سفر وزير امور خارجه چين به ايران و ديدار با محمد جواد ظريف وزير امور خارجه و همچنين ساير مقامات عالي رتبه جمهوري اسلامي آن هم بعد از هشت سال نشان از آغاز دوران جديد از روابط دوجانبه بين دو قدرت مهم در قاره آسيا است.
اين واقعيت را نميتوان از نظر دور داشت كه روابط ايران و چين به رغم استحكام بنيادي طي چند سال اخير دچار برخي نوسانات به علت فشار فزاينده امريكا، به خصوص در حوزه نفت شده است، اما ميتوان اميدوار بود كه با توجه به تمركز امريكا براي مهار قدرت اين كشور همكاريهاي دوجانبه اين دو با يكديگر به نقطهاي مطلوب برسد.
نمي توان گفت كه ايران و چين با تهديد مشترك روبه رو هستند، اما به طور حتم زمينههاي مشترك براي همكاريها بسيار وسيع و مهم است. روابط ايران و چين سابقهاي بسيار طولاني دارد. ايران و چين از ميراثداران مهمترين تمدنهاي بشرند و آغاز حيات آنان يا به عبارت بهتر لحظه بنيانگذاريشان با امپراتوري بوده است. طبيعي است كه اين دو به عنوان مهمترين امپراتوريهاي دنياي باستان روابط ويژهاي با يكديگر برقرار ساختهاند. بنابراين ميتوان گفت كه روابط ايران و چين به قدمت تاريخ است. ايران از زمان امپراتوري هخامنشي روابطي نزديك با چين داشته، روابطي كه در سدههاي بعد و تاكنون با فراز و فرودهايي تداوم يافته است.
در دوران مدرن، ايران و چين به عنوان دو امپراتوري شكوهمند، به دليل ناتواني در تطبيق با مقتضيات زمانه به تدريج رو به زوال رفتند، به گونهاي كه در قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم، عرصه
تاخت وتاز قدرتهاي بزرگ شدند و روابط آنان نيز به سردي گراييد. به تدريج كه دو كشور از زوال فاصله گرفتند و روند بازيابي قدرت و جايگاه خود را آغاز كردند، روابط آنان نيز مجدداً برقرار شد و رو به گسترش نهاد.
در دوران نظام شاهنشاهي روابط ايران و چين محدود به برخي روابط خاص دو جانبه بود، اما به تدريج و پس از سامان گرفتن چين با سفر هواكوفنگ، مقام عالي رتبه چيني به تهران در اواخر دوران طاغوت توسعه روابط دو كشور كليد خورد.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز با توجه به مواضع مستقل ايران در مقابل ايران روابط دو كشور به شدت رشد كرد كه نقطه اوج آن سفر حضرت آيت الله خامنهاي در دوران رياست جمهوري به كشور چين بود كه البته با استقبال گسترده مقامات چيني نيز روبه رو شد.
مهمترين نيازمندي ايران در آن زمان بحثهاي نظامي بود، چراكه ايران در جنگي سخت با عراق رو به رو بود. از اواخر دهه 80 ميلادي كه تهران با افزايش تحريمها از طرف امريكا و تحريم تسليحاتي روبهرو شد براي گسترش قابليتهاي نظامي در طول جنگ ايران- عراق به كمك گرفتن از پكن متوسل شد.
مهمترين عرصهاي كه بين دو كشور در اين حوزه قرار داشت، همكاريهاي موشكي بود كه به شدت مورد ظن امريكاييها قرار داشت. موشكهاي ضد كشتي ايران تهديدي جدي براي نيروهاي دريايي امريكا در خليجفارس است. با توجه به توانايي اين موشكها با سرعت مافوق صوت يا نزديك به آن در ارتفاع سه تا پنج متري از سطح آب، گريز از سامانههاي راداري و مانع شدن از تدابير دفاعي، اين موشكهاي هدايتشونده ميتوانند از راه دريا، خشكي يا هوا شليك شده و در مقابل كشتيهاي كوچك و متوسط نيروي دريايي به خوبي عمل كنند. اگرچه ايران در داخل كشور انواع سامانههاي موشكي ضد كشتي را توليد ميكند، اما اكثر توانايي كنوني ايران درزمينه اينگونه موشكها ريشه در فناوري چيني دارد.
همين مسئله سبب شده است كه غربيها همكاري ايران و چين در حوزه فناوريهاي نظامي را با حساسيتهاي بالايي رصد كنند.
از آن زمان تاكنون اشتراكات وسيع منفعتي و ارزشي، روابط دو كشور را به سرعت توسعه داد. توسعه روابط دو كشور تاكنون با فراز و فرودهايي تداوم يافته است. در وضعيت فعلي اين روابط با ظرفيتها و محدوديتهاي دو گانه روبه رو است.
در كناراين روابط ايران و چين علاوه بر حوزه نظامي در حوزه اقتصادي و به خصوص بحث خريدهاي نفتي چين از ايران نيز به همان اندازه اهميت دارد.
حوزه انرژي از آنرو پراهميتترين حوزه ظرفيتساز در روابط دو كشور است كه از يك سو ايران از لحاظ ذخاير و موقعيت ژئوپوليتيك، بازيگري كليدي در حوزه انرژي به شمار ميآيد و از ديگر سو چين از بزرگترين مصرف كنندگان اين ماده است. مصرف انرژي در چين به قدري زياد است كه از آن به «اژدهاي نفتخوار» تعبير كردهاند. نياز سريعاً رو به تزايد چين به انرژي از يك سو و ذخاير عظيم ايران از ديگر سو طبيعتاً عرصه گستردهاي براي همكاريهاي دو طرف فراهم ميآورد.
طي سه سال گذشته بحث تحريمهاي يكجانبه امريكا و غرب عليه ايران و محدوديتهاي اقتصادي ناجوانمردانه عليه ايران همكاريهاي دو كشور را در اين بخش تعميق بخشيده است.
از آنجايي كه تحريمها كاملاً ايران را از بازار جهاني انرژي جدا كرده چين به بازاري مهم براي صادرات نفت ايران تبديل شده است. در عوض، ايران كالاهاي مصرفي ارزان و ارز قوي در كنار كمكهايي در زمينه گسترش اقتصادي و حمايت شوراي امنيت سازمان ملل از چين دريافت كرده است. بهعلاوه، چين و ايران هردو در انزجار از امريكا مشترك هستند. چين امريكا را قدرتي ميداند كه در صدد است قدرت اين كشور را در جنوب شرقي آسيا محدود كند و در مقابل چينيها هم به دنبال اين هستند كه از محاصره اين كشور توسط امريكا جلوگيري كنند.
به نظر ميرسد كه در چنين شرايطي با انزجار از امريكا كه چين و ايران ميتوانند بستري جديد براي همكاريهاي دو جانبه تعريف كنند سفر وزير امورخارجه چين به ايران با توجه به مذاكرات هستهاي نكتهاي است كه غير قابل چشم پوشي است.
سياست خارجي ايران و چين در برخي حوزهها واجد همپوشيهاي مهمي است. دو كشور بر چندجانبهگرايي تأكيد دارند، مداخله در امور داخلي كشورها را برنميتابند و براي ارتقاي جايگاه كشورهاي در حال توسعه در نظم بينالمللي تلاش ميكنند. اين همپوشيها ميتواند همكاريهاي سياسي دو كشور را معنادار سازد.
به نظر ميرسد بايد به تماشاي اتحاد شير و اژدها عليه عقاب امريكايي نشست.