير و رفتاري بايد مورد پسند طبقه‏ فرادست و ممتاز جامعه باشد. به همين خاطر صداقت و پايبندى به اصولى كه متضمن منافع واقعى افراد و جامعه است، جاى خود را به تحسين مبالغه‌آميز و در نهايت رفتارهاي چاپلوسانه مى‏دهد.
 
چاپلوسى يا ساير آفات اخلاقى در هر مجموعه‏اى نشانگر ناسالم بودن روابط، مناسبات و هنجارهاى حاكم بر آن جامعه است. فضايى اينچنين زماني در جامعه شكل مى‏گيرد كه منزلت‏ها و نقش‏ها بر اساس شايستگي‌هاي افراد توزيع نشود.  بدون ترديد افزايش و گسترش رفتارهاي انحرافي و آسيب‌هاي اجتماعي از جمله فرهنگ چاپلوسي و چاپلوس پروري در هر جامعه، سازمان يا محيطي سبب آلودگي فرهنگي و اخلاقي آن محيط شده و به مرور زمان اين فرهنگ بيمار موجب رواج بدبيني در جامعه، كاهش ارتباط افراد سالم و كاردان، خارج شدن اين افراد از چرخه مسئوليت و مديريت، كمرنگ شدن شايسته سالاري، روي كار آمدن اشخاص بي‌لياقت، كاهش شديد انگيزه اجزاي مختلف و در نتيجه كاهش كارآمدي و بهره‌وري در آن سازمان يا جامعه خواهد شد.  بي‌شك وقتي كارآمدي يك حكومت يا سازمان افت كند، اين روند كاهشي آرام آرام منجر به بروز نارضايتي در اقشار و طبقات مختلف جامعه شده و اين امر در صورت حاد شدن، حتي مي‌تواند باعث فروپاشي و از بين رفتن يك سازمان، اجتماع يا حكومت گردد.  البته بايد توجه داشت كه همه مشكلات و گرفتاري‌هاي ناشي از چاپلوسي و تملق برگردن چاپلوسان و متملقان نيست، بديهي است كه هيچ فرد چاپلوسي جرئت تملق گويي و دگر فريبي به خود نخواهد داد، مگر اينكه اطرافيان و فرادستان ضعيف‌النفس و چاپلوس‌پرور براي ارضا يا جبران حقارت‌ها و كاستي‌هاي خود از او حمايت كنند.
كساني كه بر اثر روابط و چرب زباني به مقام و موقعيتي رسيده‌اند، از مدح و ستايش ديگران نيز لذت مي‌برند و بساط خود را روز به روز گسترده‌تر و جامعه را روز به روز آلوده‌تر خواهند كرد. 
نكوهش چاپلوسي در مباني ديني و فرهنگي
 
چاپلوسي و تملق در سيره بزرگان و پيشوايان ديني و همچنين در ساير ملل و فرهنگ‌ها امري ناپسند و نكوهيده است. اين نكوهش تا جايي است كه توصيه كرده‌اند وقتي تعريف‌كننده‌ها (چاپلوسان) را ديديد، بر صورتشان خاك بپاشيد. در مباني دين مبين اسلام چاپلوسي و تملق آنقدر خطرناك ذكر شده كه پيامبر اعظم (ص) در اين خصوص مي‌فرمايند: «اگر مردمي با چاقوي برنده و تيزي به سراغ شخصي بروند، براي او بهتر است از اينكه در پيش رويش مدح او را بگويند».
نگاه به منابع و مباني ديني اين نتيجه را حاصل مي‌كند كه وجود صفت چاپلوسي و تملق موجب فراهم شدن زمينه‌هاي فساد فردي و به تبع آن فساد اجتماعي خواهد شد.  در قرآن كريم نيز واژه «ملق» به عنوان ريشه «تملق»، به صورت «املاق» و براي بيان نداري و مشكل مالي عنوان شده است. اما اينكه چرا در مصحف شريف به انسان ندار نسبت املاق داده شده به اين خاطر است كه انسان ندار براي دستيابي به منافع خود به هر كاري از جمله چاپلوسي و تملق روي مي‌آورد.
 
البته مفهوم «تملق و چاپلوسي» در قرآن كريم با واژه‌هاي ديگري نيز به كار رفته است. از جمله خداوند متعال از افراط در حمد و ثنا به معناي چاپلوسي اشاره كرده و از انسان‌ها مي‌خواهد تا اينگونه رفتارها را ترك كنند. چنانكه در آيه نوراني 188 از سوره مباركه آل عمران مي‌فرمايد: «البته گمان مبر آنها كه از اعمال خود خوشحال مي‌شوند و دوست دارند در برابر آنچه انجام نداده‌اند مورد ستايش قرار گيرند از عذاب الهي بركنارند، بلكه براي آنها عذاب دردناكي است.»
 
بر اساس احاديث و روايات حضرات معصومين (ع) نيز كه نمونه‌اي از آن ذكر شد، اهل تملق و چاپلوسي انسان‌هاي خود‌باخته‌اي هستند كه فقط به يك رذيله اخلاقي دچار نيستند، بلكه به واسطه چاپلوسي به مجموعه‌اي از رذائل اخلاقي دچار شده‌اند. چاپلوسان براي دستيابي به اهداف خود به غلو، ريا كاري، دروغ‌گويي، توجيه‌گري، نقد گريزي، بهانه‌تراشي و بسياري ديگر از رذائل اخلاقي متوسل مي‌شوند و با زير پا گذاشتن اخلاق و ارزش‌هاي انساني جامعه تنها به فكر رسيدن به منافع و مطامع خويش هستند.  چاپلوسان بدتر از آنكه مرتكب گناه و معصيت مي‌شوند، فرد ديگري را نيز به گناه ترغيب كرده و مانع مي‌شوند تا او حقيقت را بشناسد و به بازسازي افكار و رفتار خود بپردازد. چاپلوسي و تملق، غرور مي‌آورد و فرد مغرور به پند ديگران توجه نمي‌كند و اگر اين رفتار او با قدرت نيز همراه شود موجب ايجاد سختي براي سايرين و بدبختي افراد جامعه مي‌شود.
بر همين اساس يكي از مستي‌هايي كه حضرت اميرالمؤمنين(ع) نسبت به آن هشدار داده‌اند «مستي تمجيد و تملق» است. ايشان مي‌فرمايند: «شايسته است انسان عاقل خويشتن را از مستي ثروت، مستي قدرت، مستي علم و دانش، مستي تمجيد و تملق و مستي جواني مصون نگه دارد؛ زيرا هر يك از اين مستي‌ها بادهاي مسموم و پليدي دارد كه عقل را زائل مي‌كند و آدمي را خفيف و بي‌شخصيت مي‌نمايد». 
پيش به سوي مبارزه با چاپلوسي
 
براي مبارزه با اين پديده ناميمون اجتماعي بايد برنامه‌هايي در دو محور فردي كه تحت تأثير كنش تك‌تك افراد جامعه است و جمعي كه بيشتر متأثر از ساختارها و نهادهاي مدني يك جامعه است تدوين و اجرا گردد.
 
درست است كه فرهنگسازي و ايجاد ساختاري ضد‌چاپلوسي و تملق از وظايف اصلي نهادهاي مدني است اما بسياري از جامعه‌شناسان معتقدند ساختارها نيز متأثر از كنشگران مي‌باشند. آنها اعتقاد دارند از آنجا كه ساختارها و نهادها نيز متشكل از مجموعه‌اي از افراد جامعه هستند، بنابراين در صورتي كه افراد يك جامعه اصلاح شوند به تبع آن ساختارها نيز تغيير كرده و در مسير اصلاح قرار خواهند گرفت.  از اين رو جدا از وظايف دولت‌ها در مبارزه با آسيب‌هاي اجتماعي كه در جاي خود بسيار مهم و تأثير‌گذارند و غفلت از آن مي‌تواند عواقب بسيار سوئي براي جامعه به بار آورد، مهم‌ترين نقش و بخش اين مبارزه بر عهده آحاد افراد جامعه است.
 
فراموش نكنيم كه چاپلوسي و تملق مانند اكثر رفتارهاي اجتماعي امري اكتسابي است. پس در گام اول هم مراقب باشيم كه تحت تأثير ديگران به اين بيماري مبتلا نشويم و هم مراقب باشيم كه با انجام رفتارهاي چاپلوسانه، اطرافيان و فرزندانمان را تحريك به كسب و انجام اين خصيصه منفي اجتماعي نكنيم.  در گام دوم بايد در مقابل افراد چاپلوس و متملق، رفتاري صحيح و مسئولانه داشته باشيم. فرض كنيد يكي از نمونه‌هاي عيني چاپلوسي و تملق در محل كار شما حضور دارد، با او چه بايد كرد ؟
 
خوب است بدانيد يكي از بهترين و مناسب‌ترين روش‌ها براي برطرف كردن رفتارهاي چاپلوسانه و تملق‌آميز، اعتنا نكردن و عدم پاسخ مثبت به رفتار چاپلوسان است. با استفاده از اين روش فرد متملق و چاپلوس متوجه مي‌شود كه اين رفتار او نه تنها در اطرافيان و سوژه‌هاي هدفش تأثيري ندارد بلكه باعث تحقير خود او مي‌شود؛ بنابراين مجبور به تجديد‌نظر در رفتارهاي خود و جايگزيني رفتار مناسب خواهد شد. البته توجه داشته باشيد كه در كنار اصلاح رفتار او، شما نيز بايد پاسخي مثبت به رفتارهاي اصلاح شده و مناسب او بدهيد.
 
به ياد داشته باشيم نكته مهم و حائز اهميت در مبارزه با چاپلوسي، «احساس مسئوليت اجتماعي» است. پس اگر براي آينده خود، فرزندان و جامعه‌مان اهميت قائليم، بايد با احساس مسئوليت تمام تلاش خود را جهت زدودن بيماري‌ها و انحرافات از جامعه به كار گيريم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها