ترجيح ميداد تيم ملي راهي فينال شود اما وقتي اين اتفاق رخ نداد، سعي كرد جاي خالي ايران را در فينال جام ملتهاي آسيا با سوتهاي عادلانهاش پر كند. اين دومين موفقيت فغاني بعد از حضور در جامجهاني 2014 به عنوان داور حمايتكننده بود. راهي كه شايد به جامجهاني 2018 و حضور در تركيب داوران اصلي ختم شود. او از همان دوران كودكي كه فاصله 12 كيلومتري خانه تا بيمارستان را به همراه پدر و برادرش ميدويد تا آمادگي جسماني خوبي پيدا كند، به داوري عشق و علاقه پيدا كرد به طوري كه فوتبال را كنار گذاشت و سوت قضاوت به دست گرفت تا از اين طريق براي كشورش افتخارآفريني كند.
تيم ملي كه استراليا را ترك كرد، حسرت عدم رسيدن به جام قهرماني اين رقابتها چهارسال عميقتر شد. با اين تفاوت كه البته اين بار يك تيم ديگر از ايران در جام ملتها حضور داشت و به فينال هم رسيد.
البته ناگفته نماند من و ساير اعضاي تيم داوري ايران مثل همه مردم كشورمان دوست داشتيم تيم ملي به فينال راه پيدا كند. شايد برخي بگويند ما دوست داشتيم تيم ملي حذف شود تا شانس خودمان براي حضور در فينال بيشتر شود، اما اينطور نيست؛ ما واقعاً دوست داشتيم تيم ملي به مراحل بالاتر صعود كند. تيم ملي خيلي خوب و باغيرت كار كرده بود، خصوصاً در بازي آخر با عراق و به هيچ عنوان دوست نداشتيم قبل از تيم داوري استراليا را ترك كند اما خب متأسفانه آنطور كه دوست داشتيم نشد. بعد از آنكه تيم ملي استراليا را ترك كرد سعي كرديم به عنوان نمايندههاي ايران، با قضاوتي خوب و عادلانه، باعث افتخار كشورمان شويم و فكر ميكنم در اين راستا موفق هم شديم.
خيليها تصور ميكردند در بازي فينال احساساتي عمل كنيد و انتقام داور استراليايي را از تيم ملي اين كشور بگيريد، اما فغاني و كمكهايش ثابت كردند احساسات خود را وارد مستطيل سبز نميكنند.
اين وظيفه يك داور است. نه فكر كنيد فغاني و كمكهايش كار خارقالعادهاي انجام دادند. وظيفه يك داور اين است كه عادلانه و به دور از احساسات قضاوت كرده و حق را به حق دار برساند. ما هم طبق همين قاعده سعي كرديم وظيفه خود را به نحو احسن انجام داده و سربلند از زمين بيرون بياييم. ضمن اينكه من برخلاف بسياري كه تنها داور استراليايي را مقصر 10 نفره شدن تيم ملي ميدانند، پولادي را مقصر ميدانم. او نبايد شرايط را براي اين اتفاق مهيا ميكرد و نميتوان از سهم او در اين شكست چشم پوشي كرد. علاوه بر آن، فكر ميكنم تيمها در چنين شرايطي بايد آمادگي هر مسئلهاي حتي 10 نفره شدن را هم داشته باشند. اشتباهات داوري جزئي از بازي فوتبال است و به جاي آنكه اين اشتباهات را دليل ناكاميها و شكستهاي خود بدانيم، بايد به گونهاي پيش برويم كه اين چنين اشتباهاتي هم نتواند ضربهاي به ما بزند ! با اين وجود اما نميتوانستيم با دخيل كردن احساسات خود از حذف تيم ملي كشورمان در قضاوت بازي فينال به نام ايران و اعتمادي كه به تيم داوري آن شده بود خدشه وارد كنيم. قضاوت كار آساني نيست و هميشه سعي ميكنم عادلانه و بيطرف سوت بزنم و احساساتم را وارد كارم نميكنم.
قضاوت در ورزشگاهي با 80 هزار تماشاگر بدون شك راحت نيست اما به نظر ميرسد قضاوت در ايران و بازيهاي پرتماشاگري چون دربي پايتخت باعث شده بود مشكل چنداني از اين بابت نداشته باشيد.
همينطور است. ما در ايران بازيهاي پر تماشاگر زيادي را قضاوت كرده و به اين چنين جوي عادت داشتيم و مسئله تازهاي نبود برايمان كه بخواهد مشكلساز شود. علاوه بر آن، بازيهاي باشگاههاي جهان، مقدماتي جام باشگاههاي جهان حتي صعود استراليا در بازي آخر برابر عراق نيز از همان ديدارهاي پرتماشاگري بود كه سوت زديم و هيچ مشكلي از اين حيث برايمان به وجود نيامد. چراكه در واقع به قضاوت چنين بازيهايي عادت داريم.
36 سال انتظار براي اينكه بار ديگر يك داور ايراني از سوي فيفا در جمع داوران برگزيده جامجهاني قرار بگيرد انتظار كمي نبود كه خوشبختانه با قضاوتهاي خوب عليرضا فغاني 36 ساله در تورنمنتهاي بينالمللي اين انتظار به پايان رسيد. اما غياثي ميگويد از سال 1347 شاگرد نصيري بوده و او هيچوقت چنين ادعايي را نكرده و حتي جعفر نامدار هم فينال جام ملتها را سوت نزده است و فغاني اولين داور ايراني است كه فينال را سوت زده.
مهم اين نيست كه اولين نفر باشي يا دومين نفر، مهم اين است كه اين مرحله را هم گذرانديم و حالا قضاوت در فينال جام ملتهاي آسيا نيز به پاي داوري ايران نوشته شده است. مهم كسب افتخار براي ايران است و شخص در اين گونه مواقع خيلي مهم نيست. اگر قبل از من هم كسي اين بازي را قضاوت كرده باشد، حتماً تمام فكرش يك قضاوت عالي و بيطرف و سربلندي نام ايران بوده، همانطور كه من و كمكهايم با اين هدف وارد ميدان شديم. در واقع مهم موفقيتي است كه كسب شده است.
قبول داري حالا انتظارات از فغاني به مراتب بيشتر از قبل است و همه توقع دارند داوري كه فينال جام ملتهاي آسيا را قضاوت كرده در ديگر قضاوتهايش هم بيعيب و نقص باشد؟
قبل از هر چيز بايد بگويم با وجود تمام تلاشي كه كرديم، ما هم در بازيهاي جام ملتها اشتباهاتي داشتيم كه نه عمدي بود و نه آنقدر جدي كه در جريان بازي تأثيري داشته باشد. اما در كل اين مسئله اجتنابناپذير است. اشتباهات داوري جزئي از فوتبال است. در واقع انسان جايزالخطاست. هيچ داوري دلش نميخواهد اشتباه كند اما خب بايد بپذيريم كه گاهي اتفاقاتي هم رخ ميدهد. حتي داوراني كه در جامجهاني بهترين قضاوتها را داشتهاند گاه در ديگر مسابقات كه سطح آن با جامجهاني قابل مقايسه هم نيست مرتكب اشتباهاتي ميشوند. با اين وجود سعي ميكنم حالا كه توقعات از فغاني بالاتر رفته، تمام تلاشم را بكنم تا پاسخگوي انتظاراتي كه از من هست باشم.
اما قبول اشتباهات داوري، كار آساني هم نيست. شايد به همين دليل هم باشد كه داوران در ايران برخلاف فوتباليها از محبوبيتي برخوردار نيستند. البته اين ميتواند دليل برخوردهاي ضد و نقيض كميته داوران هم باشد، در حاليكه در مواقع لزوم حمايتي از جامعه داوري نميكند، مثلاً هيچ برنامهاي براي تجليل از داوران فينال جام ملتها وجود نداشت در مقابل به وقت اشتباه، با حمايت بيمنطق، باعث به وجود آمدن فاصلهاي عميق بين داوران و جامعه فوتبال شده است.
كميته داوران و در رأس آن فريدون اصفهانيان به عنوان نفر اول داوري در ايران موظف هستند حق داوران را بگيرند. در واقع آنها بايد خواستار برنامهاي براي تقدير و تشكر از داوران باشند. اما به نظر ميرسد آنها آنقدر به مسائل روزمره مشغول هستند كه فرصتي براي رسيدگي به اين امور ندارند. به همين دليل شاهد هستيم به برخي اعضاي تيم ملي به رغم نتيجهگيري پاداش داده ميشود اما از تيم داوري كه در فينال قضاوت كرد، هيچ گونه تشكري، نه مادي و نه معنوي نميشود. اين يك سوي ماجراست. از سوي ديگر شما نگاه كنيد، حقالزحمه داوران به چه شكل است، بعد از ماهها تأخير پولي هم كه پرداخت ميشود به اشل دو سال قبل است. انتظار داوران از كميته داوران است كه مسائل و مشكلات آنها را حل كند. اما هميشه شعار ميشنويم. نامه نوشتهايم، پاسخي ندادند. اينطور كه نميشود، بايد زمان گذاشت دل سوزاند! از نظر من مقصر اصلي، تشكيلات داوري كشور است كه انسجام خوبي ندارد. آنها هيچ اقدامي درخصوص تحقق خواستههاي داوران انجام نميدهند و در قبال گلايههاي داوران هم معمولاً هيچ گونه رسيدگي صورت نميپذيرد. به هر حال اين طبيعي است كه امثال كفاشيان، نبي و تاج درگير مسائل مختلفي باشند. به همين دليل اين وظيفه تشكيلات داوري است كه دنبال تحقق خواستههاي داوران باشد. از طرف ديگر اختلافنظرهاي زيادي ميان دپارتمان داوري و كميته داوران وجود دارد كه شده قوز بالا قوز! داوران خواسته زيادي ندارند، در وهله اول رسيدگي به حقالزحمه داوران اصليترين درخواست ماست. در كنار آن مشكلات بيمهاي داوران هم بايد هرچه زودتر حل و فصل شود كه البته در اين راه اقدامات خوبي در شرف انجام است. اما اميدوارم مشكلات هر چه سريعتر حل شود تا جامعه داوري بدون دغدغه، قضاوتهاي خوبي داشته باشد.
فكر نميكنيد به همين دليل است كه شاهد افت شديدي در زمينه داوريها شدهايم؟ از يك سو داوران اليت از سال 2008 به اين طرف از شش نفر به يك نفر كاهش يافته، از سوي ديگر دستمزدهاي پايين هميشه بحثهاي حاشيهاي زد و بند را مطرح ميكند از سوي ديگر شاهد خداحافظي داوران باسابقه هستيم كه روند جالبي نيست !
در خصوص بحث زد و بند هميشه حرفهايي زده شده كه هيچ وقت جدي مطرح نشده، در حالي كه فكر ميكنم اگر مسئلهاي هست بايد خيلي شفاف به آن پرداخته شود تا آبروي جامعه داوري و كساني كه در اين زمينه سالم تلاش ميكنند حفظ شود. البته فساد در همه جا وجود دارد و استثنايي وجود ندارد. اما خودم شخصاً هرگز با چنين مسئلهاي برخورد نكردهام. اما اين را ميدانم كه بيتوجهي به مسئله داوران و عدم حل مشكلات آنهاست كه باعث دلسردي و خداحافظي برخي داوران شده است. مسئولان ميگويند در حال جوانگرايي هستند اما در واقع با كنارگيري داوران باتجربه و نامي، چارهاي جز بها دادن به جوانها نيست. درحالي كه بايد يك تركيب جوان و باتجربه در كنار هم كار كند تا نتيجهاي مثبت داشته باشد.
بعد از حضور در جامجهاني به عنوان داور چهارم، اين بار قضاوت در فينال جام ملتهاي آسيا به فغاني رسيد. اين ميتواند اميدواريها را براي قضاوت در جامجهاني 2018 و حضور در جمع تيمهاي اصلي داوري بيشتر كند؟
خب قضاوت در چنين تورنمنتهاي بزرگي شانس خوبي است اما تضمينكننده حضور در جامجهاني 2018 به عنوان داور اصلي نيست. براي رسيدن به اين مهم بايد جايگاهمان را ثابت نگه داريم. فقط شركت در تورنمنتهاي بزرگ مهم نيست. قبل از هر چيز بايد آمادگي بدني و شرايط خود را در وضعيت ايدهآل نگه داريم كه اين هم بستگي به انجام تمرينات مستمر و برنامهريزي شده دارد. وگرنه نميتوان به حضور در جامجهاني اميدوار بود.
گفته ميشد روزي شش جلسه تمرين ميكنيد! اين شدني است؟ چطور برنامهريزي ميكنيد كه هم به كار و زندگيتان برسيد و هم بتوانيد شش جلسه در روز تمرين كنيد؟
(خنده) نه، اينطور نيست، اشتباه متوجه شدهاند. من گفته بودم مثل فوتباليستها، هفتهاي پنج، شش جلسه تمرين ميكنم اما اينطور تصور شده بود كه گفتهام روزي شش جلسه تمرين ميكنم. براي جامجهاني 2014 فيفا برنامه تمريني به داوران داد كه بسيار خوب بود و بعد از جامجهاني نيز بر حسب همين برنامه تمريناتم را به طور مستمر پيگيري ميكنم تا از شرايط ايدهآل بدني دور نمانم. با توجه به افزايش سرعت فوتبال دنيا، تستهاي سرعتي و استقامتي داوران هم افزايش پيدا كرده است تا داور بهتر بتواند در تمام صحنهها حاضر باشد.
در شرايطي كه ندانستن زبان باعث شده داوران ايراني نتوانند بهرهاي از كلاسهاي توجيهي و فني بينالمللي ببرند، تسلط فغاني به زبان انگليسي يكي از دلايل موفقيتهاي او در داوري شده است. شايد چون پدرش سالها قبل از اين مسئله ضربهاي سنگين خورده بود!
خب من واقعاً اين مسئله را مديون پدرم هستم. پدرم يكي از داوران خوب فوتبال بود اما در سال 62 نتوانست داور ملي شود چون زبان انگليسي را به خوبي بلد نبود. به همين دليل از كودكي ما را به فراگرفتن اين زبان تشويق كرد؛ مسئلهاي كه تأثير بسيار زيادي در پيشرفتم داشت.
البته گويا خيلي هم بچه درسخواني نبودهايد !
(خنده) دقيقاً، من اصلاً بچه درسخواني نبودم و حالا دارم چوب آن را ميخورم. به طوريكه مجبور شدهام هم كار كنم، هم درس بخوانم و هم برنامههاي داوريام را منظم انجام بدهم. حالا اما دارم جور آن زمان را ميكشم و الان علاوه بر زبان انگليسي، در حال يادگيري زبان اسپانيايي هم هستم. هر چه بيشتر زبان بدانم، بيشتر ميتوانم در داوري پيشرفت كنم. در واقع با كسب علم و دانش، ميتوانم هم سطح علم روز دنيا پيش بروم.
گفته ميشد از بيتوجهي مسئولان در استراليا شاكي بودهايد!
شاكي كه نه، اما خب وقتي ميديديم مسئولان كشورهاي ديگر آنقدر به داوران خود رسيدگي ميكنند و مدام با آنها در تماس هستند انتظار داشتيم حداقل يك تماسي هم با ما گرفته شود. حالا رسيدگي بماند اما حالي از ما ميپرسيدند! اما خب گذاشتيم به پاي اين مسئله كه آنها هم گير و گرفتاريهاي خاص خود را داشتند، مخصوصاً بعد از بازي با عراق و اتفاقات آن بازي سعي كرديم شرايط را درك كنيم. به هر حال ما براي هدف مشخصي به استراليا رفته بوديم و بايد به آن فكر ميكرديم. درست است توجه مسئولان ميتواند تأثير بالايي در روحيه و انگيزههايمان داشته باشد اما خب، بيخيال...!
از بيتوجهي مسئولان چه در استراليا و چه در بازگشت كه بگذريم و عدم تجليل از تيم داوري را هم كه بگذاريم به پاي اتفاقات ناخوشايندي كه به آن عادت كردهايم، نميتوان از بدشانسيهايتان هم چشمپوشي كرد! در حالي كه ميتوانستيد با ربودن گوي سبقت از ساير رقبا، خصوصاً ايرماتوف، به عنوان بهترين داور انتخاب شويد، اين آيتم از برنامههاي afc هم حذف شده است!
اين مسئلهاي بود كه خودم در بازگشت از استراليا در يكي از مصاحبههايم به آن اشاره كردم. بله، ديگر قرار نيست بهترين داور انتخاب شود و به جاي آن قرار است كه از يك داور پيشكسوت تجليل شود. خب البته تصور ميكنم اين تغييرات خيلي هم مثبت است. اگر چه كسب عنوان بهترين داور بسيار خوشايند بود و افتخاري براي ايران عزيزمان، اما خب در انتخاب اين عناوين يك سري مسائل هم دخيل ميشود كه باعث به وجود آمدن حرف و حديثهاي زيادي است و فكر ميكنم اگر به جاي آن هر سال از يك داور پيشكسوت تقدير و تجليل شود خيلي بهتر باشد.
فغاني در يك خانواده كاملاً ورزشي و در واقع كاملاً داوري به دنيا آمده است و حتي پدر همسرش هم داور است. اين مسئله چقدر در رشد او نقش داشته است؟
خب اين مسئله باعث ميشود هميشه زير ذرهبين باشي و قضاوتهايت كارشناسي شود. با اين تفاوت كه هر نقدي هم كه بشود مطمئن هستي نه از قصد و غرض است و نه براي آسيب رساندن. البته انتقادها ميتواند به رشد هر شخصي كمك كند، اما گاهي انتقادها نه سازنده است و نه از روي دلسوزي، خصوصاً كه به دليل يك سري اتفاقات متأسفانه در كشور ما با داوران رفتار محترمانهاي نميشود. هر چند توجه يا عدم توجه به اين انتقادها به خود فرد بستگي دارد. ميتوان خيلي خودخواهانه و مغرورانه با آن برخورد كرد كه اين درست مثل همان نقدهاي مغرضانه نتيجه مثبتي ندارد. ميتوان هم خيلي منطقي نگاه كرد و درس گرفت. به هر حال اشتباهات در داوري وجود دارد. اما مهم اين است كه با اين اشتباهات چطور برخورد شود. اگر چه هستند برخي كه سعي دارند همه ناكاميهاي خود را به گردن داور بيندازند، اما نگاه مثبت به اشتباهات داوري از سوي قاضي ميدان ميتواند باعث رشد خود داور و كسب تجربه براي او شود.
فكر ميكنيد با توجه به اينكه سن و سال زيادي هم نداريد و در جامجهاني 2014 برزيل نيز يكي از جوانترين داورها بوديد، تا چه زماني بتوانيد در ميدان قضاوت كنيد؟ تا جامجهاني 2018 يا بيشتر از آن؟
همانطور كه گفتم، اين بستگي به شرايط بدني و آمادگي جسمانيام دارد. البته عملكردم تا آن زمان هم خيلي اهميت دارد و آزمونهايي هم وجود دارد. مثلاً براي حضور در جامجهاني 2014 برزيل آزمون اصلي ما در جامجهاني جوانان در تركيه بود، اما به دليل آسيبديدگي داور اماراتي مجبور شديم در جام باشگاههاي جهان هم قضاوت كنيم كه خوشبختانه عملكرد خوبي در اين دو تورنمنت داشتيم و همين موضوع باعث شد بالاتر از تيم داوري كشورهاي استراليا، ازبكستان، قطر و كره جنوبي، جزو هفت تيم داوري برگزيده آسيا براي جامجهاني قرار بگيريم. البته در راه حضور در جامجهاني علاوه بر اين دو تورنمنت در پنج سمينار بينالمللي هم در كشورهاي سوئيس (دو دوره)، اسپانيا، برزيل و امارات شركت كرديم. براي جامجهاني 2018 نيز حتماً چنين آزمونهايي وجود دارد اما شرط حضور در اين آزمونها نيز آمادگي بدني و حفظ شرايط ايدهآل است كه خب كار چندان آساني هم نيست!
جدا از مسابقاتي كه به عنوان آزمون براي حضور در جامجهاني قضاوت كرديد، مهمترين قضاوتهاي فغاني طي چند سال اخير از نظر خود او كدامهاست؟
در سالهاي 2009 و 2010 فينال پرزيدنت كاپ و چلنج كاپ آسيا را قضاوت كردم. در جام ملت هاي آسيا 2011 داور ذخيره بودم، اما در همان سال و همين طور 2012 يكي از نامزدهاي كسب عنوان بهترين داور آسيا بودم. سال 2012 در فينال جام باشگاههاي جهان در توكيو نيز داور چهارم بودم و سال گذشته نيز در ديدار ردهبندي جام باشگاههاي جهان قضاوت كردم كه در همان مسابقه رونالدينيو را از زمين مسابقه اخراج كردم. بعد از آن هم حضور در جام جهاني و فينال جام ملتهاي آسيا از مهمترين قضاوتهايم بود.
بعد از جامجهاني 2018 داوري را كنار ميگذارد؟
تا زماني كه توان قضاوت در خود ببينم، به داوري ادامه ميدهم اما هر زمان حس كنم ديگر توان ادامه ندارم و ممكن است اصرار به داوري پروندهاي كه با زحمت براي خود جمع كردهام را مخدوش ميكند، سوت قضاوت را براي هميشه كنار ميگذارم. اما تا آن زمان و تا آخرين قضاوت تمام تلاش خود را ميكنم تا بهترين قضاوت را در مستطيل سبز داشته باشم.
عليرضا فغاني سالها فوتبال بازي كرد اما چرا از بين داوري و فوتبال، قضاوت را برگزيد؟
به عنوان بازيكن در تيم نوجوانان بانك ملي حضور داشتم و توپ زدم و بازي براي تيمهاي شهاب خودرو، اتكا و نيروي زميني را نيز دارم و در ليگ دسته دو نيز بازي كردم اما اين اجازه به من داده نميشد كه هم فوتبال بازي كنم و هم قضاوت. به همين دليل با توجه به علاقه زيادي كه به قضاوت داشتم از بين فوتبال و داوري، قضاوت را ترجيح دادم. كار خودم را از مسابقات استان تهران آغاز كردم و بعد از آن به رقابتهاي ليگ برتر آمدم، سپس مسابقات آسيايي و بعد از آن هم جامجهاني و نهايتاً به قضاوت در فينال جام ملتهاي آسيا رسيدم و همين باعث ميشود از انتخابم راضي باشم.
پدرتان ميگويد مربيانتان معتقد بودند ميتوانيد مليپوش خوبي شويد.
خب بدون شك هر كس تلاش كند به بهترينها خواهد رسيد. شايد اگر فوتبال را ادامه ميدادم به تيم ملي هم ميرسيدم اما الان هم داور موفقي هستم و ميتوان به شكل ديگري براي كشورم افتخارآفريني كنم و از اينكه داوري را انتخاب كردهام پشيمان نيستم و براي موفقيت هر چه بيشتر در اين زمينه همچنان تمام تلاشم را ميكنم. اما خب منكر اين مسئله نميشوم كه مربيان خوبي هم داشتم كه زحمت زيادي برايم كشيدند. مربياني مثل علي دوستي، جلال چراغپور، واقف جعفري و يوسف نادريان. البته در داوري هم خيليها به من كمك كردند كه البته ترجيح ميدهم اسمي از آنها نبرم كه مبادا نام كسي جا بيفتد. اما در واقع موفقيتهايم را مديون خانوادهام هستم كه هميشه پشت من بودند و حمايتم كردند.
حضور در جامجهاني و قضاوت در فينال جام ملتهاي آسيا افتخار بزرگي است اما فكر ميكنيد بتوانيد اين راه را ادامه داده و افتخارات بيشتري براي جامعه داوري ايران كسب كنيد؟
خب همه هدف من هم همين است. اينكه بتوانم افتخاري بيش از اين براي كشورم به ارمغان بياورم. اما در اين راه به حمايت مسئولان و دعاي خير مردم هم نياز دارم.