اين دور از مذاكرات هستهاي هم بعد از چهار روز گفتوگو در شهر ژنو تمام شد و قرار است طرفهاي مذاكره استراحتي يك هفتهاي به خود بدهند و بعد دوباره مذاكرات را از سر بگيرند. در اين دور هم مثل چندين دور قبل خبر قابل توجهي از مذاكرات به دست نيامد و طرفهاي گفتوگو بيشتر به همان حد از اظهارنظرهاي كلي و محتاطانه قناعت كردند اما با وجود اين، خبرهايي داغ از پرونده هستهاي ايران انتشار يافت كه نه از ژنو و طرفهاي مذاكرات بلكه توسط دو رسانه انگليسي و قطري منتشر شدند.
روزنامه انگليسي گاردين و شبكه تلويزيوني قطري الجزيره درست بعد از اتمام مذاكرات در ژنو اسناد محرمانه و حتي فوق محرمانهاي از چندين سازمان و آژانس اطلاعاتي و امنيتي مشهور جهان منتشر كردهاند كه بخشي از آن مربوط به پرونده هستهاي ايران ميشود. يكي از اين اسناد از سوي موساد است كه سازمان اطلاعاتي رژيم صهيونيستي در اين سند اعتراف قابل توجهي به فعاليت هستهاي ميكند.
موساد در اين سند اعتراف ميكند كه ايران «فعاليتهاي لازم براي توليد سلاح اتمي را دنبال نميكند» و در ادامه تأكيد ميكند: «حتي اگر ايران اورانيوم غني شده كافي با خلوص پنج درصدي را براي چند بمب انباشته باشد و بخشي از آن را تا ۲۰ درصد غني كرده باشد، به نظر نميرسد كه آماده غنيسازي آن در سطوح بالاتر باشد».
جالب اينجا است كه موساد اين سند را چند هفته بعد از سخنراني بنيامين نتانياهو در مجمع عمومي سازمان ملل تنظيم كرده بود كه نتانياهو در آن سخنراني نقاشي مشهور خود از بمب اتمي ادعايي ايران را به نمايش عمومي گذاشت و مدعي شد ايران 70 درصد از مسير ساخت بمب اتم پيموده و ميتواند تا بهار يا تابستان آينده به نقطه بيبازگشت از ساخت بمب اتم برسد.
حالا معلوم شده كه ادعاي نتانياهو درست برخلاف ارزيابيهاي اطلاعاتي سازمان جاسوسي خود او بوده و او بدون هيچ سند و مدركي آن نمايش را به راه انداخته بود.
اين مسئله قابل توجه است كه چرا گاردين و الجزيره درست در اين مقطع و پس از اين دور از مذاكرات ژنو آن اسناد را منتشر كردهاند. يك نكته در جهت تخريب اقدام نتانياهو براي رفتن به كنگره در هفته بعد است تا نتواند نمايش مشابه آن موقع را در برابر نمايندگان كنگره امريكا به راه بيندازد. با وجود اين، اسناد منتشره اصل روياي غرب در مورد فعاليت هستهاي ايران را از تعبير مياندازد و نشان ميدهد كه حتي جاسوسان سازماني مثل موساد هم اعتقادي به اين رويا نداشتهاند.
اگر اطلاعات منتشره از دادگاه جفر استرلينگ به اين موضوع اضافه شود، واهي بودن روياي غرب بيشتر روشن ميشود. در آن دادگاه معلوم شد كه سيا برنامه جاسوسي را در دست اجرا داشته تا اطلاعات جعلي از فعاليتهاي تسليحات اتمي را در پرونده هستهاي ايران بگنجاند تا آنكه علاوه بر ايجاد اختلال در فعاليت هستهاي ايران، بتوانند اين فعاليت را متهم به ابعاد نظامي بكنند.
پيتر جنكينز، نماينده سابق بريتانيا در مقر آژانس بينالمللي انرژي اتمي، با توجه به همين اطلاعات از دادگاه استرلينگ گفت: «اين امر نشان ميدهد كه احتمالا برخي آژانسهاي جاسوسي كه سياست خصمانهاي عليه ايران داشتهاند، تصميم گرفتهاند اسناد جعلي را همچون قرار دادن مدرك جرم در صحنه براي بازرسان آژانس درايران جا گذارند. به نظر اين مشكل بزرگي است». آژانس بينالمللي انرژي اتمي و دبير كل آن با طرح ابعاد نظامي در فعاليت هستهاي ايران زمينه و مجوز را به جبهه غربي براي تحريمهاي شوراي امنيت و يكجانبه فراهم كردهاند اما هيچگاه حاضر نشدند منابع اطلاعاتي خود را اعلام كنند تا معلوم شود اين اتهامات از كجا ريشه گرفته است.
حالا با اين اسناد از موساد و اطلاعات دادگاه استرلينگ معلوم ميشود كه منابع مورد اتكاي آژانس از يك طرف و با يك برنامه گسترده و پيچيده جاسوسي اسناد جعلي را حول و حوش پرونده هستهاي ايران گنجانده بودند تا آن كه آژانس با اتكاي به اين اسناد آن اتهامات را مطرح كند و از طرف ديگر، خود همين سازمانهاي جاسوسي يا به تعبيري منابع اطلاعاتي آژانس معترف بودهاند كه در پرونده هستهاي ايران هيچ بعد نظامي وجود ندارد. اين دو وجه است كه واقعيت امر در اصل روياي غرب از فعاليت هستهاي ايران را برملاء ميكند و نشان ميدهد كه اين رويا بيش از يك توهم تبليغاتي نبوده و غرب با همين توهم حمله تحريمي خود را عليه ايران انجام داده است.
با اين اسناد است كه ميتوان پرسيد آژانس ديگر چگونه ميتواند بر آن اتهامات اصرار كند و از اين مهمتر، آيا وقت آن نرسيده تا آژانس يك بازنگري اساسي در منابع اطلاعاتي و اتهامات خود عليه فعاليت هستهاي ايران بكند؟ اين مطالبهاي است به حق كه نشانههاي تأييد آن در همين اسناد منتشره شده از منابع اطلاعاتي خود آژانس ديده ميشود و به همين جهت است كه آژانس بايد در جهت شفافسازي مسئوليت توجه جديتر به اين مسئله بكند و در رسيدگي به پرونده هستهاي ايران صداقت مورد انتظار را داشته باشد.