کد خبر: 703620
تاریخ انتشار: ۲۵ بهمن ۱۳۹۳ - ۱۴:۲۱
نگاهي به كتاب «آخرين چهره» كه به زندگي شهيد اندرزگو مي‌پردازد
شهيد سيد‌علي اندرزگو يكي از چهره‌هاي تأثيرگذار در به ثمر رسيدن انقلاب اسلامي و سقوط رژيم پهلوي است.
آرمان شريف
 اندرزگو با تغيير هويت‌هاي مختلف كابوسي براي مأموران ساواك شده بود، به گونه‌اي كه سران حكومت براي دستگيري او جايزه تعيين مي‌كنند. زندگي شهيد اندرزگو فراز و نشيب زيادي داشته كه براي يك مبارز انقلابي موضوعي طبيعي به حساب مي‌آيد. چريك تنهاي انقلاب پس از ترور حسنعلي منصور سال‌ها به صورت مخفيانه زندگي مي‌كرد تا در نهايت چند ماه پيش از پيروزي انقلاب، به دست مأموران به كمين نشسته ساواك به شهادت رسيد.

نوع زندگي و مبارزات شهيد اندرزگو هميشه براي علاقه‌مندان به تاريخ انقلاب جالب توجه بوده است. به همين دليل تا به حال كتاب‌هاي مختلفي درباره سبك زندگي و شيوه مبارزاتي‌اش به چاپ رسيده است كه هر كدام از اين كتاب‌ها جذابيت‌هاي خاص خودشان را داشته است. شخصيت شجاع و پر رمز و راز اندرزگو مي‌تواند هر نويسنده‌اي را براي پژوهش و نگارش ترغيب كند و مي‌تواند هر كتابي را خواندني و مخاطب‌پسند نمايد.

اين بار حوزه مقاومت بسيج طلاب و روحانيون شهيد اندرزگو كتابي با عنوان «آخرين چهره» را درباره زندگي شهيد اندرزگو به چاپ رسانده است. نام كتاب اشاره‌اي مستقيم به تغيير چهره‌هاي مداوم اندرزگو دارد و ذهن مخاطب آگاه را كه آشنايي نسبي با شخصيت چريك تنهاي انقلاب داشته باشد متوجه نوع فعاليت‌هاي اندرزگو مي‌كند. بر روي جلد كتاب هم چهره اندرزگو در حالت‌ها و هويت‌هاي گوناگون به تصوير كشيده و به نوعي كامل كننده عنوان كتاب است. وقتي سيد‌علي از عراق به ايران مي‌آيد با نام مستعار شيخ عباس تهراني در حوزه علميه مشغول به تحصيل مي‌شود يا در مشهد نام مستعار سيد حسين حسيني را بر خود مي‌گذارد. اين تغيير اسم‌ها فشار زياد حكومت بر وي و زندگي مخفيانه‌اش را نشان مي‌دهد.

«آخرين چهره» دو بخش اصلي دارد؛ يكي مقدمه كه شامل زندگينامه شهيد و نوع فعاليت‌ها و شهادتش است و در بخش ديگر خاطرات و گفت‌وگوهايي كه درباره شهيد اندرزگو به چاپ رسيده، گردآوري شده است. در بخش اول گزارش‌هاي ساواك درباره شهيد را مي‌خوانيم و عكس‌هايي از كارت‌هاي جعلي وي كه با نام‌هاي سيد‌ابوالقاسم واسعي و عبدالكريم سپهرنيا درست شده را مي‌بينيم. اما جذابيت اصلي كتاب در بخش دوم نهفته است. جايي كه گفت‌وگو با همسر شهيد و ديگر شخصيت‌هاي انقلابي ناگفته‌هاي جالبي از زندگي سيد‌علي را پيش‌رويمان مي‌گذارد. خواندن آشنايي همسر شهيد با او و نحوه خواستگاري، اطلاعات خوب و جالبي را به مخاطب مي‌دهد. كبري سيل‌سه‌پور در بخشي از گفت‌وگو درباره فرارشان به همراه سيد‌علي مي‌گويد: «وقتي رسيديم تهران، سه روز مانديم. ايشان تغيير لباس و ظاهر داد. كمي‌ برنامه‌هايشان را رديف كردند و با قرض گرفتن يك پيكان از دوستي به طرف مشهد رفتيم. 10 روزي مشهد مانديم و دوباره مجبور به فرار شديم. رفتيم زابل تا از آنجا برويم افغانستان و گذرنامه‌اي درست كنيم و برويم عراق و در اين كشور ماندگار شويم...»

همچنين حرف‌هاي آيت‌الله سيد‌علي‌اصغر هاشمي‌عليا كه ارتباط نزديكي با سيد‌علي در روزهاي مبارزه داشته خواندني است. او از نحوه آشنايي‌اش با شهيد اندرزگو و پناه دادن به وي مي‌گويد:«... اسلحه‌ها را داخل چمدان مي‌گذاشت و مي‌آورد و مي‌گفت كتاب است. كسي هم تصورش را نمي‌كرد كه اينها اسلحه است. يك قفس و پتي مي‌گرفت. پتي يعني خروس جنگي. از اين خروس جنگي‌هاي بزرگ گرفت و گذاشت داخل قفس. زير آن را هم جاسازي كرد و اسلحه‌ها را در آن جا داد. با همين قفس از مشهد و با قطار مي‌آمد و هيچ‌كس هم نمي‌فهميد با خودش چه آورده است...»

در ادامه هم صحبت‌هاي آيت‌الله سيد‌عبدالكريم كشميري درباره نحوه شهادت سيد‌علي و ابوالقاسم خزعلي و سيد‌آزادگان، سيد‌علي‌اكبر ابوترابي را مي‌خوانيم كه هر كدام حرف‌هايي درباره شهيد گفته‌اند. اما در بخش‌هاي پاياني گفت‌و‌گو با برادر و پسر شهيد، شيخ‌محمد نحوي، جعفر شجوني و مرضيه حديدچي را مي‌خوانيم كه هر‌كدام به يك دوره خاص از زندگي سيد‌علي پرداخته‌اند و به غناي محتوايي كتاب كمك كرده‌اند.

«آخرين چهره» كتابي است كه با گردآوري و جمع‌كردن مطالب درباره شهيد اندرزگو سعي كرده شمايي از شخصيت اين شهيد بزرگوار را پيش‌روي مخاطب قرار دهد. تجربه‌اي كه با توجه به مطالب بيان شده در آن، توانسته به خوبي از عهده اين كار بر بيايد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار